اعتماد و مشارکت ( بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در شهرتهران )
دوره 10، شماره 2، تابستان 1388، صفحه 109-135
پروین علی پور، محمد جواد زاهدی، ملیحه شیانی
چکیده شکل گیری مشارکت و چگونگی عضویت و همکاری افراد جامعه در تشکلهای غیردولتی و فعالیتهای دستهجمعی سازمانیافته تحت تأثیر عوامل متعددی است این مطالعه به دنبال بررسی تأثیر اعتماد اجتماعی بر مشارکت سازمان یافته افراد است. بدین منظور با بررسی نظریه های مختلف در حوزه مشارکت و اعتماد اجتماعی به بیان نظری مسئله تحقیق پرداخته شده است. فرضیههای تحقیق که از دیدگاههای نظری مرتبط با اعتماد اجتماعی و مشارکت استخراج شده با استفاده از دادههایی که به روش پیمایشی گردآوری شده آزمون شدهاند. حوزة جغرافیایی تحقیق محدودة کلان شهر تهران و جامعه آماری تحقیق نیز ساکنان مناطق شهرداری یک (بالا)، هفت (متوسط) و هفده (پائین) شهر تهران است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 300 نقر است که با روش نمونهگیری خوشهای و به صورت تصادفی انتخاب گردیدهاند. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شده و مورد تحزیه و تحلیل آماری قرار گرفتهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد که بین اعتماد اجتماعی در سه شکل متفاوت آن (فردی، تعمیمیافته و نهادی ) و مشارکت اجتماعی سازمانیافته رابطه معناداری وجود دارد هر چند که میزان و جهت تأثیرگذاری این رابطه در هر مورد متفاوت است. همچنین ضرایب رگرسیون چند متغیری نشان میدهد که از میان متغیرهای مورد بررسی اعتماد تعمیمیافته و پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی بهترین پیشبینی کنندهها برای مشارکت اجتماعیاند.
بررسی بازاندیشانه تاثیر صور نابهنجار بر شدت همبستگی مکانیکی در دوران مدرن بر اساس تئوری دورکیم مطالعه موردی : شهر تهران
دوره 10، شماره 2، تابستان 1388، صفحه 136-177
حسامالدین صفاری، ابراهیم توفیق
چکیده این نوشتار تلاش می کند با نقد قرائت/ برداشت خطی «تکاملگرایانه» از تئوری دورکیم _که تمام تواریخ مختلف را در مقابل تاریخ مسلط قربانی میکند[1]_ ابتدا در سطح مفاهیم با طرح مفهوم گیدنزی تفسیر مبتنیبرگسست از دوران مدرن و عدم پذیرش رویکرد مبتنی بر دوران گذار، با برساختن مفهوم شدت همبستگی مکانیکی، قائل به دیالکتیکی بین انواع همبستگی در دورانهای مختلف تاریخی شود و دیدگاه تکاملگرایانه خطی را به چالش کشد. سپس در سطح تجربی، با تعریف عملیاتی از مفهوم فوق و با سود جستن از روش کمی و تکنیک پیمایش(پرسشنامه محققساخته)، در شهر تهران به آزمودن رابطه مفهوم شدت همبستگی مکانیکی و مفهوم صور نابهنجار پرداخته و با بررسی تأثیر مفاهیم جزئی مندرج در مفهوم صور نابهنجار، (یعنی آنومی، عدم هماهنگی و تقسیمکار اجباری) بر شدت همبستگی مکانیکی، بسیاری از پدیدههای اجتماعی مدرن را که خوانشهای پیشین، با استناد به تئوری دوران گذار، یا آن را استثناء تلقی میکرده و یا قادر به توجیه آن نبودند، به مفهوم کشد.
[1]در اوایل و اواسط قرن نوزدهم نتیجه بلافصل دوره بندىتاریخ غرب، قبول اروپا به عنوان یک «مرجع همیشه حاضر» در تاریخنگاری غربی و غیر غربی است. دیپش چاکرابارتى در این باره مى گوید: " چندین نسل پی در پی ، فلاسفه و متفکران ماهیت علوم اجتماعی را شکل دادهاند و نظریههایی تولید کردهاند که کل بشریت را در بر گرفته است. همه میدانیم که این بیانیهها در عین نادیده گرفتن نسبی و گاه مطلق اکثریت نوع بشر، یعنى آنان که در فرهنگ هاى غیر غربى مى زیسته اند، تولید شده اند. این امر به خودى خود تناقض آفرین نیست، زیرا فلاسفه خود آگاه تر اروپایى همواره بر آن بوده اند تا این تمایل فکرى را به گونه اى توجیه کنند. تناقض هر روزى علوم اجتماعى جهان سوم این است که ما خود در مى یابیم و باورمان مى شود که این نظریه ها، به رغم جهل ذاتى شان نسبت به ما، به طرز اعلایى براى درک ما از جوامع خودمان مفید واقع مى شوند." برای مطالعه بیشتر رجوع شود به: اتابکی، تورج(2002)، فراسوی بینش جوهری،ترجمه ترانه یدا، سخنرانی احراز کرسی استادی تاریخ معاصر در دانشگاه آمستردام. و همینطور رجوع شود به:
