کلیدواژه‌ها = جامعه‌شناسی

معضلة پیشرفتِ جامعه‌شناسی (مورد مطالعات انقلاب)

دوره 16، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 60-92

محمّدرضا طالبان

چکیده مقالة حاضر حول محور پرسشی شکل گرفته که از دیرباز برای علوم اجتماعی و بویژه جامعه‌شناسی مسأله‌زا بوده است، یعنی سوال در خصوص ماهیت انباشتگی دانش جامعه‌شناسی. آیا در انبوه مطالب نظری و تجربی تولید شده توسط جامعه‌شناسان در طول بیش از یک قرن فعالیت آکادمیک، می‌توان الگوهایی از تغییر را نشان داد که حاکی از پیشرفت باشد؟ در این راستا، مجموعه‌ای از دیدگاه‌های متفاوت و حتی متعارضِ جامعه‌شناسان مورد واکاوی تحلیلی قرار گرفته است. سپس، دو رویکرد اصلی در بررسی پیشرفت علمی یعنی، مبناگرایی در برابر برساخت‌گرایی مورد بحث و تجزیه تحلیل قرار گرفته و دلالت‌های هر یک از این دو رویکرد برای وارسی پیشرفت در جامعه‌شناسی تشریح گردیده است. در پایان، استدلال گردید که با توجه به ماهیت چندپارادایمی جامعه‌شناسی، درست نیست که متعلَقِ پیشرفت را کلِ جامعه‌شناسی قرار دهیم؛ بلکه مسألة ارزیابی پیشرفت در جامعه‌شناسی را بایستی معطوف به زیررشته‌ها و حوزه‌های خاص مطالعاتی در درون رشتة جامعه‌شناسی نماییم. بر همین اساس، استدلال‌های معطوف به ارزیابی پیشرفت علمی در جامعه‌شناسی بر پایة حوزة خاص «مطالعة انقلاب‌ها» استوار گردید؛ و بر اساس دو دیدگاه مبناگرایی و برساخت‌گرایی نشان داده شد که مطالعة جامعه‌شناختی در خصوص انقلاب‌ها منجر به پیشرفت منظم و انباشت دانش در این حوزة مضمونی شده است.

یک ارزیابی‌ درونی از کیفیت خروجی نظام آموزش جامعه‌شناسی در ایران

دوره 16، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 3-24

محمد فاضلی، سجاد فتاحی، معصومه اشتیاقی، نسترن زنجان رفیعی

چکیده مهم‌ترین و روشن‌ترین وظیفه نظام‌های دانشگاهی، آموزش و به‌طور عام انتقال دانش موجود در حوزه‌های گوناگون به افرادی است که به ‌منزله دانشجو وارد آن نظام‌ها شده و مدت زمان مشخصی را در آن‌ها سپری می‌نمایند. از این‌رو شاید بتوان مهم‌ترین شاخص برای ارزیابی کارآمدی و کیفیت یک نظام آموزشی را میزان توانایی و سطح کیفی فارغ‌التحصیلان دانست. این مقاله شاخص‌هایی نظیر «توانایی و انگیزه علمی دانشجویان» و «کیفیت پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکتری» را به منزله شاخص‌هایی برای قضاوت درباره نحوه عملکرد نظام آموزش جامعه‌شناسی در ایران در نظر گرفته و تلاش می‌کند گزارشی درباره نحوه عملکرد این نظام از منظری درونی و از دیدگاه دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و اساتید جامعه‌شناسی ارائه نماید. برای سنجش هر یک از این شاخص‌ها نیز از روش‌های کمی و کیفی نظیر مطالعه اسنادی، پرسش‌نامه و مصاحبه استفاده شده است. اطلاعات کمّی با ارسال پرسش‌نامه برای آن دسته از اعضای انجمن جامعه‌شناسی ایران که نشانی پست الکترونیک آن‌ها در اختیار انجمن بوده به دست آمده است. مصاحبه با 37 نفر از اساتید، دانشجویان و پژوهشگران جامعه‌شناسی نیز مکمل داده‌های کمّی است. نتایج حاصل نشان‌دهنده آن است که از منظر کنش‌گران درون این نظام آموزشی، آموزش جامعه‌شناسی در ایران اگرچه در بیشتر سالیان گذشته از نظر کمی وضعیت روبه رشدی را شاهد بوده است اما از نظر کیفی از وضعیت مناسبی برخوردار نیست که همین امر شناسایی علل درون  و برون نظامی موثر بر پاسخ نه چندان مناسب این خرده نظام آموزشی را ضروری می‌نماید که خود موضوع مقالات دیگری است.   

مهاجرت علمی: بررسی علل گرایش دانش‌آموختگان رشته‌های غیر جامعه‌شناسی به تحصیل در رشته جامعه‌شناسی

دوره 9، شماره 3، پاییز 1387، صفحه 89-119

فاطمه جواهری

چکیده طی چند سال اخیر شاهد هستیم برخی از افرادی که در مقطع کارشناسی ارشد و دکترای جامعه‌شناسی پذیرفته شده و به تحصیل می‌پردازند، رشته تحصیلی اولیه آن‌ها جامعه‌شناسی نبوده است. کنجکاوی در این  مورد از آن جهت حائز اهمیت است که شناخت ما را نسبت به وضعیت جامعه‌شناسی ایران و مسایل جاری آن افزایش می‌دهد. هدف اصلی این مقاله واکاوی برخی از ابعاد این موضوع است. به این منظور نویسنده درصدد پاسخ‌گویی به پرسش‌های زیر است: ــ افرادی که رشته قبلی خود را تغییر داده و جامعه‌شناسی را انتخاب کرده‌اند از رشته قبلی خود چه ارزیابی دارند؟ این افراد چگونه به جامعه‌شناسی گرایش پیدا کرده‌اند و در حال حاضر در ارتباط با جامعه‌شناسی دارای چه نوع ارزیابی‌ها و سوی‌گیری‌هایی هستند؟ اطلاعات این پژوهش در چارچوب روش پیمایشی، با تکیه بر یک رویکرد اکتشافی و براساس مصاحبه با 125 نفر از دانشجویان و دانش‌آموختگان مقطع کارشناسی ارشد و دکترای جامعه‌شناسی و پژوهش اجتماعی دانشگاه‌های دولتی در سال 1387 گردآوری شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد از یک‌سو ناکارآمد بودن معیارهای تصمیم‌گیری در هنگام انتخاب رشته تحصیلی اولیه، و ارزیابی انتقادی از رشته قبل، و از طرف دیگر شکل‌گیری انتظارات مثبت از تحصیل در رشته جامعه‌شناسی که برخاسته از شرایط ساختاری جامعه ایران و تحولات اجتماعی ـ سیاسی مرتبط با آن است در این فرایند نقش قابل ملاحظه‌ای داشته است.