تئودور آدورنو و دالاس اسمیت: صنعت فرهنگ / صنعت آگاهی و اقتصاد سیاسی رسانهها و ارتباطات
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 151-174
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2047233.1755
سمانه کوهستانی
چکیده توضیح سردبیر
مفهوم "صنعت فرهنگ" که جامعه شناسان مکتب انتقادیِ فرانکفورت از پیشگامان معرفی و طرح بحث هایی در باره آن در شرایط جهان سرمایه داری پس از جنگ جهانی اول به شمار میآیند، یکی از آن دسته مفهومهای مهمی است که امروزه، در شرایط جهانی شدن و گسترش مهار ناپذیر نفوذ شبکههای اجتماعی نوین در زندگی افراد و جامعهها، برای فهم فرایندهای تحول و توسعه نظام جهانی از اهمیت تبیینی و تحلیلی زبادی برخورداراند. گو آنکه این مفهوم امروزه دیگر مفهوم نو و ناشناختهای نیست، و اگرچه برنامه کار مجله جامعه شناسی ایران اساسآ منحصر و محدود به چاب و انتشار مقالههای علمی پژوهشی در حوزه جامعه شناسی ایران است؛ اما اهمیت کاربردی مفهوم صنعت فرهنگ موجب شد که با توجه به در دست بودن برگردان فارسی قابل استفادهای از مقاله خوب و آموزندهای که رابرت بیب در باره دیدگاههای تیودور آدورنو و دالاس اسمیت در این حوزه نوشته و در آن دیدگاههای نوینی را در باره این موضوع مطرح کرده، مازاد بر تعداد مقرر مقالههای علمی - پژوهشی هر شماره ، به چاپ این مقاله در مجله جامعه شناسی ایران اقدام کنیم. امید است که این مقاله بتواند به فراهم سازی درک بهتر و روشن تری از نقش صنعت فرهنگ و صنعت آگاهی، از بعد اقتصاد سیاسی و جامعه شناسی، در جهان معاصر ما منجر شده و برای خوانندگان علاقمند مجله جامعه شناسی قابل استفاده و مفید باشد.
سردبیر
بازتاب انگارههای قدسی در ترانههای دهۀ1350 شمسی
دوره 24، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 105-122
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.1987543.1659
سید مهدی موسوی میرکلائی
چکیده ترانه یک قالب شعری موسیقایی است که در پهنۀ تاریخ همواره با درخواستها و علایق عمومی مردم همراه و همسو بوده است. ترانه متعلق به تودۀ مردم است و در میان دیگر انواع شعری بیشترین تأثیرپذیری را از فرهنگ عامه دارد. در دهۀ50 شمسی مصادف با اواخر حکومت پهلوی نوعی باور مذهبی در بین روشنفکران شکل گرفت که منحصراً در مواجهه با استبداد تعریف میشد؛ در نتیجه پرداختن به انگاره های قدسی و اساطیر آیینی مذهبی خود به نوعی اعتراض قابل فهم برای عامه بدل شد. از این رو محور اصلی این پژوهش واکاوی اسنادی سلطۀ عقاید مذهبی در بین ترانه سرایان نوین و بررسی چگونگی برخورد این ترانه سرایان با انگاره های قدسی و تحلیل ترانه های شاخص با مضمون اسطوره های آیینی است. نتیجۀ این پژوهش نشان میدهد علاقه به ترسیم انگاره های مذهبی در ترانۀ روزگار پهلوی دوم جنبۀ آخرالزمانی دارد و ترانه سرا با نگاهی تمثیلی به دنبال یافتن یکسانی های عصر خود و دوران قدیسان است.
