کلیدواژه‌ها = عادت واره

تبیین جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر نگرش متاهلان به‌ طلاق عاطفی (مطالعه موردی متاهلان شهر خرم‌آباد)

دوره 19، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 29-53

https://doi.org/10.22034/jsi.2019.37913

عارف شاکرمی، زهرا قاسمی، ذبیح اله صدفی

چکیده پژوهش حاضر باهدف تبیین نگرش متاهلان به‌طلاق عاطفی به‌روش پیمایش از 400 نفر متاهلان شهر خرم‌آباد با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انجام گردید. چهار متغیر اعتماد اجتماعی، پای‌بندی به‌هنجارهای اجتماعی، مشارکت اجتماعی و عادت واره که مهم‌ترین پی آمدهای تحولات اجتماعی اخیر در نظام جهانی هستند به‌عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شد. طلاق عاطفی بر اساس نظریه چلبی و بودریار طیف سازی شد. نتایج توصیفی این پژوهش نشان داد 41 درصدمتاهلان دارای نگرش مثبت به‌طلاق عاطفی و 31 درصد دارای نگرش منفی به‌طلاق عاطفی می‌باشند. در تحلیل رگرسیون 44 درصد نگرش به‌طلاق عاطفی با کاهش اعتماد اجتماعی و پای‌بندی به‌هنجار اجتماعی و افزایش تفاوت عادت واره تبیین می‌شود. در تحلیل مسیر اعتماد اجتماعی بیشترین تأثیر و پای‌بندی به‌هنجار اجتماعی کمترین تأثیر را در نگرش متاهلان به‌طلاق عاطفی دارند.

زنان و بازتولید پدرسالاری (مطالعه موردی: شهر کرمانشاه)

دوره 15، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 111-152

سیاوش قلی پور، نادر امیری، مهسا تیزچنگ

چکیده مقاله حاضر در نظر دارد نحوة  مواجهة زنان شهر کرمانشاه با نظام پدرسالاری را در بستر حوزة خصوصی مورد بررسی قرار دهد. به‌این منظور سِیر زندگی آنان متاثر از آموزه‌های نخستین خانواده تا تثبیت نقش‌های آنان در قالب همسر-مادر، در پنج مرحله‌ی کلیشه‌های جنسیتی، ازدواج، زنانگی ایده‌آل، حوزة زناشویی و حوزة خصوصی پیگیری می‌شود. رویکرد نظری مقاله مبتنی بر آراء پیر بوردیو است. روش بررسی مقاله کیفی است. تکنیک گردآوری داده‌ها بر اساس مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. پاسخ‌گویان بر حسب شاخص‌های سرمایة فرهنگی به سه گروه سنتی، مدرن و فرهیخته تقسیم شدند. شاخص‌های پدرسالاری شامل هویت مردانه، مردمحوری، سلطة مردانه و نقطة ثقل کنترل در میان گروه‌ها با هم مقایسه و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل دربردارندة تناوبی در کنش‌های بازتولیدی و مقاومتی است که بستگی زیادی به سرمایة فرهنگی زنان و تجارب میدانی آن‌ها در گروه‌های مذکور دارد. اهمیت تمامی عوامل فوق یکسان نبوده و در مواردی فشار ساختاری ناشی از آن موجب نزدیکی دیدگاه‌های زنان علی‌رغم تفاوت‌های‌شان بود.