چالشهای زیست دینی (مورد مطالعه جوانان شهرستان سنندج)
دوره 17، 1,2، بهار 1395، صفحه 96-120
سیدحسین سراجزاده، سارا شریعتی، کیهان صفری
چکیده واقعیت اجتماعی کردستان، خبر از وجود جریانهای دینی- عقیدتی میدهد که خوانشهای متفاوتی از دین و دینداری دارند، به طوری که میتوان از نوعی تکثر دینی- عقیدتی در کردستان سخن گفت که زیست دینی جوانان کُرد را با چالشهایی هم مواجه کرده است. این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که: مهمترین چالشهای زیست دینی جوانان با وجود تکثر دینی-مسلکی در شهرستان سنندج کدامند؟ در این پژوهش از روش کیفی و به طور خاص از نظریة زمینهای برای تحلیل دادهها استفاده شده است. براساس دادههای گردآوری شده از میدان تحقیق، نُه مقوله با عناوین: سلفیگری و بنیادگرایی دینی، مکاتب دینی و تعارضات دینی، تضاد سنتهای دینی و مدرنیته، تحمیل ایدئولوژیهای سیاسی-دینیِ مرکزی، فرقهگرایی، ترکیب و تعارض دین و سیاست، رشد بیعدالتیهای دینی/ سیاسی/ ساختاری، بیاعتمادی به معرفان دینی و دنیاگروی برساخته شد. این مقولهها حاکی از ان است که در میدان اجتماعی و فرهنگی کردستان تنشهایی جریان دارد که میتواند موجب تقویت جریان فرآیند سکولارشدن گردد و واکنش هایی نسبت به آن شکل گیرد. بنابراین، نه مقوله حاصل از دادهها حول مقوله "تنشهای چند وجهی مقوم سکولارشدن" به عنوان مقوله هسته تنیده شدهاند.
درک معنایی پیامدهای ورود نوسازی به منطقه اورامان کردستان ایران به شیوه پژوهش زمینهای
دوره 9، شماره 1، بهار 1387، صفحه 3-33
احمد محمدپور، مهدی رضایی
چکیده بررسی حاضر به بازسازی معنایی پیامدهای نوسازی از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی میپردازد. رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی با تأکید بر بینش سازهگرایانه اجتماعی بر این باور است که کنشگران اجتماعی نقش اصلی در ساخت و بازسازی زندگی اجتماعی خود ایفا کرده و به گونهای بازاندیشانه و آگاهانه در برابر محیط و تغییرات آن عمل میکنند. این رویکرد، برخلاف رویکرد پوزیتیویستی، که بر اصالت محیط، نظم و قاعدهمندی در واقعیات اجتماعی و ثبات ماهیت انسان تأکید دارد، به اصالت انسان، سیالیت و بر ساخته شدن مداوم واقعیات اجتماعی و نیز انعطافپذیری ماهیت انسان معتقد است. در این مقاله با به کارگیری این رویکرد سعی شده است به درک و تفسیر پیامدهای نوسازی در قالب مطالعه موردی اورامانات کردستان از منظر ساکنان آن سامان پرداخته شود. اورامان تخت منطقهای است وستایی و کوهستانی که در جنوب غربی شهرستان مریوان واقع شده است. ساکنان این منطقه عمدتآ به فعالیتهای دامداری، باغداری و کشاورزی محدود میپردازند. با این وجود در طی چند سال اخیر، تغییر و تحولاتی مانند پیدایش فعالیتهای اقتصادی جدید، تکنولوژی و امکانات مدرن، آموزش و بهداشت نوین و دیگر عناصر نوین منطقه پدید آمدهاند که بر ساختار اجتماعی این جامعه تأثیر گذاشتهاند. لذا درک و تفسیر مردم از شرایط، فرایند و پیامدهای این تغییرات از اهمیت بهسزایی برخوردار است. روششناسی پژوهش حاضر، کیفی است و از روش مردمنگاری برای انجام دادن عملیات تحقیق و انجام دادن کلیه مراحل کار میدانی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی از روش نظریه زمینهای استفاده شده است. هدف عمده این مطالعه عبارت است از بررسی درک، تفسیر و ارزیابی پیامدهای نوسازی آنطور که توسط مردم تحت مطالعه تجربه میشوند، در این مطالعه پیامدهای نوسازی در ابعاد اقتصادی، قشربندی اجتماعی، آموزش مدرن، بهداشت مدرن، اعتقادات، تکنولوژی، ارتباطات و حمل و نقل، زبان، خویشاوندی و تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند. بعد از انجام دادن عملیات کدگذاری باز، محوری و گزینشی، برای هریک از ابعاد فوق یک مقوله هسته و مدل زمینهای ـ پارادایمی ارائه شده. مقولات هسته عبارت بودند از: ارتقای معیشتی، رهایی، توانمندساز/ فشارآور، افزایش امید به زندگی، بقای اصول، رفاهآفرین/ چالشبرانگیز، تسهیلبخشی، چالش زبانی، میل به بازگشت و تضعیف شبکهها. مقوله هسته نهایی در این مطالعه درک نوسازی به مثابه ساختار بخش و ساختارشکن است. براساس این مقوله، مردم اورامان پیامدهای نوسازی را به مثابه ساختاربخش و ساختارشکن دریافتهاند که در آن نوسازی از یک طرف ساختارهای جدیدی به جامعه آنان بخشیده است اما همزمان بسیاری از ساختارهای سنتی آنان را نیز دچار افول کرده است. مقوله هسته مذکور در قالب یک مدل زمینهای ـ پارادایمی شامل شرایط، تعاملات (استراتژیها) و پیامدها ارائه شده است.
