تصویر زنان در روزنامههای ایران: گفتمانهای مردسالار و بازنمایی سوژههای ناکنشگر
دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 117-140
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2049047.1763
بهار آتش کار، احسان آقابابایی، تقی آزاد ارمکی، حمیدرضا شعیری
چکیده این مقاله به تحلیل بازنمایی زنان در روزنامههای دهه ۹۰ با استفاده از رویکرد نشانهشناسی اجتماعی میپردازد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تبدیل سوژههای زنانه به سوژههای ناکنشگر از طریق کلیشهها، رمزگانهای فرهنگی و سازوکارهای نشانهشناسی است. بدین منظور 9 تصویر به شیوهای هدفمند انتخاب و در سه سطح بازنمایی، بر همکنشی و ترکیبی مورد تحلیل قرار گرفتند. در سطح بازنمایی، تصویرها به بازنمایی زنان بهعنوان قربانیان اجتماعی، سوژههای ایدئولوژیک یا وابسته به گفتمانهای قدرت پرداختهاند. در سطح بر همکنشی، زاویههای دید، فاصلهها و نگاههای غایب تأکید بر انفعال و جدایی آنها از فضای اجتماعی دارند. همچنین در سطح ترکیبی، استفاده از رنگها، چیدمان، حذف یا تاکید بر عناصر خاص و نورپردازی بر محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی زنان تأکید میگذارند. نتایج پژوهش نشان میدهد که تصاویر زنان در این دوره عموماً تحت تأثیر گفتمانهای مردسالار و ایدئولوژیک قرار داشتهاند که سوژههای زنانه را به سوژههای ناکنشگر تبدیل کردهاند.
تحصیل منضبطانه و کنشگری منفعلانه: نشانه شناسی اجتماعی صف در تجربهتحصیلی دختران جوان
دوره 19، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 83-112
https://doi.org/10.22034/jsi.2018.38238
زهرا برادران کاشانی، مهدی کرمانی، مجید فولادیان
چکیده این پژوهش در نظر دارد با تحلیل نشانهشناختی اجتماعی صف، بهعنوان یکی از منابع نشانهای حاضر در تجربهتحصیلی دختران جوان، بهبازنمایی نظام معنایی شکلگرفته در فضای بینالاذهانی عاملان اجتماعی مذکور بپردازد. در این راستا روایتهای سیزده تن از دختران جوان مشهدی از صف، مبتنی بر رویکرد نشانهشناسی اجتماعی ونلیوون تجزیه و تحلیل شده است. نتایج این تحقیق نشان داد صف بهمنزلة عرصهای برای اعمال قدرت انضباطی، دانشآموزان را در فرایندی تربیتی وارد میسازد که مشتمل بر مجموعهای از تعاملات نابرابر و عمدتا کلیشهای، و با تمرکز بالا بر تداوم نشانههای صوری وابسته بهآن است. بهعبارت دیگر صف که ظاهرا، ابزار تربیت و آموزش قانون در مدرسه، بهحساب میآید در عمل دانشآموزان را بهسمت فرایندی انفعالی و قدرتزدا میکشاند، بهگونهای که آنان تحصیل را جدا از خود میبینند و نهایتا بهعاملانی فرمانبردار مبدل میشوند
