کلیدواژه‌ها = سنت

عوامل مرتبط با بروز تعارض بین زوجین بر اساس داده‌های پیمایش ملی خانواده در ایران

دوره 21، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 22-46

https://doi.org/10.22034/jsi.2021.244640

یونس اکبری

چکیده تحقیق حاضر با استفاده از داده­های پیمایش ملی خانواده قصد دارد عوامل مرتبط با بروز تعارض بین زوجین را از نظرگاهی اجتماعی و در مقیاس کلان و کشوری مورد توجه قرار دهد. نتایج تحقیق حاکی از این است که هر چه میزان حق طلبی، سرمایه فرهنگی، متغیر نگرش به ازدواج، تحصیلات زوجین، نگرش جنسیتی، فشار شغلی، نگرش به اعتماد خانوادگی در جامعه و متغیر مشاهده خشونت بین والدین زیادتر شود، تعارض بین زوجین نیز افزایش می­یاید و برعکس. علاوه بر این  هر چه متغیرهای مستقل رضایت از زندگی، رضایت جنسی، تعداد سال­های ازدواج و سن افراد افزایش یابد، میزان تعارض آن­ها با همسرشان کاهش می­یابد و بالعکس. از بین متغیرهای مستقل پژوهش به ترتیب حق­طلبی با بتای (202/0) و مشاهده خشونت بین والدین با بتای (145/0) بیشترین تاثیر مستقیم را بر تغییرات متغیر تعارض بین زوجین دارند. نکته قابل توجه در مورد عوامل مرتبط با بروز تعارض بین زوجین این است که برخلاف تصور غالب که عموماً بر عوامل اقتصادی در بروز تعارض بین زوجین تاکید دارد، این عوامل فرهنگی و ارزشی و غیر اقتصادی هستند که بر تعارض زوجین در جامعه امروز تاثیرگذاری معنی­دار و بیشتری دارند.
 

کاستیهای علوم اجتماعی در شکل گیری یک نظریه ی جامع عدالت اجتماعی

دوره 11، شماره 1، بهار 1389، صفحه 48-75

حسین راغفر

چکیده پروژه‌ی روشنگری مفهوم جدیدی از جامعه و علوم اجتماعی را مبتنی بر عقلانیت عرضه کرد. این پروژه یک برداشت از عقلانیت را مستقل از زمینه‌های تاریخی و اجتماعی و مستقل از هر شناخت از ماهیت یا هدف انسان وعده داد. اما مفاهیم اخلاقی مفاهیمی بدون زمان، محدود، بدون تغییر و قطعی نیستند که بتوان آنها را جدا از تاریخشان بررسی کرد و شناخت. مفاهیم اخلاقی را که بنیان‌های فهم ما از یک جامعه‌ی به خوبی نظم یافته وعادلانه را شکل می‌دهند باید به طور تاریخی و در بستر فرهنگی آنها مطالعه کرد. اما نه تنها وعده‌های پروژه‌ی روشنگری محقق نشد، بلکه خود این پروژه به لحاظ بنیادی دچار نقص و کاستی است و این وعده اصولاً هرگز قابلیت اجرایی شدن ندارد و به این ترتیب تفکر سیاسی و اخلاقی مدرن در وضعیت سردرگمی به سر برده است. معرفت اجتماعی برآمده از پروژه‌ی روشنگری فرهنگ جامعه‌شناسی را بنا نهاد که پس از سه قرن امروز با چالش‌های اساسی روبروست. این چالش‌ها بیانگر کاستی‌های ساختاری در معرفت اجتماعی حاکم هستند که به نوبه خود مانع از شکل‌گیری یک نظریه‌ی اخلاقی جامع می‌شود که ضرورت تام شکل‌گیری یک نظریه‌ی جامع عدالت اجتماعی است، نظریه‌ای که در مقابل نسبیت‌های زمانی و مکانی از استحکام لازم برخوردار باشد. نظریه‌های عدالت اجتماعی مبتنی بر شناخت حاصل از پروژه‌ی روشنگری را می‌توان به دودسته کلی تقسیم‌بندی کرد. نظریه‌هایی که جهت‌گیری خودخواهانه و فردگرا دارند و نظریه‌هایی که جهت‌گیری اجتماعی دارند. دسته نخست نظریه‌ها بر مفهوم فرد به عنوان واحد بنیادی علائق و توجه اخلاقی استوار است. در این برداشت تقدس زندگی فردی، احترام به شأن او بر اساس برابری اخلاقی انسان‌ها به رسمیت شناخته می‌شود. به این معنا این دسته از نظریه‌های عدالت اجتماعی فردگرا هستند. در دسته‌ی دوم نظریه‌های عدالت اجتماعی افراد را نسبت به یکدیگر متعهد می‌بیند و از همین رو ماهیت اجتماعی این نظریه‌ها شکل می‌گیرد. افراد نسبت به یکدیگر دارای وظایفی هستند که ناظر بر حقوقی هستند که منافع شخصی آنها را تأمین می‌کنند. کاستی‌های روش‌شناختی فردگرایی و کل‌گرایی از جمله موانع دیگری هستند که مانع از شکل‌گیری یک نظریه‌ی جامع و فراگیر در حوزه عدالت اجتماعی شده‌اند.