کلیدواژه‌ها = وبر

نگاهی غیر یورو سنتریک به کلاسیک‌های جامعه‌شناسی باز خوانی قرائت شریعتی از ماکس وبر

دوره 20، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 114-124

https://doi.org/10.22034/jsi.2020.43315

سید جواد میری

چکیده آیا می‌توان سخن از خوانش شریعتی از ماکس وبر به میان آورد؟ بسیاری معتقدند که شریعتی نه تنها جامعه‌شناس نبود بل آثارش به صورت بنیادین بر رشد تخیل جامعه شناختی در ایران تاثیر سلبی گذاشت و یکی از موانع عمده در بسط علوم اجتماعی بوده است. پرداختن شریعتی به وبر را به دو گونه می‌توان مورد بررسی قرار داد: یکی به این صورت که شریعتی تا چه پایه تحت تاثیر وبر بوده است و آیا می‌توان او را یک جامعه‌شناس وبری قلمداد کرد؟ صورت دوم از پرداختن به شریعتی و نسبتش با ماکس وبر می‌تواند این‌گونه باشد که شریعتی خوانشی "شریعتی وارانه" از وبر داشت که با خوانش‌های یوروسنتریک همخوانی ندارد؟. آیا فهم شریعتی از وبر منطبق بر متن بوده است یا وبری که شریعتی برساخته است وبرِ شریعتی است؟ پرسش هایی از این دست که ناظر بر هرمنوتیک است نیاز به واکاوی دارد.
 
 

تحلیل ابژکتیویتۀ ماکس وبر در پرتو فلسفۀ استعلایی کانت

دوره 18، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 53-81

سیداسماعیل مسعودی، سید سعید زاهد زاهدانی

چکیده ماکس وبر حامل مهمترین پرسش فلسفیِ مجادلات روش­شناختی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بوده است: «معنا و ماهیت ”ابژکتیویته“ در علوم فرهنگی و اجتماعی چیست؟». او با گذر از دوگانۀ پوزیتیویستیِ ”آزادی ارزشی“ و ”حکم ارزشی“ و استفاده از اصطلاحِ ”ربط ارزشیِ“ طرح شده توسطِ مکتب نوکانتی جنوب غربی آلمان توانست مسیر ویژه­ای برای تاسیس علوم فرهنگی و ابژکتیویته آن فراهم آورد. اما فهم و تبیین جایگاه ”ربط ارزشی“ برای دست‌یابی به ابژکتیویته در علوم فرهنگی و همچنین یافتن ضعف­های آن، نیازمند تأمل و بازخوانی فلسفی است. ماکس وبر ”ربط ارزشی“ را به پشتوانۀ آباء فلسفی­اش (از جمله ریکرت) با ”بازگشت به کانت“به سرانجام رساند؛ اما رجوع وبر به کانت در آثار روش­شناختی­اش به صورت مختصر و کاملاً جسته و گریخته بوده است. این مقاله، عهده­دار بازطراحی منظم اندیشه وبر برای تبیین جایگاه ربط ارزشی در ابژکتیویته براساس فلسفۀ کانت به خصوص با تاکید بر وجه ”استعلایی“ این فلسفه است. تحلیل استعلایی و کانتیِ مسئله ابژکتیویته ماکس وبر، به لحاظ روشی از سنخ فلسفۀ علوم اجتماعی بوده و دارای دو بُعد تفسیری و انتقادی همزمان است. با تفسیر ابژکتیویته ماکس وبر براساس فلسفۀ استعلایی کانت روشن گردید که ” ارزش“ به مثابۀ حد و شرط ”پیشینی“؛ هم شرط
شکل­گیری و هم شرط فهم ابژه­های فرهنگی است. از همین رو، هر چند ربط ارزشی شرط ابژکتیویته تحقیق است اما اساساً  یک شرط سوبژکتیو است.  

تاملی بر مقاله " درباره جامعه شناسی مردم مدار" : نسبت جامعه شناسی مردم مدار با علوم اجتماعی در ایران

دوره 8، شماره 3، پاییز 1386، صفحه 30-53

محمد جواد اسماعیلی

چکیده مایکل بوراوی، قائم مقام انجمن جامعه شناسی در آمریکا در تیرماه سال 1387 سفری به ایران داشت که در چند دانشکده علوم اجتماعی به اشاعه اندیشه خود در مورد مفهوم و واقعیت جامعه شناسی مردم مدار پرداخت. در همین زمینه، مقاله ای از وی در انجمن جامعه شناسی ایران به چاپ رسید. در این نوشتار به واکاوی و سنجش ایده مایکل بوراوی در مورد " بازگشت به  گروه های مردمی " از طریق جامعه شناسی مردم مدار می پردازیم و در بازتعریف و بازخوانی آن با توجه به شرایط معرفتی و اجتماعی علوم اجتماعی در ایران ، بر " تاسیس ، تثبیت و گسترش " جامعه شناسی حرفه ای ،در مفهوم وبری کلمه ، تاکید میکنیم. ما نه تنها با فربه شدگی جامعه شناسی حرفه ای روبرو نیستیم که علی رغم هفتاد سال طی مسیر ، به لحاظ معرفتی در آغاز راه هستیم. بوراوی مسئله و بحران جامعه شناسی امریکایی را اندیشیده ودر صدد دمیدن روح تازه " جامعه شناسی مردم مدار " در کالبد بی رمق جامعه شناسی حرفه ای و سیاستگذارامریکایی است.دغدغه بوراوی ، زنده نگهداشتن بینش جامعه شناختی است ، در حالی که  مسئله علوم اجتماعی در ایران ، توجه توامان به تکوین و توسعه اندیشه مفهومی جامعه شناختی  و استقلال دانشگاهی  و البته بازگشته به واقعیت زیست جهان مردمی است. در پایان، تقسیم بندی بوراوی از چهار نوع دانش و جامعه شناسی را از منظری وبری ، به شکلی دیگر دسته بندی میکنیم. روش سنجش و بررسی اندیشه بوراوی ،  توصیفی- هنجاری است که از یافته ها و پژوهش های در دسترس نیز به فراخور حال،  استفاده می شود.