نگاهی نقادانه بر جامعهشناسی تفسیری ماکس وبر و آموزههای آن برای پژوهش در جامعهشناسی تاریخی ایران
دوره 20، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 4-25
https://doi.org/10.22034/jsi.2020.43310
فرهنگ ارشاد
چکیده منظور از تدوین این نوشتار، فراهم نمودن بستری است برای بهرهگیری از آموزههای ماکس وبر در مطالعات بومی جامعهشناسی تاریخی- تطبیقی جامعه ایرانی. موضوع اصلی مقاله، بهکارگیری برخی مفاهیم و رهنمودهای جامعهشناختی وبر در تحقیقات جامعهشناسی تاریخی ایران است. در این نوشتار، نخست بهبازاندیشی گزینشی و گذرا در دستگاه نظری ماکس وبر پرداخته شده است. هرچند کوشش در معرفتشناسی مدرنیته و عقلانیت بهمثابه بستر اصلی جامعهشناسی وبر شناخته شده است، اما در نظام فکری او موضوعهایی مانند سنخبندی کنشهای اجتماعی، فهم تفسیری کنش و واقعیات اجتماعی در چارچوب
نمونههای مثالی و توسعه جامعهشناسی تفسیری بهحوزه جامعهشناسی تاریخی از محورهای اصلی جامعهشناسی وبر شناسایی شده است. روش پژوهش در این موضوع، مطالعه انتقادی آثار وبر و مقایسه دستاوردهای این تلاش با آگاهیهای قبلی نویسنده در زمینه تاریخ تحولات اجتماعی در ایران است که بیش از دو دهه موضوع تدریس پژوهشگر در دانشگاه بوده است. در مطالعه حاضر کوشش شده با تمرکز بیشتر بر آموزه مشهور وبر با عنوان نمونههای مثالی و رهنمودهای او در تحلیل و تفسیر مباحث جامعهشناسی تاریخی، راهی متناسب با مقتضیات جامعه ایرانی در محمل تاریخ کشورمان و انجام مطالعهای نظاممند دراین باره بیابیم.
ادخال اجتماعی
دوره 16، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 137-158
علی ذکاوتی قراگزلو
چکیده بررسی شکلگیری "ادخال اجتماعی" / و توصیف از روند تکوینی، ساختاری و عملکردی، همچنین ترسیم برخی از مقتضیات هنجاری و شرایط اجتماعی ایران اهداف اساسی این مقاله اند. روش توصیفی، تحلیلی و انتقادی است. چارچوب نظری بررسی رابطه بین "امور واقعی" و اتخاذ موضع کنش است. نتایج: ادخال اجتماعی شامل فرهنگپذیری و فرهنگ آموزی است. که انتظار میرود هماهنگی بین کنش و فرهنگ را پشتیبانی کنند. فرهنگپذیری از فرهنگ آموزی فعالتر و پویاتر است. "کنش فرهنگی" درک کلی کنشگر از انتظارات و تعهدات نسبت به طیف وسیعی از ارزشها/ نظم اجتماعی و امکانهای انتخاب و تحول فرهنگی سازنده را نشان میدهد. این فرایند کنش، دلالت بر تفاهم متقابل دارد. اولین ادعای مقاله، توضیح و بیان تمایز "دستکاری"، تبلیغات، فریب، تحمیل و جنبههای انفعالی از مشارکت اجتماعی است. این مفاهیم ممکن است با "درک" اشتباه شوند و موجب نارضایی اجتماعی گردند. کنشگری اخلاقی، سردرگمی وخلط بین مفاهیم را روشن میکند. درک این تمایز میتواند به یک ارتباط بر اساس اعتماد منجر شود و با همدلی، مبادله اجتماعی رضایت بخش بین کنشگران متفاوت ایجاد کند.. ادعای دوم: در حل مسئله (وقتی شرایط و مقتضیات روشن باشد)، راه حل هم دشوار نیست. اما راه حل اکتشافی وقتی ضرورت مییابد که شرایط پپچیده باشد و مقتضیات روشن نباشد. توصیه: روشنگری و غنیسازی سرمایه نمادین و نیز مناظر وارگی[1]، میانجیگری اجتماعی، وفاق و تکثر دیدگاهها و مسئولیت اجتماعی مطرح است.: ادخال اجتماعی شامل مشکلات و حل مسئله است و نقش اکتشافی کنشگران برای هماهنگ کردن و هماهنگ بین فردیت و نظم اجتماعی و ادخال اجتماعی ضرورت دارد..
درکِ اجتماعی، رسیدن به افق مشترک الگوهای اجتماعی و وفاق، نظم اجتماعی/ بقا و توسعه و تعریض فرصتهای موجود یا خلق فرصتها بحثهای همواره ضروری مفید و سازنده و پربار و البته بی پایان هستند
آسیبشناسی جریان روشنفکری در ایران معاصر
دوره 8، شماره 3، پاییز 1386، صفحه 79-119
کریم رضادوست، علی حسین حسینزاده، فیروز طاهری
چکیده مقالۀ حاضر، با هدف «آسیبشناسی جریان روشنفکری در ایران معاصر» انجام شد. روش تحقیق در این مقاله، نظری و بر رویکردی انتقادی مبتنی است. این رویکرد، بر مطالعۀ منابع تاریخی- تحلیلی استوار میباشد. این مقاله دورههای تاریخی معاصر ایران، یعنی از آغاز شکل-گیری اندیشۀ مشروطهخواهی تا انقلاب اسلامی را در بر میگیرد. چارچوب نظری، تلفیقی از نظریههای میشل فوکو، ژان بودریار، و یورگن هابرماس میباشد. در این مقاله، جریان روشنفکری در سه بخش: 1- بنیانهای فکری، 2- نهادهای روشنفکری، و 3- مواجهه با غرب، بررسی و با انطباق بر چارچوب نظری و ساختار سیاسی- اجتماعی، به آسیبشناسی آن پرداختهشد. بنیانهای فکری شامل: 1- فرایند شکلگیری مفاهیم، 2- منشأ فکری، 3- استقلال فکری، و 4- عقلانیت بود. روشنفکران ایرانی در ارتباط با بنیانهای فکری با ضعفهایی مواجه بودند. نهادهای روشنفکری شامل: 1- دارالفنون، 2- فراموشخانه، 3- فردیدیه، 4- چپگرایی، و 5- حسینیۀ ارشاد بود. این نهادها نیز در نهایت کارکردی «ابزارگرایانه»، «هویتگرایانه»، و «عملگرایانه» ایفا نمودند. روشنفکران ایرانی در مواجهه با غرب، نگرشهای متفاوتی اتخاذ نمودند. گروهی غرب را یک کل یکپارچه دانسته و به نفی آن پرداختند، گروهی دیگر خواهان گزینش جنبههایی از آن شدند. بهطور کلی، می-توان روشنفکران ایرانی را «چپ- نخبهگرای رمانتیک» نامید، که دارای گرایشات «هویتاندیشانه»، «خشونتگرایانه» و «ابزارگرایانه» می-باشند. نتیجۀ مقاله، ساخت تیپ خاصی از روشنفکری با ویژگیها و خصوصیات نوین شامل: «خردگرایی»، «استقلال فکری»، و «خشونت-گریزی» بود. بر این اساس، گفتمان تیپ نوین روشنفکری نیز مبتنی بر «سنت- مدرنیته»، خواهد بود.
تکوین حوزه عمومی و گفت و گی عقلانی بررسی موردی چند تشکل دانشجویی
دوره 5، شماره 1، بهار 1383، صفحه 58-89
تقی آزاد مکی، یحیی امامی
چکیده وجود حوزه عمومی و تفکیک آن از حوزه خصوصی و دولت جز اساسی جامعه مدنی است.حوزه عمومی فضایی است حقیقی یا مجازی که افراد خصوصی در ان به بحث و گفت و گی عقلانی درباره مسایل مورد علاقه می پردازند تا به توافقی دست یابند.دسترسی برای همه افراد به این حوزه،آزادی در طرح همه گونه مباحث و عدم دخالت قدرت در این مباحث جز شروط ضروری آن است.ما در این مقاله وجود حداقل شرایط ضروری برای حوزه عمومی را در چند تشکل دانشجویی بررسی کرده ایم.
