کلیدواژه‌ها = سوژه

بازخوانی افلاطونی سوژه در فیلم سینمایی گاو، ساختۀ داریوش مهرجویی

دوره 21، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 31-58

https://doi.org/10.22034/jsi.2020.244319

وحید ترابی جهرمی، نازنین ملکیان، سروناز تربتی، نوروز هاشم‌زهی

چکیده گذر از تاریکی به‌سوی روشنایی تمثیلی زیبایی است که گذشتگان برای توصیفِ توسعۀ ظرفیت‌های انسانی به­کار برده‌اند. ظرفیت‌های بالقوه‌ای که امکان بالفعل شدن نیافته یا این‌که توسط خود آدمی سرکوب شده‌اند. تمثیل غار در اندیشه افلاطون مبتنی بر همین گذار از تاریکی به روشنی بوده است و درواقع این تمثیل توصیفی متعالی‌تر از وضعیت انسان را به نمایش می‌گذارد. فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی نیز نوعی از تحولات انسانی را به تصویر می‌کشد. توصیف آدمی که بر مرز روشنی و تاریکی در حال حرکت است و به ناگاه به درون جهان تاریکی‌ها پرتاب می‌شود. هدف از انجام این مقاله خوانش دوباره‌ای بر فیلم گاو بوده و تبیین الگوهای انسان شناسی آن است. روش تحلیل محتوای کیفی تکنیکی بوده که برای کسب این مفاهیم انتخاب شده است. در پایان الگوهای انسان‌شناسی یافته‌شده نشان می‌دهند که گذر به حقیقت متعالی‌تر و جامعه‌پذیری مطلوب مبتنی بر الگوهای فرهنگی بلندمدت و تدریجی است.
 
 

دیگریِ دینی در دیالکتیک ثبوت و نفی (خوانشی نظری- انتقادی از مواجهه سوژه و دیگری)

دوره 20، شماره 1، بهار 1398، صفحه 26-48

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.38566

امید جهانگیری، یونس نوربخش

چکیده این پژوهش به­میانجیِ نقدی هستی­شناسانه، برآنست تا رهاییِ دیگری (به­مثابه ابژه) از تسلط سوژه را (گفتمان دینی مسلط) واکاود، اما هدف وارونه کردن این نسبت نیست،
به­بیانی دیگر نشاندن دیگری در جای سوژه و دیگری را بر سوژه مسلط کردن. بلکه هدف اساسی در این­جا ارتباط بنیادین میان سوژه و دیگری است که ضرورت طرح این پروبلماتیک را پیش می­کشد. مفاهیمی که از دل صورت‌بندیِ نظری (برگر، باختین، رانسیر) برآمده­اند در کلیت خود بر چگونگی نسبت سوژه و دیگری استوراند. دیگری در این تلقی، ابژه­ای در درون تکثری از ابژه­های شناخت نیست که باید سوژه، آن را دریابد بلکه دیگری نیز واجد سوژگیِ خود (سوژه شناسنده) است که هر دَم به­میانجیِ وضعیت­های اجتماعی، تاریخی، سیاسی، فرهنگیِ خاصی آن را از کف داده یا از او سلب گشته است. بر این اساس نسبت تساهل دینی و پلورالیسم دینی با گفت‌وگومندی و بینامتنیت در بستر اجتماعی چیست؟ نسبت تساهل دینی با من از یک­سو و دیالکیتک من با دیگربودگی در بستر اجتماعی چیست؟ آیا می­توان از برابری رادیکال یا بازتعریف تقسیم امر محسوس رانسیری به­مثابه میانجی­ای ضروری یاد کرد؟ سپهر برابری رادیکال تا چه مرزی می­تواند گسترده شود؟ آیا گفتمان مسلط دینی یا (پلیس به­تعبیری رانسیری) مجالی برای سیاستِ (دیدارپذیری) دیگری خواهد داد؟ سیاستِ دیگری در مواجهه با گفتمان مسلط دینی یا پلیس از چه مکانیسم­هایی می­تواند بهره جوید؟پس از واکاوی منابع نظری و بهره­گیری از روش اسنادی جهت توصیف و تحلیل ادبیات پروبلماتیک پژوهش، مدلی نظری/مفهومی از منطق درونی بحث استخراج شده تا امکان آشکارشدن پیچیدگیِ توصیف و تحلیل برآمده از صورت‌بندیِ بحث، فراهم گردد. در نهایت پژوهش برآن‌ است تا نشان دهد که، خودآیینیِ سوژه­ها (سوژه شناسنده کانتی)، مواجهة آن­ها با اغیار را نه به­گونه­ای یک­سویه و اقتدارگرایانه، بلکه آکنده از گفت‌وگو و گفت‌وگومندی می­سازد (دیالوگ باختینی) که سوژه را ایستاده در تکثری از معانی و نشانه­هایی قرار می­دهد که او را به­ساخت صورت‌بندی­هایی منطقی از نمودگارهایی (فنومن) فرامی­خواند که در بازار دین در برابر دیدگان او تجلی
می­یابند. سلسله­مراتبی که دیگری را، به­مثابة ابژة­ فاقد خودآگاهی، بر می­سازد، واسازی گشته و دیگری نیز به مثابه سوژه، واجد شناخت ابژه­های متکثری می­گردد (سیاستِ رانسیری) که در این بازار عرضه می­گردد.  
 
 

فروید و آلتوسر: جنبه‌های جامعه-شناختی روان‏کاوی

دوره 13، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 3-24

آرش حیدری

چکیده هدف از این مقاله بررسی نظرات فروید در مورد سوبژکتیویته و نسبت آن با سوژۀ ایدئولوژیک آلتوسر است. در این مقاله ابتدا نگاه فروید، به عنوان یک فیلسوف اجتماعی، به سوژه بررسی می‎‌شود و سپس اندیشه‌های او با نوع نگاه آلتوسر به سوژه مورد مقایسه قرار می‏‏گیرد. ایگو در کار فروید جایگاه سوژه در مباحث فلسفی- جامعه‏شناختی را دارد. ایگو[1] ‌(یا همان سوژه) از منظری روان‏کاوانه با کمک مکانیسم‌های دفاعی دست به تحریف واقعیت می‌زند و به صورتی خیالی خود را مؤلف کنش‌های خود می‌داند. به همین نسبت در اندیشۀ آلتوسر، ایدئولوژی بازنمایی رابطۀ خیالی افراد با واقعیت است. سوژه‌ از منظر آلتوسر به شکلی خیالی خود را مؤلف کنش‌های خودش می‌داند و تنها ذیل استیضاح ایدئولوژی است که سوژه سامان سخن گفتن می‌یابد اما این مکانیسم استیضاح در سطحی ناخودآگاه عمل می‌کند. در این مقاله با مرور اندیشه‌های فروید در مورد سوژه و وجوه جامعه‏شناختی این اندیشه‌ها، برآنیم که نشان دهیم مکانیسم‌های دفاعی ایگو واجد خصلتی ایدئولوژیک‌اند و از همان مکانیسم‌هایی بهره می‌جویند که ایدئولوژی در بیان اکتوسربی در تحریف واقعیت بهره می‌جوید. 
.[1]  معادل‌های فارسی واژگان معروف ادبیات روان‏کاوی پیرامون ساختار دستگاه روان، اید، ایگو و سوپرایگو هستند که به فارسی برای ایگو، معادل "من" و "خود" ؛ برای اید "نهاد"، "این و آن نفسانی" و برای سوپرایگو معادل "من برتر"، "خود برتر" و "فرا خود" آورده شده‌اند. باید توجه کرد این معادل ها چندان دقیق نیستند چرا که اید، ایگو و سوپرایگو سه پاره از کلیتی به نام self  یا همان خود هستند و به کارگیری معادل‎های مانند "من" و "خود" و به همین نسبت "فرامن" و "فراخود" برای این دو اصطلاح چندان موضوعیت ندارد. همچنین "اید" در تعریف فروید مخزن تکانه‏ها‏ رانه‏ها‏ و غرایز است و نسبتی با آنچه که در فارسی "نهاد" می‎نامیم ندارد لذا این معادل نیز دقیق نیست. با این اوصاف برای پرهیز از کج‌فهمی در مورد این اصطلاحات همان واژگان "اید"، "ایگو" و "سوپرایگو" را به کار می‌گیریم.