اعتبار در پژوهشهای پدیدارشناختی
دوره 25، شماره 1، بهار 1403، صفحه 99-120
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2012197.1678
مهوش لطفی، کرم حبیب پور گتابی، صلاح الدین قادری
چکیده دغدغهی این مقاله مسائل مربوط به «اعتبار» در پژوهش پدیدارشناختی است. پدیدارشناسی کوششی برای غنابخشیدن به جهانِ تجربه است و در طول سالیان از تأکید صرف بر «توصیف محض» به تمرکز بر تفسیرِ تجربه گذر کرده است. پدیدارشناسی توصیفی تضمین میکند که شناخت به دست آمده میتواند پدیده را به همان شکلی منعکس کند که مشارکتکنندگان اولین بار تجربهاش کردهاند. در مقابل، هدف پدیدارشناسیِ تفسیری مشخصکردن آن دسته ازمعناهای پدیده است که مشارکتکنندگان در ذهن دارند. پدیدارشناسان توصیفی مسئلهی اعتبار را به شکلهای متفاوتی نگریستهاند: (۱) اینکه توصیف اساسیِ پدیده بتواند ذات شهودشده را بهدرستی ثبت کند؛ (۲) برای بررسی تحلیلهای پدیدارشناختی بتوان از وارسیخبرگان بهره برد؛ (۳) بازگشت به مشارکتکنندگان. از سوی دیگر، در پدیدارشناسی تفسیری مسئله این است که آیا تفسیرهای پدیدارشناختیِ مرتبط با ساختارهای معناییِ زیربناییِ توصیفها معتبرند و مضمونها و بینشهای برآمده از توصیفها مناسب و بدیعهستند؟
