مهاجرت، در آستانگی و حیات در تعلیق
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 فروردین 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2051702.1767
فاطمه کریمخان
چکیده آیینهای گذار شامل سه مرحله آغاز، میانی و پایانی است که با نقش مرشد و تماشاچیان اهمیت ویژهای دارند. ناتوانی در پایان این آیینها منجر به سرخوردگی و انگ اجتماعی میشود و بازگشتی به مرحله قبل وجود ندارد. وضعیت مشابه در مهاجرت رخ میدهد، جایی که تصمیم آغاز مهاجرت به عنوان لحظه آیین گذار تلقی میشود. مهاجرت نیازمند عبور از مراحل سختافزاری مثل آمادگیهای قانونی و حقوقی و مراحل نرمافزاری مثل تغییر عادات و سبک زندگی است. آمادگی برای مهاجرت به نوعی آیین گذار محسوب میشود که در آن مرشدان و قواعد جدید تعریف میشوند. این فرایند با تجربه تعلیق حیات همراه است و مهاجرت بدون تغییر در سبک زندگی کمنظیر است.
تکنیک ردیابی فرآیند: نقدی بر استنباط درون موردی در مطالعات اجتماعی ایران ( بازسازی، آزمون و ارزیابی مکانیسمهای علی انقلاب اسلامی ایران)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 شهریور 1405
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2050912.1766
محمدعلی مومبینی، علی حسین حسین زاده
چکیده تحقیق حاضر با هدف آشنایی پژوهشگران ایرانی با تکنیک ردیابی فرآیند به عنوان مهمترین روش دستیابی به استنباط درون موردی در تحقیقات تک موردی انجام شده است و همچنین بر بازسازی، آزمون و ارزیابی مکانیسم های علی انقلاب اسلامی ایران تاکید دارد. روش پژوهش حاضر تکنیک ردیابی فرآیند است. یافتهها نشان میدهد نخست، با استفاده از دستورالعمل های ردیابی فرآیند می توان بر مبنای تعریف سیستمی مکانیسمهای علی انقلاب اسلامی ایران را بازتعریف کرد و جعبه سیاه میان عوامل(X) و پیامد(Y) را به صورت شفاف باز نمود. دوم، تکنیک ردیابی فرآیند امکان آزمون و ارزیابی هر بخش از مکانیسم های علی انقلاب اسلامی ایران فراهم می سازد و میزان به روزرسانی درجه اطمینان محقق نسبت به اعتبار آنها را مشخص می کند.
ترجمه و عادتوارۀ مشترک نشریات ادواری: موردپژوهی مجلۀ ادبی بهار
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 مهر 1405
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2096634.1851
زینب امیری
چکیده پژوهش حاضر میکوشد با رویکردی جامعهشناختی به پیوند میان مطالعات نشریات ادواری و مطالعات ترجمه پرداخته و رابطۀ ترجمه و نشریات ادواری را بررسی کند. به بیان دقیقتر، صورتبندیهای ترجمانی را در پیوند با ابعاد گوناگون مفهوم «رمزگان نشریاتی» (فیلپاتس، 2013) در مجلۀ بهار (۱۲۸۹-1301 ش.) بررسی کرده تا نقش ترجمه را در شکل دادن به «عادتوارۀ مشترک» (بوردیو، 1996) روشن سازد. تحلیل محتوایی بهار نشان داد که ترجمه با بیشترین فراوانی، نقشی بنیادین در شکلگیری عادتوارۀ مشترک این نشریه داشته است. ترجمه نهتنها در قالبهای گوناگون گفتمانیِ رمزگان نگارشی بهار نمودار است، بلکه در رمزگان مادی (صفحهآرائی، صورت مجله)، اقتصادی (استقلال مالی) و اجتماعی (شبکۀ فراملیتی ترجمه و مترجمان) نیز تجسم یافته است. گزینشهای ترجمهای بهار، در عرصۀ ادبیات، تعلیم و تربیت، زنان، سیاست، و علم خوانندگان ایرانی را با ایدهها و تجربههای اجتماعی متفاوت آشنا نمود و به گسترش افقهای فکری آنان یاری رساند.
مدلسازی ساختاری تفسیری عوامل موثر بر سبک زندگی در راستای کاهش انزوای اجتماعی (مورد مطالعه: شهروندان کرج)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مهر 1405
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2096194.1849
معصومه اصغر زاده کتلر، صدیقه امینیان، غلامرضا خوش فر، رضا یازرلو
چکیده انزوای اجتماعی یکی از مسائل مهم جوامع شهری معاصر است که میتواند پیامدهای گستردهای در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی به همراه داشته باشد. در این میان، سبک زندگی بهعنوان یکی از سازههای کلیدی، نقش مهمی در تقویت یا تضعیف پیوندهای اجتماعی و در نتیجه کاهش یا تشدید انزوای اجتماعی ایفا میکند. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر، مدلسازی ساختاری ـ تفسیری عوامل مؤثر بر سبک زندگی در راستای کاهش انزوای اجتماعی شهروندان کرج بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی است. در گام نخست، عوامل مؤثر بر سبک زندگی در راستای کاهش انزوای اجتماعی از طریق بررسی مبانی نظری، پیشینه پژوهش و مصاحبه با 12 نفر از خبرگان دانشگاهی شهر کرج شناسایی شدند.
مناسکی شدن و غیرشریعتمدارانه شدن دینداری: تحلیلی از نتایجِ تحقیقات ناظر به وضعیت دینداری ایرانیان
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2009967.1734
حسن محدثی گیلوایی
چکیده وجه غالب تحقیقات دینداری در جهان و ایران معطوف به سنجش اندازهگیریی دینداری و نیز موضوع مهم سکولار شدن بوده است. این دو محور مطالعاتی با هم پیوند وثیقی دارند و هر دو به دنبال نشان دادن وضع دین و دینداری در جامعهاند. از این رو، حول موضوع انواع دینداری نمیتوان سنت دامنهداری از تحقیقات را یافت و جز به صورت جستهگریخته و بر حسب علایق شخصی، این موضوع دنبال نگردیده است. در این مقاله نویسنده نخست کوشیده است سنخشناسیای بومی از دینداری ارایه کند و سپس بر حسب این سنخشناسی تحولات دینداری در ایران را بر اساس تحقیقات تا کنون انجام شده مورد بررسی قرار دهد. محقق نتیجه گرفته است که دینداری در ایران در جهت غیرشریعتمدارانه شدن در حال تحول است و گونههای دینداریی مناسکی و عاطفی رو به افزایش است.
پدیدارشناسی کنشگری سیاسی زنان در مواجهه با رویدادهای اعتراضی با تأکید بر فرمهای کنشگری معترضانه در ناآرامیهای ۱۴۰۱
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2053288.1771
میلاد نوروزی، فرزانه رسولی، فهیمه نظری
چکیده این تحقیق با هدف پدیدارشناسی کنشگری سیاسی زنان در مواجهه با رویدادهای اعتراضی با تأکید بر فرمهای کنشگری معترضانه در ناآرامیهای ۱۴۰۱ با محوریت مصاحبههای عمیق با ۲۱ زن کنشگر حاضر در ناآرامیهای شهر تهران (۱۴۰۱) انجام شد. کنشگری علیه نمادهای سلطه جنسیتی، شبکه سازی اعتراضی در بستر دیجیتال، راهبردهای متکثر مقاومت مدنی، ساخت پردازی گفتمان اعتراضی، انسجام ارتباطی در اعتراضات، بسیج منابع برای اعتراض، خیابان محوری در کنش اعتراضی، طرد گفتمان حاکمیت مذهبی، بازتولید پیوند خانوادگی در فضای مدنی، شبکه امدادی اضطراری جملگی و همگی ذیل و حول مضمون اصلی پویش شبکهای مقاومت: تلفیق خلاقیت سازماندهی و حضور میدانی تعین یافته و شکل گرفتهاند. نتایج نشان داد که پیوند همزمان ابزارهای دیجیتال و میدان، خلاقیت تاکتیکی و اتکا بر سرمایه اجتماعی، زیربنای تداوم و اثربخشی کنشگری سیاسی زنان است. تقویت شبکههای حمایتی چندلایه میتواند کارآمدی این کنشگری را بیش از پیش ارتقا بخشد.
بازنمایی «مردم» در آثار سینمایی جنبش موج نوی ایران
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2068869.1805
سمیه کرمی، علیرضا ذاکری
چکیده مقاله حاضر با تمرکز بر بازنمایی «مردم» در آثار سینمایی شاخص دوره پهلوی دوم درصدد پاسخگویی به این پرسش است که در سینمای موج نوی ایران در دهههای 40 و 50، «مردم» چگونه بازنمایی شدهاند؟ با اتکا به رویکرد نظری دوگانه بازنمایی/بازتاب و شکلدهی در جامعهشناسی هنر و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بر پانزده اثر شاخص از پنج کارگردانِ معرف موجِ نویِ سینمای ایران، این مقاله طیف گستردهای از خوانشهای نظری نسبت به عاملیت مردم را از خلال بازنمایی تحلیل میکند. صرفنظر از گستردگی این بازنماییها در طیف بین «مردم خودآگاه و خلاق» تا «مردم ازخودبیگانه و منفعل»، این مطالعه همچنین نشان میدهد که بازتاب مردم در آثار سینمایی مذکور، عمدتاً حول دو هویت طبقاتی و دینی برساخته شده است. غالب آثار سینمایی این دوره، مردم را ازخودبیگانه، ناآگاه و منفعل بازنمایی میکنند.
تحلیل شکافهای سیاستی در حکمرانی هوش مصنوعی ایران با تأکید بر مخاطرات هوش مصنوعی برای نسل z، تحلیل محتوای کیفی اسناد ملی
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2094589.1842
میثم غلامی
چکیده زمینه و هدف: گسترش هوش مصنوعی، نسل زد را با مخاطراتی مواجه کرده است، اما بازنمایی آنها در اسناد ایران مشخص نیست. هدف پژوهش، تحلیل الگوی پوشش مخاطرات هوش مصنوعی برای نسل زد و شناسایی شکافهای سیاستی بود.
روش و دادهها: پژوهش با رویکرد کیفی، مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای کیفی جهتدار انجام شد. پیکره شامل ۹ سند سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ بود. دادهها با کدگذاری قیاسی و استقرایی و مقایسه درونسندی و بیناسنادی تحلیل شدند.
یافتهها: پوشش مخاطرات گزینشی، نامتوازن، غیرمستقیم و فاقد تمایز میان گروههای سنی بود. مخاطرات اطلاعاتی، امنیتی و حریم خصوصی بیش از سوگیری الگوریتمی، وابستگی شناختی، سلامت روان، اصالت علمی، گذار شغلی، مشارکت جوانان و سازوکارهای اعتراض و جبران پوشش یافته بودند.
بحث و نتیجهگیری: رویکرد توسعهگرایانه بر حکمرانی مخاطرهمحور غلبه داشت و نسل زد گروه مستقلی نبود. شکاف، فاصله میان شناسایی هنجاری مخاطرات و تبدیل آنها به سیاستهای منسجم، نسلمحور، سنجشپذیر و پاسخگو بود.
سلطه روششناختی: بازاندیشی در جایگاه پارادایم، نظریه و روش شناسی در پژوهشهای علوم اجتماعی
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2095149.1843
کاوه حاجی اللهوردیپور
چکیده این پژوهش بر این فرض استوار است که یکی از مسائل بنیادین پژوهشهای اکنون علوم اجتماعی، وارونگی معماری منطقی پژوهش و در پی آن، جابهجایی جایگاه و نسبت پارادایم، مسئلهسازی، نظریه و روششناسی است. چارچوب نظری پژوهش بر مباحث فلسفه علم و فلسفه علوم اجتماعی، با تأکید بر اندیشه کوهن درباره پارادایم و لاکاتوش درباره برنامه پژوهشی استوار است. پژوهش حاضر یک مطالعه نظری-مفهومی است که با بهرهگیری از مطالعه اسنادی، تحلیل مفهومی، بازسازی نظری و تحلیل انتقادی به صورتبندی مفهوم «سلطهروششناختی» و بازسازی نسبت میان پارادایم، نظریه، مسئله و روششناسی میپردازد.«سلطهروششناختی» وضعیتی است که روششناسی، از جایگاه تبعی و ثانویه خود بهعنوان بخشی از منطق طراحی پژوهش فراتر رفته و به مرجع اصلی در طراحی، اجرا و ارزیابی پژوهش تبدیل میشود. این پژوهش نشان میدهد که تقدم روششناسی و به تبع آن روش و تکنیک، بر ظرفیت مسئلهسازی، مفهومپردازی و نظریهپردازی جامعهشناسی اثر گذاشته و آن را تضعیف میکند.
ازدواج و فرایند تحول روابط دوستی همسران مردان ترنس: بازآرایی شبکههای دوستی
دوره 26، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2094139.1839
فاطمه درخشان فر، مجید فولادیان، اعظم السادات حیدری یزدی
چکیده ازدواج با مرد ترنس در ایران، بهدلیل نظام جنسیتی دوگانه و هنجارهای دینی-فرهنگی مسلط، شبکههای دوستی همسران سیسجندر و دگرجنسگرا مردان ترنس را با گسست و بازآرایی مواجه میسازد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، فرایند تحول روابط دوستی ۱۰ همسر مردان ترنس (با آگاهی پیشین از هویت همسر) را بررسی کرده است. چارچوب نظری تلفیقی از انگ ارتباطی گافمن، نیاز به تعلق باومایستر و لیری، پیوندهای قوی/ضعیف گرانووتر و سرمایه اجتماعی بوردیو است. یافتهها نشان میدهند دوستان آگاه با سه سطح واکنش (ناباوری، نگرانی دلسوزانه و خشونت نمادین) به این ازدواج پاسخ میدهند. زنان در برابر این واکنشها از راهبردهای مشروعیتبخشی یا مرزبندی راهبردی استفاده میکنند و در نهایت، شبکههای دوستی خود را از طریق پیوندهای ضعیف با افراد بیاطلاع از هویت همسر و شبکههای همتجربه بازآرایی میکنند. این بازآرایی، علاوه بر تأمین نیاز به تعلق، به بازسازی سرمایه اجتماعی و کسب اعتبار نمادین جایگزین میانجامد
مطالعه چند موردی پیامدهای مهاجرت متخصصان به خارج از کشور در مشهد
دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 5-31
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2045998.1749
نیما رحمانی قناویزباف، نوح منوری
چکیده این پژوهش به بررسی پیامدهای مثبت و منفی مهاجرت متخصصان در سه حوزة فنی-مهندسی، حوزة بهداشت و سلامت، و حوزة علوم انسانی در سطح سه سازمان و محیط کاری مشخص در شهر مشهد میپردازد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبة عمیق و شیوة تحلیل دادهها تحلیل مضمون است. یافتهها نشان میدهد مهاجرت متخصصان منجر به کاهش بهرهوری و اثربخشی، افزایش هزینههای جایگزینی نیرو، اختلال در انتقال دانش، کاهش رضایت شغلی و افزایش تمایل به مهاجرت در میان نیروهای باقیمانده شده است. همچنین تلقی مهاجرت بهمثابه موفقیت، کاهش تعلق سازمانی و شکلگیری روابط کاری ناپایدار از دیگر آثار فرهنگی و نهادی این پدیده است. با این حال، در برخی موارد، سازمانها با بهبود نظام مستندسازی و انتقال دانش، سطحی از تابآوری را ایجاد کردهاند. نتایج این پژوهش ضرورت بازنگری در سیاستگذاریهای منابع انسانی و توسعه ظرفیتهای درونسازمانی برای مواجهه با پیامدهای مهاجرت را برجسته میسازد.
مطالعه جامعهشناختی سازمان اجتماعی مهاجران روستایی در شهر و نقش آن در توسعه محلی (مطالعه موردی محله تهرانویلا)
دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 33-58
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2054081.1774
حسین ایمانی جاجرمی، فاطمه برغانی برزگری
چکیده در این پژوهش، نقش سازمان اجتماعی مهاجران روستایی در شهر و تاثیر آن بر توسعه محلی با تمرکز بر دیدگاههای پورتس[1] و بومس[2] در محله تهرانویلا در منطقه دو تهران بررسی میشود. تحقیق با رویکرد کیفی و راهبرد نظریه زمینهای انجام شده، گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و روایت های 40 نفر از (سه نسل مهاجر شامل 13 زن و 27 مرد) در تهرانویلا (مقصد) و بیدک یزد (مبدا) مهاجران و 6 نفر از مطلعان کلیدی، جلسات گروه متمرکز، مشاهدات میدانی و تحلیل دادههای ثانویه آماری صورت گرفت. حاصل تحلیل، استخراج مقوله محوری «سازمانهای اجتماعی مهاجران به مثابه تسهیلگرتوسعه محلی» شناسایی شد. نتایج نشان میدهند که سازمانهای اجتماعی مهاجران روستایی بهمثابه نهادهایی دموکراتیک عمل کردهاند؛ آنها با ایجاد شبکههای حمایتی و تقویت حس تعلق به محله، به ارتقاء کیفیت زندگی، تقویت همبستگی اجتماعی و تسهیل مشارکت ساکنان در فرآیندهای توسعه محلی کمک کردهاند.
استفاده خبرنگاران ایرانی از ابزارهای هوش مصنوعی
دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 59-87
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2062439.1791
اکبر منتشلو، حسینعلی قجری، زهرا محمدی
چکیده مقاله حاضر با هدف بررسی و تحلیل استفاده خبرنگاران ایرانی از ابزارهای هوش مصنوعی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن برطبق مدل توسعهیافته نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری به عنوان یکی از مدلهای جامع و معتبر در بررسی پذیرش فناوریهای جدید، انجام شدهاست. این مدل به دلیل در نظر گرفتن طیف وسیعی از عوامل فردی و اجتماعی برای این تحلیل مناسب تشخیص داده شد.
روش پژوهش این مقاله پیمایشی است. دادهها از طریق پرسشنامه تطبیق یافته استاندارد گردآوری شدهاند. جامعه آماری شامل خبرنگاران فعال در خبرگزاریهای شهر تهران است و با استفاده از فرمول کوکران اصلاح شده نمونهای 200 نفره به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب و در تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS استفاده شدهاست.
یافتههای پژوهش بیانگر این است که سطح آشنایی و استفاده خبرنگاران از ابزارهای هوش مصنوعی نسبتاً پایین است. عوامل متفاوتی نظیر انتظار عملکرد، انتظار تلاش، تأثیر اجتماعی، شرایط تسهیلکننده، انگیزه لذتجویانه، قیمت/هزینه و قصد بهطور معناداری بر استفاده واقعی از این فناوری تأثیر دارند.
نتایج پژوهش نشاندهنده این است که در حالیکه خبرنگاران ایرانی نسبت به استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی نگرش مثبتی دارند، در عمل هنوز از این فناوری بهره زیادی نمیبرند. این موضوع بازگوی شکاف بین پتانسیل بالقوه و کاربرد واقعی هوش مصنوعی در صنعت رسانه ایران است.
شبکه های اجتماعی و مطالبه گری دانش آموزان شهر کرمانشاه
دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 89-115
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2052312.1769
معصومه میرزائی، سوسن باستانی، منصوره اعظم آزاده
چکیده مطالعة حاضر به منظور شناسایی مطالبات اجتماعی دانش آموزان و چگونگی شکل گیری آن، با استفاده از رویکرد کیفی تحلیل شبکه انجام شده است. برای گردآوری اطلاعات با (24) نفر از دانش آموزان دختر و پسر دورة دوم متوسطة شهر کرمانشاه، مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. مشارکتکنندگان با روش نمونه گیری هدفمند از مدارس (نواحی آموزشی سه گانه) انتخاب شدند. بر طبق یافته های پژوهش، مطالبات اجتماعی دانش آموزان در چهار مضمون فراگیر «چرخش پارادایم های سنتی»، «توازن حقوق/ مسئولیت»، «فرصت دیده شدن» و «رهایی از تصویر دانش آموز پذیرنده» استخراج شده است و با مضمون نهایی «زندگی توأم با لذت این جهانی» انسجام می یابد. تحلیل داده ها نشان داد که مطالبات اجتماعی نوجوانان در خلأ شکل نمی گیرد؛ بلکه آنان با برقراری پیوند و تبادلنظر با کنشگران شبکه های موقعیتی و ترجیحی خود، به بررسی و مقایسه آراء میپردازند. در جریان مبادلة نظرات با اعضاء شبکه، از ایده های جدیدی مطلع می شوند که سبب بازاندیشی تفاسیر ذهنی از معانی مطالبات میشود. این امر به شکل گیری خواسته های نوپدیدی در آنها می انجامد. اگرچه دامنة تراکم روابط در شبکه های موقعیتی بیشتر از شبکه های ترجیحی است، اما به علت محتوای درو نساخت شبکه های ترجیحی (گستردگی انشعاب روابط، تنوع موضوعات، تعلق به پیوندهای انتخابی) اثرپذیری نظرات در این شبکه ها عمیق تر است.
تصویر زنان در روزنامههای ایران: گفتمانهای مردسالار و بازنمایی سوژههای ناکنشگر
دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 117-140
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2049047.1763
بهار آتش کار، احسان آقابابایی، تقی آزاد ارمکی، حمیدرضا شعیری
چکیده این مقاله به تحلیل بازنمایی زنان در روزنامههای دهه ۹۰ با استفاده از رویکرد نشانهشناسی اجتماعی میپردازد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تبدیل سوژههای زنانه به سوژههای ناکنشگر از طریق کلیشهها، رمزگانهای فرهنگی و سازوکارهای نشانهشناسی است. بدین منظور 9 تصویر به شیوهای هدفمند انتخاب و در سه سطح بازنمایی، بر همکنشی و ترکیبی مورد تحلیل قرار گرفتند. در سطح بازنمایی، تصویرها به بازنمایی زنان بهعنوان قربانیان اجتماعی، سوژههای ایدئولوژیک یا وابسته به گفتمانهای قدرت پرداختهاند. در سطح بر همکنشی، زاویههای دید، فاصلهها و نگاههای غایب تأکید بر انفعال و جدایی آنها از فضای اجتماعی دارند. همچنین در سطح ترکیبی، استفاده از رنگها، چیدمان، حذف یا تاکید بر عناصر خاص و نورپردازی بر محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی زنان تأکید میگذارند. نتایج پژوهش نشان میدهد که تصاویر زنان در این دوره عموماً تحت تأثیر گفتمانهای مردسالار و ایدئولوژیک قرار داشتهاند که سوژههای زنانه را به سوژههای ناکنشگر تبدیل کردهاند.
مطالعه جامعه شناختی تاثیر فرهنگ سازمانی و سلامت سازمانی بر مسئولیت پذیری اجتماعی (مورد مطالعه: کارکنان شرکت فجر انرژی خلیج فارس)
دوره 25، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 141-165
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2034514.1732
علی حسین حسین زاده، علی بوداقی، زهرا سواری
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی و سلامت سازمانی بر مسئولیت پذیری اجتماعی کارکنان شرکت فجر انرژی خلیج فارس است. روش این پژوهش کمی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه کارکنان شاغل در شرکت فجر انرژی خلیج فارس بعه تعداد 1337بوده که براساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده 298 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که بین متغیرهای سلامت سازمانی و فرهنگ سازمانی با مسئولیت پذیری اجتماعی رابطه ی معنی دار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که 24 درصد تغیرات مسئله تحقیق را متغیرهای وارد شده در مدل یعنی فرهنگ سازمانی و سلامت سازمانی تبیین می نمایند.
تنزل تمکین/کاهش تسلیم (مناسبات نسلی نسل زد بر اساس فراترکیب پژوهشهای موجود)
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 5-34
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2047481.1756
یعقوب احمدی، نینا کریمی
چکیده ظهور گسترده و ناگهانی نسل زد در اعتراضها و جنبشهای اخیر ایران، بهویژه در جنبش «زن، زندگی، آزادی»، این نسل را به کانون توجه سیاستگذاران و پژوهشگران تبدیل کرده است. ویژگیها و خصوصیات نسل زد و تفاوتها و تمایزهای آن با سایر نسلها در ایران به یکی از پرسشهای مهم برای پژوهشگران، اندیشمندان و حتی سیاستمداران بدل شده است. این مطالعه با بهرهگیری از روش فراترکیب، به بررسی، تحلیل و تلفیق یافتههای مقالههای علمی تهیه و منتشرشده معتبر در حوزه نسل زد در یک دهه اخیر (1390 -1403) پرداخته است تا تصویری روشن و متقن از تمایزات و تشابهات نسل زد در ارزشها و نگرشهای مختلف ارائه دهد. یافتههای این مطالعه مبتنی بر دستهبندی و استخراج کدها و مفاهیم، در چهار حوزه خانواده، دین، محیط کار و سیاست خصوصیتهای متمایزی را در نسل زد نشان داد که مقوله محوری مطالعه بر پایه آن بنیاد نهاده شده است: تنزل تمکین/کاهش تسلیم؛ به معنای کاهش احترام به اقتدار در هر چهار حوزه خانواده، دین، سیاست و محیط کاری و شغلی است.
در حوزه خانواده کاهش احترام به اقتدار در نقد پدرسالاری و استقلال هویتی خود را نشان داده است. در سیاست و محیط کار عدم اعتماد به نهادها و تشکلها و در حوزه دینی، افسونزدایی و سنتگریزی مهمترین مفاهیمی هستند که خصوصیات و تمایزات نسل زد در ایران امروز را به بهترین وجه تشریح و بازنمایی میکنند. بر این مبنا و مبتنی بر تحلیل نتایج پژوهشهای موجود دررابطهبا مناسبات نسلی نسل زد با نسلهای پیشین میتوان با درنظرگرفتن دو دیدگاه پیوستگی و سرخوردگی به وجود رابطه توافقی توأم با تفاوت با والدین و تزاحمی با نسل ایدئولوگ و انقلابی گفتمان حاکم اشاره کرد.
اینستاگرام به مثابه فناوری مکمل نئولیبرالیسم
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 35-64
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2034705.1731
فرشاد گودرزی
چکیده این مقاله شبکه اجتماعی اینستاگرام را به مثابه بخشی از فناوریهای قدرت نئولیبرالیسم مورد بررسی قرار داده است. بر این اساس، پنج خوانش متفاوت از اینستاگرام همچون قسمی از تشکیلات نئولیبرالی ارائه شده است. روش این مقاله، از نوع اسنادی و مطالعه متون علمی مرتبط با موضوع پژوهش است. یافتههای این مقاله با تکیه بر آراء نظریهپردازی چون نیک سرنیچک، یانیس واروفاکیس، بیونگ چول هان، زیگمونت باومن، ژان بودریار و. .. حکایت از پنج خوانش «اینستاگرام به مثابه فضای انباشت سرمایه مجازی»، «اینستاگرام به مثابه تیول مجازی»، «اینستاگرام؛ بحران آزادی و شفافیتگرایی»، «اینستاگرام؛ سلبریتیزه شدن و خودبرندسازی» و «اینستاگرام نمودی از وضعیت پستمدرن و سیالشدگی زندگی» دارد. همچنین نتایج این مقاله نشان میدهد که اینستاگرام به مثابه فضایی ایدئولوژیک در پی ترویج ارزشهای نئولیبرال بوده و جایگاهی ساختاری در عرصه فرهنگی و اقتصادی در تشکیلات نئولیبرالی دارد.
واکاوی تاریخیِ فهم از آثار ترجمه شده ماکس وبر به زبان فارسی
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 65-88
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2030075.1719
علی یعقوبی چوبری
چکیده ماکس وبر متفکری چندرشتهای است. هدف این مقاله بررسی تاریخی فهم از آثار ماکس وبر در ایران است. مسأله اصلی تحقیق این است که ماکس وبر چگونه در دورههای مختلف تاریخی در ایران روایت شده است؟ برمبنای یافتههای تحقیق فهم ماکس وبر در ایران در دورههای مختلف یکدست نیست. در دورۀ نخست و در ابتدای تأسیس جامعهشناسی در ایران که همزمان با غلبۀ گفتمان کنتی-دورکیمی است، ماکس وبر جایگاه قابلتوجهی در فضای دانشگاهی و حتی غیرآکادمیک نداشته است. در دوره دوم علاوه بر روایت و گفتمان پوزیتیویستی(دورکیمی) گفتمان مارکسیستی در ایران توسعه یافت و بهتدریج از برخی مفاهیم وبری و اندیشههای او برای تبیین وقایع تاریخی استفاده شد. در دورۀ سوم تحولات زیادی در عرصه داخلی و بینالمللی رخ داد. استعارهها و مفاهیم مارکسیستی کاهش و درمقابل مفاهیم وبری رونق بیشتری یافت.
جامعه شناسی و نسبت آن با دیگری (بیشناسنامهها در مقام دیگری)
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 89-108
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2031697.1722
احسام سلطانی، اسدالله نقدی، محمد تقی سبزهای
چکیده در مقالهی حاضر به بیشناسنامهها بهمثابه «دیگریِ آستانهای» نگریسته شده است. امروزه این گروه از هموطنان نه بهخاطر جهانبینی، جنسیت یا زبان متفاوت بلکه بهخاطر نداشتن شناسنامه به گروهی منزوی و طردشده در میان میلیونها انسان بدل شدهاند. با وجود این، تاکنون توجه چندانی به این گروه نشده است و تقریباً سکوتی همهجا حاضر در میان پژوهشگران علوم اجتماعی دربارهی گروه مورد اشاره وجود دارد. بنابراین، طرح این پرسش ضروری است: چرا جامعهشناسان ایرانی کمتر به مسائل این زندگی (زندگی دیگری/ فرد بیشناسنامه) توجه نشان دادهاند و اغلب دربارهی شیوه زندگی بیشناسنامهها سکوت کردهاند؟ در مقالهی حاضر به قصد پاسخ به این پرسش به مطالعهی نسبت میان جامعهشناسی و دیگری (آستانهای) پرداختهایم. به نظر میرسد که ریشهی این سکوت در برخی گرایشهای موجود در جامعهشناسی مسلط قابل پیگیری است. در واقع به قصد پاسخ به پرسش فوق به مطالعهی برخی از مباحث نظریهپردازان مدرن پرداختهایم و این مطالعه نشان میدهد که مهمترین مسئله برای جامعهشناسی مسلط از آغاز پیدایش این رشته کشف قوانین و قواعد ثابت و تکرارشونده بوده است و بر همین اساس میتوان گفت که این جامعهشناسی همواره سخنی دربارهی نظم بوده و هست. نخستین رانده شده از این قلمرو نیز همانا دیگری است.
مطالعه جامعهشناختی مسئلهمندی گفتگو در خانواده (مورد مطالعه شهروندان منطقه 3 و 15 شهر تهران)
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 109-130
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2046551.1758
شهلا قنبرلو، عالیه شکربیگی، سید محمد ثقفی
چکیده ریشه بسیاری از مسائل و آسیب های نهاد خانواده در ضعف یا فقدان مهارت های ارتباطی و گفتگویی است. هدف این تحقیق مطالعه جامعه شناختی مسئله مندی گفتگودرخانواده است. این تحقیق از نوع کمی است و با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شهروندان مناطق 3و15 شهر تهران و نمونه آماری هم 384 نفر انتخاب شدند و از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای استفاده شده است. یافتهها نشان دادکه میزان گفتگو در خانواده در حد متوسط(4/40) است. بین موانع شخصیتی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با نوع گفتگو در خانواده رابطه معناداری وجود دارد. همچنین در معادلات ساختاری میزان رابطه هر یک از شاخصهای مسئله مندی و گفتگو در خانواده به ترتیب عبارتاند از: عوامل شخصی(42/0)، عوامل خانوادگی(54/0)، عوامل اجتماعی(58/0)، عوامل فرهنگی(62/0) و عوامل اقتصادی(55/0).
اسلام صوفیانه در کردستان و مسئلة اسلام رسمی و عامیانه
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 131-150
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2022800.1706
سامان ابراهیمزاده، سارا شریعتی، محمدرضا اخضریان کاشانی
چکیده رایجترین نظریهی مطالعات دین در خصوص دین رسمی و عامیانه، اولی را دیدگاه نهاد رسمی دین در مورد عقاید و اعمال مذهبی مشروع و دومی را عقاید و اعمال رایج در میان تودههای مردم میداند. نظر به نبود سازمان رسمی دینی در جوامع اسلامی، صورتبندی متفاوتی ارائه شده که دین رسمی را آرای هنجارین علمای مذهبی در مورد باورهای مذهبی مشروع میداند. در مورد کردستان با صورت متفاوتی از اسلام به نام اسلام صوفیانه طرفیم که کاربست نظریه اخیر را نیز با مشکل مواجه میکند. بر این اساس تلاش کردهایم از چارچوب تحلیلی متفاوتی استفاده کنیم که تمایز میان عامیانه و رسمی در اسلام را بر اساس شکل تجربه دینی تعریف میکند. بدین منظور ابتدا بر اساس روش تاریخی، فرآیندهای تاریخی اثرگذار بر شکلگیری اسلام صوفیانه را بررسی کردهایم و در نهایت به تحلیلی نظری در مورد صورتبندی جدیدی از تمایز میان صورتهای عامیانه و رسمی اسلام دست زدهایم.
تئودور آدورنو و دالاس اسمیت: صنعت فرهنگ / صنعت آگاهی و اقتصاد سیاسی رسانهها و ارتباطات
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 151-174
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2047233.1755
سمانه کوهستانی
چکیده توضیح سردبیر
مفهوم "صنعت فرهنگ" که جامعه شناسان مکتب انتقادیِ فرانکفورت از پیشگامان معرفی و طرح بحث هایی در باره آن در شرایط جهان سرمایه داری پس از جنگ جهانی اول به شمار میآیند، یکی از آن دسته مفهومهای مهمی است که امروزه، در شرایط جهانی شدن و گسترش مهار ناپذیر نفوذ شبکههای اجتماعی نوین در زندگی افراد و جامعهها، برای فهم فرایندهای تحول و توسعه نظام جهانی از اهمیت تبیینی و تحلیلی زبادی برخورداراند. گو آنکه این مفهوم امروزه دیگر مفهوم نو و ناشناختهای نیست، و اگرچه برنامه کار مجله جامعه شناسی ایران اساسآ منحصر و محدود به چاب و انتشار مقالههای علمی پژوهشی در حوزه جامعه شناسی ایران است؛ اما اهمیت کاربردی مفهوم صنعت فرهنگ موجب شد که با توجه به در دست بودن برگردان فارسی قابل استفادهای از مقاله خوب و آموزندهای که رابرت بیب در باره دیدگاههای تیودور آدورنو و دالاس اسمیت در این حوزه نوشته و در آن دیدگاههای نوینی را در باره این موضوع مطرح کرده، مازاد بر تعداد مقرر مقالههای علمی - پژوهشی هر شماره ، به چاپ این مقاله در مجله جامعه شناسی ایران اقدام کنیم. امید است که این مقاله بتواند به فراهم سازی درک بهتر و روشن تری از نقش صنعت فرهنگ و صنعت آگاهی، از بعد اقتصاد سیاسی و جامعه شناسی، در جهان معاصر ما منجر شده و برای خوانندگان علاقمند مجله جامعه شناسی قابل استفاده و مفید باشد.
سردبیر
هستیشناسی معتاد (نظریه شبکه روابط اجتماعی در اعتیاد)
دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 5-28
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2037291.1736
مهین شیخ انصاری
چکیده این مقاله سعی دارد به این پرسشها پاسخ بدهدکه معتاد چیست؟و چه عاملی باعث میشود که معتادان بهبودیافته، دربهبودی بمانند؟روش مطالعه پدیدارشناسانه و نظری است. دادهها با روشهای کیفی و اسنادی-مطالعاتی جمعآوری شدهاند. نمونهها در مشاهدهمستقیم جلسههای معتادان درحال بهبودیNA وکنگره60، جلسههای خانوادههای معتادان در همسفران، نارانان و سیمانان، جلسههای گروهدرمانی کلینیک تخصصی ترک اعتیاد ثامن بودند. نمونهها در مصاحبهعمیق معتادان بهبودیافته، روانشناسانبالینی، روانپزشکان ومددکاران اجتماعی فعال در کمپهای چیتگر، ندایآرامش و وردیج و کلینیکهای تخصصی ترک اعتیاد بودند. نتایج تحقیق نشان میدهند که معتاد قبل از معتاد شدن «بیماریذهنیاعتیاد» دارد و از رویارویی با زندگی میگریزد، به عبارتی او «کاهل» لویناس است. بر اساس نتایج تحقیق «نظریه شبکه روابطاجتماعی در اعتیاد» را طرح کردیم. بر اساس این نظریه معتاد «بیماریذهنیاعتیاد» را از شبکه روابط اجتماعی معیوبی که در آن قرار داشته، کسب کردهاست و برای ماندن دربهبودی باید در شبکه روابط اجتماعی جایگزینی از معتادان بهبودیافته قرار بگیرد.
نحوة مواجهة جامعهشناسی با اقتصاد: اقتباس، انتقاد، نوآوری
دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 29-50
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2037706.1738
حمزه نوذری
چکیده متون بنیانگذاران جامعهشناسی بینامتنیتی است که در گفتگو و مجادله با متون دیگر ساخته شده است. متون علم اقتصاد کلاسیک و نوکلاسیک یکی از مهمترین متونی است که در شکلگیری علم جامعهشناسی نقش مهمی داشته است. گفتگوی متون جامعهشناسی با متون علم اقتصاد گاهی به شکل اقتباس و گاهی انتقادی بوده است اما این بینا متنیت پس از جامعهشناسان کلاسیک چندان مود بحث قرار نگرفته است. این مقاله با روش بینامتنیت نشان میدهد که متون جامعهشناسی کلاسیک از حیث دو مؤلفة انسانشناسی و اسلوب تحلیل چه داد و ستدی با متون علم اقتصاد داشتهاند. گاهی بینا متنیت و گفتگوی متون آشکار و روشن و گاه پنهان و اعلام نشده است اما بر اساس نشانههای درون متن میتوان طرف گفتگو را تشخیص داد. این گفتگو ساده و گذری نبوده بلکه بنیادهای علم جامعهشناسی را ساخته است. گفتگوی اقتباسی و انتقادی بنیانگذاران جامعهشناسی با بنیان گذاران اقتصاد کلاسیک و نوکلاسیک تفاوتها را در نوع نگاه به انسان و اسلوب تحلیل در متون جامعهشناسان کلاسیک نشان میدهد.
