دوگانه فرد/جامعه در اندیشه دورکیم: فردگرایی اخلاقی
دوره 14، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 90-115
آرش حیدری، سجاد سرحدی
چکیده هدف از مقاله حاضر بررسی دوگانه فرد/جامعه در آثار امیل دورکیم جامعهشناس فرانسوی است. به عبارت دیگر آنچه این مقاله دنبال میکند همان پروبلماتیکی است که وی در مقدمة نخستین اثر جامعهشناختیاش یعنی تقسیم کار با عنوان بررسی رابطه فرد و جامعه بیان میدارد. در این مقاله تلاش میشود که نشان دهیم تحلیل دورکیم در مورد رابطه فرد/ جامعه ورای این دوگانه میرود. دورکیم با تأکید بر مفهوم فردگرایی اخلاقی و گزاره های اخلاقی کانت، اولاً بر ذاتگرایی پیش از خود در آثار اسپنسر، کنت، اقتصاد دانان فایدهگرا و روانشناسان حمله میکند و ثانیاً تلاش میکند مفهومی از فردگرایی را بسط و توسعه دهد که نه در تقابل با جامعه بلکه در درون جامعه معنادار است. بدین ترتیب با توجه به اینکه جامعه از نظر دورکیم یک هستی اخلاقی است تلاش میشود که تلقیای از فردگرایی ارایه شود که نه بر فرد خودمختار استوار باشد و نه بر فرد اقتصادی، بلکه در عوض بر فردگرایی اخلاقی موجود در جامعه بنا نهاده شده باشد. دورکیم درنهایت نیروی اجتماعی موثر دربسط فردگرایی اخلاقی را درجامعه مدرن، تربیت یا همان آموزش وپرورش میداند.
بررسی روحیه مشارکتجویی دانشجویان و عوامل موثر بر آن (مطالعه موردی: دانشگاههای آزاد اسلامی منطقه هفت کشور)
دوره 13، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 57-82
طیبه بلوردی، زهیرمصطفی بلوردی
چکیده بررسیها حکایت از آن دارد که آن چه در کانون توجه برداشتهای تجربی صورت گرفته از مشارکت قرار دارد؛ پرداختن به سنجههای میزان و فعالیت مشارکتی و در برخی نیز بررسی موانع آن است. این نوشتار ضمن تأکید بر چنین تحقیقاتی، با اولویت بندی سنجههای مشارکت، روحیه مشارکتجویی را اولویت نخست خود در آسیب شناسی این موضوع دانسته و با رجوع به مباحث نظری و برساختن مفاهیم فایدهگرایی، بیگانگی اجتماعی، رضایت از زندگی، تقابل ارزشی، افول باورهای دینی و اعتماد با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحله ای آنها را در 400 پرسشنامه میان دانشجویان منطقه هفت دانشگاههای آزاد اسلامی کشور(یعنی استانهای کرمان و هرمزگان) به محک آزمون نهاده است. یافتهها حکایت از آن دارد که به استثناء متغیر رضایت از زندگی، تمامی پیش فرضها معنادارند. هرچند که میزان و جهت تأثیرگذاری شان متفاوت است. همچنین ضریب رگرسیون دلالت بر سهم بیشتر متغیرهای افول باورهای دینی، تقابل ارزشی و اعتماد اجتماعی در تغییرات متغیر وابسته است.
