کلیدواژه‌ها = هویت
جامعه شناسی

جامعه ایرانی و فضای مجازی تحلیل ثانویه تحقیقات علوم اجتماعی در حوزه فضای مجازی

دوره 22، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 3-32

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.553862.1578

مهین شیخ انصاری

چکیده فضای مجازی اکنون جزئی از زندگی روزمره بیش از 67 میلیون نفر کاربر ایرانی شده است، این مطالعه بر آن است که فهم بهتری از تاثیر فناوری­های وب2 بر جامعه و کنش کاربران ایرانی در فضای مجازی بدست بیاورد. به لحاظ روشی، این تحقیق از نوع تحلیل ثانویه است، و نمونه مورد مطالعه 732 مقاله منتشرشده علوم اجتماعی در بازه زمانی 1381 تا 1400 است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که فناوری­های وب2  هویت دینی و ملی، و ارزش­های خانوادگی کاربران ایرانی را تضعیف می‌کنند. همچنین این فناوری ها روابط اجتماعی، سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی کاربران ایرانی را افزایش می‌دهند. از طرف دیگر «مسائل و پدیده‌های نوظهور اجتماعی» مانند اعتیاد اینترنتی، جرائم اینترنتی، سوگواری مجازی، زیارت مجازی و ...در فضای مجازی پدید آمده است.

سید فخرالدین شادمان، ایستاده بر زمینِ زبان

دوره 21، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 3-21

https://doi.org/10.22034/jsi.2021.244638

محمدسالار کسرایی، ریتا اصغرپور

چکیده این تحقیق در‌صدد است به خوانشِ اندیشۀ "سید فخرالدین شادمان" از تجدد و مسائل برآمده از آن در چارچوب نظریۀ  تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه بپردازد، اینکه چه رویکردِ سلبی یا ایجابی نسبت به تجدد، و خاستگاه آن غرب، در گفتمان شادمان شکل‌بندی شده است و چه نظامی از معانی و مفاهیم را در مواجهه با تجدد و شکاف‌های هویتی ناشی از آن برساخته است. او پرسش و پاسخِ خود از چگونگیِ این مواجهه و جذب یا طردِ ملزومات و وقته‌های تمدن غرب را در کتابِ تسخیر تمدن فرنگی در دهۀ 1320 شمسی صورت‌بندی می‌کند، و با باور به تجددی هدایت شده و برنامه‌ریزی شده در زنجیرۀ گفتمان‌های بومی‌گرا معتقد است جانمایه تجدد و پیشرفت غرب فقط در علم آن محدود می و این علم را باید اخذ کرد پیش از آن­که سایر عناصرِ فرهنگِ مهاجمِ غربی، سوژه‌های مستقر در وضعیتِ فرهنگی-اجتماعی سنتی را مسخر خود سازند و از محتوای هویتی‌شان تهی کنند. شادمان پروژۀ تسخیرِ تمدن غرب را امکان‌پذیر نمی‌داند مگر  با خودآگاهی و وحدت ملی که او این هر دو را با مفصلبندی حولِ دال مرکزی زبان فارسی به عنوان بازنمایِ هویت و خِرد ملی ممکن دانسته و تلاش می‌کند با ایجادِ خصلت تعیّن کنندگی در زبان فارسی، مواضعِ سوژگی پراکنده را از مقامِ خودِ حقیرِ تجدد‌‌زده یا سنت‌زده به موضعِ منسجم و یک­پارچۀ خودِ آگاه و اصیل، ارتقا دهد تا سوژه به واسطۀ این خودآگاهی به بومی‌سازی تجدد پرداخته و ایران را از وضعیتِ سلطه و تسخیر غرب برهاند.
 
 

هویت ایرانى در گفتار جوانان

دوره 12، شماره 1، بهار 1390، صفحه 36-62

کاووس سیدامامى

چکیده در این تحقیق با برساخته دانستن هرگونه هویت جمعى تلاش به عمل آمد تا درکى که جوانان تحصیل‌کرده از هویت ایرانى خود دارند تا جاى ممکن فهم و معرفى شود. برخلاف صاحب‌نظرانى که هویت ایرانى را با ارجاع به انواع خوانش‌ها از پیشینه تاریخى این سرزمین و سنت‌هاى فرهنگى، ادبى، زبان‌شناختى یا دینى آن تعریف مى‌کنند، در این پژوهش سراغ گروهى از مردم این کشور، یعنى جوانان، رفتیم که به‌لحاظ جمعیت‌شناختى و نیز پى‌ریزى فرهنگ آینده کشور در موقعیتى راهبردى قرار دارند و کوشیدیم مفهوم «ایرانى بودن» را از زبان خود آنان بشنویم و در معرض تحلیل جامعه‌شناختى قرار دهیم. به این منظور با نمونه‌اى 71 نفره از جوانانى که 18 تا 29 سال سن داشتند و حداقل دانشجوى کارشناسى بودند مصاحبه‌هاى نیمه‌ساختمند کیفى ترتیب دادیم. از مهم‌ترین یافته‌هاى پژوهش آن بود که بیشتر جوانان مصاحبه شده «ایرانى بودن» خود را تا حدود زیادى متفاوت با نسل‌هاى پیشین و در ترکیبى از ارزش‌هاى عاطفى و انسانى موجود در روابط خانوادگى و دوستى، در کنار معیارهاى پیشرفته بودن و مترقى بودن در جهان امروز، معرفى مى‌کردند.  

بررسى رابطه سبک زندگى با هویت قومى جوانان (مطالعه موردى: شهرستان مهاباد)

دوره 11، شماره 2، تابستان 1389، صفحه 17-44

ابوالفضل ذوالفقارى، لاوین سلطانى

چکیده امروزه مسئله هویت‌هاى قومى به مسئله‌اى جهانى در کشورهاى پیشرفته و درحال‌توسعه تبدیل شده است. هویت قومى تنها یکى از هویت‌هاى جمعى چندگانه انسان است که با سایر هویت‌هاى او نقش مهمى در تعریف و بازتعریف فرد ایفا مى‌کند.
این مقاله با کاربرد نظریه گیدنز در خصوص سبک زندگى و هویت به بررسى و تبیین هویت قومى افراد براساس سبک زندگى‌شان مى‌پردازد. جمعیت آمارى این پژوهش را جوانان 18ـ30 سال شهرستان مهاباد که داراى هویت قومى کردى هستند تشکیل مى‌دهد. نمونه‌گیرى با روش خوشه‌اى چند مرحله‌اى انجام شده و حجم نمونه 300 نفر بوده است. اطلاعات مورد نیاز با کاربرد روش پیمایش و ابزار پرسش‌نامه جمع‌آورى و سپس تجزیه و تحلیل شده است. یافته‌هاى پژوهش نشان مى‌دهد که بین سبک زندگى افراد با هویت قومى آنان رابطه معنى‌دارى وجود دارد به نحوى که هرچه سبک زندگى افراد در جامعه امروزى مدرن‌تر باشد از میزان هویت قومى افراد کاسته مى‌شود. علاوه بر آن بین میزان تحصیلات و پایگاه اقتصادى ـاجتماعى افراد با هویت قومى آنان رابطه معنى‌دارى وجود دارد در حالى‌که بین هویت قومى با سایر متغیرهاى زمینه‌اى همچون سن و جنس رابطه‌اى وجود ندارد.  

اینترنت و تغییر اجتماعی در ایران: نگاهی فراتحلیلی با تأکید بر جوانان

دوره 9، شماره 3، پاییز 1387، صفحه 120-142

مهدی منتظرقائم، احسان شاقاسمی

چکیده اینترنت رسانه‌ای جدید با ماهیتی متفاوت از رسانه‌های پیش از خود است و در عین حال تقریبآ همه آن رسانه‌ها را در خود دارد. اینترنت با خود تغییرات اجتماعی به همراه می‌آورد و این تغییرات بیش از همه در میان جوانان که بیشترین تعداد کاربران اینترنت را تشکیل می‌دهند، رخ می‌دهد. اینترنت در فاصله سال‌های 1380 تا 1385 در ایران رشدی حدود 2500 درصد داشته است. این وضعیت امکان ایجاد یک نسل را در ایران مطرح می‌کند، نسلی که در سال‌های نوجوانی با تکنولوژی‌های نوین ارتباطی آشنا شده و در حال حاضر به سمت سنین میانسالی حرکت می‌کند. در این مقاله خواهیم دید که جوانان ایرانی از قابلیت‌های ارتباطی اینترنت به‌طرز مؤثری بهره گرفته‌اند. گروه‌های اجتماعی مختلف بنا به ویژگی‌های خاص جامعه ایران، اینترنت را مکان خوبی برای خودابرازی و ایجاد ارتباط یافته‌اند. زنان ایرانی برای دستیابی به اهداف اجتماعی و گروهی خود پابه‌پای مردان و گاهی پیش از آن‌ها از امکانات اینترنت استفاده کرده‌اند. اینترنت در ایران امکان نوع خاصی از هنجارشکنی را پدید آورده که امکان برخورد با آن به روش‌های سنتی وجود ندارد. اینترنت در سال‌های اخیر به عنوان رسانه‌ای برای تأثیرگذاری مذهبی و ترویج مذهب در میان جوانان ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این پژوهش با یک رویکرد فراتحلیلی و مطالعه اسنادی نشان می‌دهد که اینترنت باعث ایجاد یک نسل در ایران شده است. در ادامه ویژگی‌های این نسل ایرانی برشمرده شده است.

تأثیر احساس محرومیت نسبی بر هویت قومی و هویت ملی مطالعه موردی: اعراب استان خوزستان

دوره 8، شماره 2، تابستان 1386، صفحه 122-140

عبدالرضا نواح، سید مجتبی تقوی‌نسب

چکیده رابطه فرهنگ‌های محلی و فرهنگ عمومی یا رسمی یک کشور ازجمله مسائل بسیار مهم و قابل توجه در هر جامعه‌ای است. تعامل خرده‌فرهنگ‌های یک جامعه و ارتباط آن با فرهنگ رسمی کشور تأثیرات شگرفتی بر فرآیند جامعه‌پذیری فرد دارد و عدم انسجام میان این فرهنگ‌ها، تعارضات و تضادهای درونی فراوانی را در کنشگران ایجاد می‌کند. این پژوهش که در میان اعراب استان خوزستان انجام گرفته است، به‌دنبال طرح این مسئله است که احساس محرومیت نسبی در میان اعراب استان خوزستان چه تأثیری بر هویت ملی و هویت قومی آن‌ها می‌گذارد و نهایتآ این‌که بین هویت ملی و هویت قومی چه رابطه‌ای وجود دارد. یافته‌های این پژوهش نشان که با افزایش احساس محرومیت نسبی، هویت قومی در میان مردم عرب این استان تشدید شده و در پی آن برخی جنبه‌های هویت ملی آنان کاهش می‌یابد؛ بنابراین، یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که بین هویت قومی و هویت ملی اعراب استان خوزستان رابطه معکوسی وجود دارد. شایان ذکر است که در این تحقیق هویت قومی با توجه به ابعاد سه گانه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن مورد سنجش قرار گرفته است.  

ماهواره و هویت جنسیتی دختران جوان(مطالعه موردی دختران دبیرستانی منطقه 5 شهر تهران)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1385، صفحه 76-100

فروغ السادات عریضی، فریدون وحیدا، پروانه دانش

چکیده این تحقیق به دنبال بررسی اثر استفاده از شبکه های تلویزیونی ماهواره ای بر هویت جنسیتی است.به منظور بررسی این رابطه از نظریه "استفاده و التذاذ"و نظریه "هویت اجتماعی" جنگینز استفاده شده است.این تحقیق به صورت پیمایشی و با ابزار پرسش نامه در بین دانش آموزان دختر دبیرستانهای منطقه 5 آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 84-85 انجام شد.روش نمونه گیری خوشه ای بوده است و حجم نمونه 417 نفر می باشد.نتایج نشان میدهد که 58 درصد پاسخ گویان در منزل ماهواره داشته و از آن استفاده می کنند. آزمون فرضیات نشان میدهد که بین وجود ماهواره در منزل و هویت جنسیتی رابطه ای وجود دارد و افراد دارای ماهواره از سازه هویت جنسیتی نمره کمتری دریافت کرده اند که نشان دهنده تغییر رفتارها و نگرشها به سمت الگوها و گرایش های جدید است.بین میزان استفاده از ماهوراه و هویت جنسیتی نیز همین رابطه تایید می گردد.در مدل تحلیل مسیر با وارد کردن همه متغیرها ،انگیزه استفاده بالاترین نقش را در تبیین متغیر وابسته ایفا کرده است و متغیرهای پایگاه خانواده ،میزان استفاده و نوع رسانه  در دسترس نقش کمتری در تبیین داشته اند.