اسلام صوفیانه در کردستان و مسئلة اسلام رسمی و عامیانه
دوره 25، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 131-150
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2022800.1706
سامان ابراهیمزاده، سارا شریعتی، محمدرضا اخضریان کاشانی
چکیده رایجترین نظریهی مطالعات دین در خصوص دین رسمی و عامیانه، اولی را دیدگاه نهاد رسمی دین در مورد عقاید و اعمال مذهبی مشروع و دومی را عقاید و اعمال رایج در میان تودههای مردم میداند. نظر به نبود سازمان رسمی دینی در جوامع اسلامی، صورتبندی متفاوتی ارائه شده که دین رسمی را آرای هنجارین علمای مذهبی در مورد باورهای مذهبی مشروع میداند. در مورد کردستان با صورت متفاوتی از اسلام به نام اسلام صوفیانه طرفیم که کاربست نظریه اخیر را نیز با مشکل مواجه میکند. بر این اساس تلاش کردهایم از چارچوب تحلیلی متفاوتی استفاده کنیم که تمایز میان عامیانه و رسمی در اسلام را بر اساس شکل تجربه دینی تعریف میکند. بدین منظور ابتدا بر اساس روش تاریخی، فرآیندهای تاریخی اثرگذار بر شکلگیری اسلام صوفیانه را بررسی کردهایم و در نهایت به تحلیلی نظری در مورد صورتبندی جدیدی از تمایز میان صورتهای عامیانه و رسمی اسلام دست زدهایم.
دولت و جامعۀ پیشامدرنِ قاجار نقدی بر نظریۀ شیوۀ تولید آسیایی
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 5-29
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.547679.1532
سیاوش قلی پور
چکیده این مقاله به کمک توصیف و استفاده از دادههای تاریخی به تحلیل دولت و جامعۀ پیشامدرن ایران در دوره قاجار میپردازد. روش آن توصیفی-تحلیلی با رویکرد جامعه شناسی تاریخی است که از فنِ بررسی اسناد برای گردآوری استفاده کرده است. یافتهها نشان میدهند: 1. مالیات و عوارض گمرکی تنها منابع درآمد دولت بودند؛ ضعف در مالیاتستانی و فساده گسترده، دولت را در تنگناهای مالی چارهناپذیری قرار داده بود. 2. ناتوانی در پرداخت مواجب قشون و نگهداشت دایمی آنان، امکان تشکیل قوای نظامی مستقل از ایلها را ناممکن ساخته بود و دولت در دفاع از مرزها و کنترل داخلی ناتوان بود. 3. نظام قضایی در تدوین قانون و اجرای احکام وحدت رویه نداشت؛ این امور در خارج از پایتخت و مرکز ایالات به متنفذان و مقامات محلی واگذار میشد. 4. بوروکراسی محدود به پایتخت و ناتوان از کنترل سرحدات کشور بود ولی جامعه قدرتمند و پرتوان بود. 5. ایلها با داشتنِ شیوۀ تولید متفاوت، قدرت نظامی و همبستگی زیاد کانونهای قدرت مستقلی بودند که همواره قدرتی بالقوه در مقابل حکومت مستقر بودند. ویژگیهای ذکر شده نشان میدهند که دولت پیشامدرن ایران با ادعای نظریه شیوۀ تولید آسیایی مبنی بر قدرتمند بودن و در اختیار داشتن دیوانسالاری فراگیر و متمرکز همخوانی ندارد و جامعۀ ایرانی نیز جامعهای نیرومند و نامتمرکز در مقابل حکومت بود. بنابراین برای فهم جامعۀ ایرانی نیازمند نظرورزی متفاوت و پرهیز از نگاه شرقشناسانه هستیم.
نظریه شکاف بزرگ بررسی آرای تجدید نظرطلبان آسیایی در جامعهشناسی تاریخی
دوره 24، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 31-52
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.562069.1623
رضا عظیمی
چکیده یکی از دغدغههای اساسی در جامعهشناسی تاریخی چگونگی رشد غرب با تاکید بر کشور بریتانیاست. علی رغم تصورات موجود، این سئوال هنوز یکی از اساسیترین و زندهترین بحثها در نحلههای گوناگون جامعهشناسی تاریخی است. ادبیات حاضر در این نحله اگرچه از نگاه شرقشناسی متاثر است ولی با آن چه تحت عنوان شرقشناسی در ایران متداول شده است تفاوت بسیار دارد. مقاله حاضر در صدد است که یکی از پربحثترین نظریات در نزدیکبه دو دهه اخیر که همزمان رشتههای تاریخ اقتصادی و جامعهشناسی تاریخی را متاثر کرده است، معرفی نماید. ابتدا سعی میگردد که مبانی نظری تجدید نظرطلبان آسیایی (مکتب کالیفرنیا) و ارتباط آن با نظریه شکاف بزرگ تشریح شده، سپس مطالعات تجربی که در دو دهه اخیردر این زمینه صورت گرفته مورد وارسی قرارگیرد و درپایان برخی از مهمترین انتقادات بر نظریه فوق ارائه شود. هم چنین در بحثی انتقادی ربط این جریان فکری در جامعهشناسی تاریخی را با نگاه فوکویی که بر برخی از کارهای جامعهشناسی تاریخی ایران حاکم است را بررسی میکند.
برآمدن طبقه ی متوسط جدید در ایران (با تمرکز بر حوزههای معماری و ادبیات)
دوره 23، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 95-117
https://doi.org/10.22034/jsi.2023.556175.1596
رضا تسلیمی طهرانی
چکیده مسئله اصلی پژوهش حاضر توصیف و تحلیل چگونگی برآمدن طبقه ی متوسط جدید در ایران از طریق مطالعه و بررسی شاخص ها و مولفه های مرتبط با سبک زندگی مانند معماری، اوقات فراغت، روابط اجتماعی و ... در بازه ی زمانی سالهای 1300-1320ه.ش و دستیابی به جهان بینی، معانی، ارزش ها و اندیشه های اعضای این طبقه در دوره زمانی ذکر شده است. در پژوهش حاضر به منظور دستیابی به هدف های تحقیق از روش تاریخی با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است.
بر اساس یافته های این پژوهش، تحولات معماری و شهرسازی در دورهی پهلوی اول و بازخوانی و تحلیل رمان های نوشته شده از سوی نویسندگان شاخص این دوره از چگونگی ظهور تمایزهای طبقاتی، شکل گیری طبقه متوسط جدید و سبک زندگی متناظر با آن خبر می دهد. در این راستا، اتکا به معیارهای جدید معماری در بنای ساختمان های عمومی و خصوصی و امکانات و فضاهای جدید شهری مانند سینماها، کافه ها و مغازه ها در کنار برجسته شدن موضوع هایی مانند حضور زنان در زندگی اجتماعی، تحصیل و اشتغال زنان، عشق و ازدواج به سبک جدید و پدید آمدن مشکل های خانوادگی و مسائل اجتماعی نوظهور نشان دهنده چگونگی ظهور این طبقه و سبک زندگی اعضای آن است. بررسی ها و تحلیل های صورت گرفته در این پژوهش نشان می دهد که جهان بینی و ارزش های اعضای طبقه ی متوسط جدید را میتوان در حول مولفه هایی مانند فردگرایی، ناسیونالیسم و تجددگرایی مشخص نمود.
