گروههای نوپدید معنوی در جهان معاصر ریشههای فکری و مسیر احتمالی
دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 75-98
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2019341.1692
محمدمسعود سعیدی
چکیده مواجهۀ مناسب با گروههای نوپدید معنوی در جامعۀ معاصر به طوری که بتواند نظم اجتماعی را تضمین کند، مبتنی بر شناخت علمی این پدیدۀ اجتماعی و تشخیص مسیر تحولات احتمالی آنها است. متأثر از روند فزایندۀ جهانیشدن، تحولات نوظهور دینی در حالی که در هر جامعهای عناصری از فرهنگ غالبِ آن جامعه را بازتاب میدهند، دارای ریشههای مشترکی هستند که به تشخیص مسیر تحولات آینده کمک میکنند. در این مقاله، کوشش شده است با بررسی جنبشهای فکری که بر گروههای نوپدید معنوی تأثیرهای تعیینکنندهای داشتهاند، ریشههای تحولات معاصر شناسایی و دربارۀ مسیر آیندۀ آنها گمانهپردازی شود. برای این مقصود، از روش تحلیل و استنتاج منطقی از مهمترین پژوهشهای اجتماعی دربارۀ این موضوع استفاده شده است (فراتحلیل). درمان معنوی، تأکید بر استعدادهای درونی و رویگردانی از یک منبع بیرونی برای رستگاری، به خود انسانی، از مهمترین میراثهای جنبشهای پیشگام بر رشد گروههای نوپدید معنوی بوده است.
مطالعه کیفی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری
دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 29-68
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.2006569.1661
امید بابایی، محمدجواد زاهدی مازندرانی
چکیده با وجود برخی ادعاها در مورد مرگ طبقه، طبقه همچنان موضوعی مهم در بررسی های جامعه شناختی برد متوسط و به ویژه در تعیین ترجیحات دینی است به نحوی که کنشگران دینی تمایل به سبکهای دینی مرتبط و متناسب با موقعیت اقتصادی - اجتماعی خودشان را دارند. به سخن دیگر، افراد با موقعیتهای اقتصادی - اجتماعی مختلف، ذائقه دینی متفاوتی دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه زمینه ای انجام گرفته است. مشارکت کنندگان در این پژوهش کنشگران دینی طبقه فرودست شهری در شهرکرد هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبة نیمه ساخت یافته با هجده نفر از افراد این طبقه جمع آوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده شده است. یافته ها بیانگر هجده مقولة منتخب است که در قالب یک مدل پارادایمی با مقولة محوری (مناسکی شدن دین)، شرایط علّی (جمع گرایی، سنت گرایی، تقدیرگرایی و احساساتی بودن)، شرایط زمینه ای (جامعه پذیری دینی مناسک محور)، شرایط مداخله ای (پایگاه اقتصادی - اجتماعی پایین)، راهبردها (دینداری مناسکی، دینداری عاطفی، دینداری واسطه ای، دینداری تکلیفی، دینداری موروثی و دینداری تقدیرگرا) و پیامدها (تقلیل گرایی دینی، ظاهرگرایی دینی، کارناوالی شدن مناسک، مداح محوری و بدنمندی دینی) سازمان یافته است. نتایج بیانگر آن است که مناسک، جایگاه برجسته، مهم و موثری را در ذائقه دینی طبقه فرودست شهری دارد و تعیین این جایگاه بدون فهم منطق دین عامه و فهم منطق مناسک در دین عامه امکان پذیر نیست.
تبیین نوگروی حاد در نوگروندگان دینی شهر تهران
دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 69-93
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.550044.1548
زهرا فیضی، الله کرم کرمی پور، حسن محدثی گیلوایی
چکیده این مقاله با رویکرد روششناختی کیفی و با روش تحلیل روایت انجام شده است. نمونة مشارکت کننده، نوگرونده گان دینی حاد در شهر تهران بوده که به شیوة نمونه گیری هدفمند و از طریق گلولة برفی انتخاب شده اند. در این مقاله، با 20 نفر از این نوگرونده گان مصاحبة روایی انجام شد که 19 نفر آنها اطلاعات دقیق در خصوص تغییر دین خود ارائه داده اند و تحقیق نیز با این تعداد به اشباع داده رسید. یافته ها نشان داد که در مجموعة علت ها، علت های اجتماعی- سیاسی، اجتماعی- روانی، اجتماعی – رابطهای بیشترین علت های تغییر نظام اعتقادی در میان نوگروندگان بوده اند. این تحقیق نشان داد که مراحل تغییر نظام اعتقادی در شهر تهران غیر از آن چیزی است که در نظریه های کسانی چون رمبو، لافلند و استارک آمده است. نتیجة نهایی این است که بیثباتی اجتماعی-سیاسی ناشی از عملکرد کارگزاران دینی و ناامنی و آشفتگی روانی از مهمترین علل تبیینکنندة نوگروی دینی هستند.
بازتعریف دین در زندگی روزمرهی زنان دانشجو در تهران
دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 119-143
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.1975676.1631
زهرا سلیمانی علویجه، محمدرضا پویافر، خدیجه ذوالقدر
چکیده امروزه شاهد تغییرات اساسی در زندگی روزمره و دینداری زنان دانشجو هستیم، که از جمله مصادیق بارز آن عدمتمایل بخشی از زنان جامعه به داشتن حجاب در اماکن عمومی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف مطالعهی بازتعریف دین در تجربهی زندگی روزمرهی زنان شهر تهران انجام شد. به این منظور از رویکرد کیفی و روش نظریهی زمینهای استفاده شد. نمونهگیری به روش هدفمند و از بین دانشجویان متولد دهههای ۵۰ و ۶۰ دانشگاههای آزاد اسلامی شهر تهران انجام گرفت. دادهها در سه سطح کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مدل پارادایمی حاصل از مقولههای محوری هم نشان داد که شرایط علی برای پدیدهی بازتعریف دین نقش رسانهها در تقابل با دین، تجربههای شخصی پرسشبرانگیز از دین و نقش آموزش در ایجاد نگرش نوین به دین بود. نتایج بهدستآمده تأیید میکند که دینداری در زنان و دختران دستخوش تغییرات زیادی شده که توجه به آن در سیاستگذاریها ضروری است.
