گفت وگو چیست و چرا این شماره به موضوع گفتگوی تمدن ها اختصاص یافته است؟

دوره 5، شماره 1، بهار 1383، صفحه 1-2

چکیده گفت و گو نوعی تعامل فرهنگی بین کنشگران فردی و جمعی است.موضوع گفتگو هر انچه که باشد(فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی،سیاسی و زیست محیطی)هدفش یکی است و ان دستیابی به وفاقی تفاهمی با روشی اقناعی و مبتنی بر خرد جمعی انتقادی استوبنابراین گفتگو در هر سطحی دارای استلزامات خاصی چون نفی خشونت ،احساس نیاز به مفاهمه یعنی شنیدن و یادگیری،خرد گرایی،پذیرش و احترام متقابل ،زبان مشترک حوزه عمومی به دور از هر نوع سلطه،فرصت و موضع برابر،بردباری،تسامح در برابر تفاوتها،آزادی فکر و بیان،تالیف منابع فردی در پرتو مصالح جمعی،یگانگی با حفظ هویتها و احساس مسئولیت و تعهد متقابل در به ثمر رساندن گفت و گو و امادگی برای پذیرش و اجرای نتایج ان است.بنابراین،گفت و گو یکی از عوامل و شاخص های اصلی توسعه فرهنگی است.هر موقع و هر جا راه های غیر فرهنگی و خشونت امیز برخورد با مسایل(منولوگ)به بن بست رسیده گفت و گو به عنوان آلترناتیو همیشه مطرح بوده است.

مطالعه تطبیقی ـ تاریخی رابطه ساختار سیاسی با توسعه اقتصادی

دوره 8، شماره 1، بهار 1386، صفحه 1-36

مسعود چلبی، غلامرضا عظیمی

چکیده مقاله حاضر به بررسی رابطه تحولات سیاسی با اولین نوسازی (اقتصادی) در سه کشور ایران، چین و ژاپن می‌پردازد. این مطالعه به روش تطبیقی ـ تاریخی انجام گردیده است. زمان مورد مطالعه از سال‌های 1800 ـ 1920 را دربر می‌گیرد. سه رویداد مهم در این بررسی انقلاب میجی (1868)، انقلاب مشروطه (1905) و انقلاب 1911 چین می‌باشد. در این پژوهش دو نوع ساختار سیاسی عمده از هم تمیز داده شده‌اند: یکی «پاتریمونیالیزم» در مورد ایران و چین و دیگری «فئودالیزم» در مورد ژاپن. اولی مخل پیشرفت اقتصادی تشخیص داده شد، در حالی‌که دومی در ژاپن مانع تحولات اقتصادی نشد. در بررسی نقش نظام جهانی از دو مفهوم ادغام سیاسی و ادغام اقتصادی استفاده گردید. و در بررسی وفاق نخبگان، نخبگان در چهارگروه: نخبگان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مد نظر قرار گرفتند. یافته‌ها نشان می‌دهد وجود ساختار سیاسی فئودالی در جامعه ژاپن قبل از انقلاب میجی، امکان شکل‌گیری طبقات مختلف را به‌وجود آورد در نتیجه در هنگام برخورد این جامعه با نظام جهانی یکی از طبقات بالا (سامورایی‌ها) از بدنه قدرت جدا شده و نوسازی را آغاز ساختند در مقابل ساختار پاتریمونیالی قدرت در ایران و چین اجازه شکل‌گیری هیچ طبقه یکدست و متحد را نداد. در نتیجه در قرن 19 با برخورد این دو جامعه با نظام جهانی و با ضعف ساختار متمرکز قدرت تمام گروه‌های مختلف با خواسته‌های متفاوت وارد عرصه عمومی جامعه شدند. در نتیجه دو انقلاب مشروطه و 1911 چین به آشوب و بی‌نظمی منجر شد. .

جهانی شدن و هویتِ فرهنگیِ قومِ لک

دوره 8، شماره 3، پاییز 1386، صفحه 1-29

غلامعباس توسلی، سیاوش قلی پور

چکیده این پژوهش، هویتِ فرهنگیِ قوم لک را در درون فرایندهای جهانی شدن مورد بررسی قرار داده و بر اساس ویژگی های اجتماعی و فرهنگی لک ها، جامعه مورد مطالعه را به چهار گونه ی شیعه سنتی، شیعه مدرن، اهل حق سنتی، اهل حق مدرن  دسته بندی کرده است. با استفاده از روش «کیفی» و از طریق مشاهده، مصاحبه و بررسی اسناد اطلاعات لازم را در مورد گروهای فرهنگی مذکورگردآوری نموده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که: لک‏ها علیرغم تفاوت های فرهنگی که در میان خویشتن دارند، برخی خصیصه های فرهنگی مشترک دارند که مشخصا بیانگر هویت قومی آنهاست ؛ آنها بخش دیگری از هویت فرهنگی خود را به شیوه ای عام گرایانه بازسازی می کنند. یعنی با پذیرفتن عناصر مدرن و جهانی در کنار عناصر محلی و قدیمی، ترکیب ظریفی از امر محلی و جهانی را به وجود آورده اند؛ تمام عناصر فرهنگی در میان این قوم از قدرت هویت سازی همسانی برخوردار نیستند عناصری که در درون فرایندهای قدرت، تفاوت و مقاومت قرار می گیرند توان هویت سازی بالاتری دارند.      

به مثابة پاسخ: مرور و تکمله‌ای بر مباحث «عرفی‌شدن»

دوره 8، شماره 4، زمستان 1386، صفحه 1-14

علی‌رضا شجاعی‌زند

چکیده گمان می‌رود که رفع چند ابهام می‌تواند بخشی از ایرادات وارده به کتابِ عرفی‌شدن در تجربة مسیحی و اسلامی و مقالة "مسیرهای محتمل در عرفی‌شدن ایران" را برطرف نماید؛ بخشی دیگر نیز با مراجعة مجدد به متون و بازبینیِ پس و پیشِ آنها احتمالاً رفع خواهد شد. بازگویی مدعا در عناوین مورد اشکال و برخی محاجه‌‌های مصداقی با نقد‌های وارده، بیش از آن که به قصد پاسخ باشد، در حُکم مرور و تکمله‌ایست بر مباحث عرفی‌شدن؛ زیرا آنقدر که مدعا طالبِ نقد است، نقدها مستحق پاسخ نیستند و بیش از تقابل، بهتر است از آنها استقبال کرد. 1. لزوم تدقیق مفهومی و تطابق نظری در مواجهه با یک مفهوم یا نظریة جدید، اولین خطوره‌ای که در ذهن ایجاد می‌شود این پرسش است که آن تا چه حد با واقعیت‌های تاریخی و جاری جوامع مختلف مطابقت دارد. همین عطف توجه ذهنی است که فرد را وامی‌دارد تا پس از تحصیل برداشتی صائب و دقیق از آن مفهوم یا نظریه، به بررسی میزان مطابقت با واقعیت‌های پیرامونی جامعة خویش بپردازد. این تمام محتوا و مسیری است که در کتاب مورد نقد اتخاذ شده است و هرگونه انتظار و انتساب بیش از این به آن، البته خارج از غرض مقصود و بضاعت محدود آن است.

درباره نیمرخ رفتار ایرانى (سنخ‌شناسى مدل‌ها)

دوره 11، شماره 1، بهار 1389، صفحه 1-47

مقصود فراستخواه

چکیده روحیات ایرانى چگونه است؟ بى‌گمان نمى‌توان ذات‌باورانه و تقلیل‌گرایانه، از روحیات خاص و ثابت ایرانى سخن گفت؛ درکل عنوان ایرانى ناظر بر تفاوت‌هاى رفتارى افراد و گروه‌هاى مختلفى در دوره‌هاى گوناگونى است. از سوى دیگر؛ مردم تمام فرهنگ‌ها و جوامع (حتى در توسعه‌یافته‌ترین کشورها) در معرض مشکلات رفتارى مانند پنهان‌کارى، دروغ و ضعف کار گروهى و مانند آن بوده و هستند، کما این‌که در میان ایرانیان صفات و رفتارهاى خوب کم نبوده و نیست. ولى صورت مسئله را نیز نمى‌توان پاک کرد که خلقیات ایرانى، بحث‌انگیز شده است. این مقاله ضمن مرورى بر پیشینه بحث در میان شرق‌شناسى خارجیان و خود ایرانیان، درپى دست‌یابى به یک سنخ‌شناسى از مدل‌هایى است که برمبناى آن‌ها نیمرخ رفتار ایرانى توضیح داده مى‌شود. از طریق مقایسه و نقد الگوهاى اِسناد بیرونى و درونى، مدلى براساس تفکر سیستمى و مبتنى‌بر تحلیل نهادى با چهار سطح تحلیل (1.نهادها و ساختارها 2.عاملیت انسانى 3.محیط منطقه‌اى و جهانى 4.وقایع و رویدادها) پیشنهاد شده است. نتیجه‌گیرى مقاله آن است که رفتارهاى مطلوب در مقیاس بزرگ اجتماعى، مستلزم اصلاحات نهادى و ایجاد محیطِ نهادىِ مطلوب است. این محیط نهادى است که اقتضا مى‌کند افراد بیشترى از یک جامعه، دروغ بگویند، تملق بورزند، دورویى در پیش بگیرند یا فسادپذیر باشند. اخلاق امروزى آن‌ها به مسیر دیروزى و پریروزى جامعه آن‌ها وابستگى دارد. روحیات و خلقیات آن‌ها ریشه در سرگذشت نهادهاى آن‌ها و محیط جامعه آن‌ها و رویدادهاى تاریخى عارض بر آن‌ها دارد. این، لزومآ به معناى بى‌توجهى به نقش کنشگران نیست، درواقع ما نیازمند درک ژرف‌ترى از عاملیت انسانى، در وراى اراده‌گرایى‌هاى رومانتیک هستیم.

بررسى تأثیر عوامل فرهنگى بر الگوى ازدواج (مطالعه موردى: شهر شیراز)

دوره 11، شماره 2، تابستان 1389، صفحه 1-16

زهرا کاظمى، صغرى نیازى

چکیده مدل‌ها و آرمان‌هاى توسعه‌اى به‌طور گسترده‌اى در جهان انتشار یافته‌اند و در جهت تغییردادن نگرش‌ها و رفتارها عوامل مهمى هستند. الگوى ازدواج در ایران نیز از یک طرف تحت تأثیر عوامل درونى مانند مدرنیزاسیون، شهرنشینى و سطح بالاى تحصیلات و از طرف دیگر تحت تأثیر عوامل بیرونى مانند آرمان‌گرایى توسعه‌اى قرار گرفته و کم‌کم تمایلى به مشابهت با الگوى ازدواج مدرن در جوامع صنعتى نشان مى‌دهد. مثلا سن ازدواج کم‌کم بالاتر مى‌رود و پذیرش طلاق براى افراد آسان‌تر مى‌شود. همچنین در هنجارهاى فرهنگى مانند انتخاب همسر بر اساس عشق و مطلوبیت ازدواج تغییراتى به‌وجود آمده است. پژوهش حاضر با هدف بررسى تأثیر متغیرهاى فرهنگى و زمینه‌اى بر الگوى ازدواج انجام یافته است. این پژوهش به شیوه پیمایشى و با کمک پرسش‌نامه بر روى 400 نفر از جمعیت 17ـ50 ساله شهر شیراز انجام گرفته است. بر اساس یافته‌هاى این پژوهش، با افزایش آرمان‌گرایى توسعه‌اى افراد، الگوى ازدواج آن‌ها مدرن‌تر مى‌شود. همچنین متغیرهاى جنس، سن، اولویت‌هاى ارزشى، درآمد، میزان تحصیلات و میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعى با الگوى ازدواج رابطه معنى‌دارى داشته‌اند. بر اساس نتایج رگرسیون چندمتغیره از بین کل متغیرهاى مستقل، متغیرهاى جنس، آرمان‌گرایى توسعه‌اى، میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعى، سن، اولویت‌هاى ارزشى و درآمد 73درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین مى‌کنند. متغیر جنس بیشترین تأثیر را بر الگوى ازدواج داشت.    

پویایى توسعه و هم‌گرایى بارورى در کشورهاى مسلمان

دوره 11، شماره 3، پاییز 1389، صفحه 1-26

حاتم حسینى

چکیده در طول سه دهه گذشته بارورى در کشورهاى مسلمان به طرز بى‌سابقه‌اى کاهش پیدا کرد. هدف از این مقاله توصیف تفاوت در گذار بارورى کشورهاى مسلمان در طول دوره 1980ـ2005 و بررسى نقش برنامه‌هاى توسعه و تنظیم خانواده در هم‌گرایى با سطوح و روندهاى جهانى بارورى مى‌باشد. این بررسى از نوع تحلیل ثانویه است. جمعیّت آمارى شامل 33 کشور با دست‌کم 50 درصد جمعیّت مسلمان است. داده‌ها عمدتآ از پایگاه داده‌هاى آمارى برنامه توسعه سازمان ملل متّحد و بخش جمعیّت سازمان ملل متّحد گردآورى شده است. نتایج نشان مى‌دهد که کشورهاى مسلمان سطوح بارورى متفاوتى در مقایسه با سطوح بارورى مشاهده شده در دنیا طىّ دوره مورد بررسى تجربه کرده‌اند. علاوه بر این، کشورهاى مسلمان از نظر زمان‌بندى گذار بارورى، میزان کاهش بارورى در طول دوره گذار، رسیدن به بارورى سطح جایگزینى، و استمرار کاهش بارورى متفاوت از هم مى‌باشند. براساس این بررسى هم‌گرایى بارورى در کشورهاى مسلمان پدیده جدیدى است که در آستانه هزاره سوّم تجربه شده است. نتایج نشان مى‌دهد که این پدیده ناشى از بهبود در شاخص توسعه انسانى و گسترش استفاده از وسایل پیش‌گیرى از حاملگى بوده است. براساس نتایج به‌دست آمده مى‌توان گفت اقدامات توسعه‌اى در راستاى بهبود شاخص‌هاى توسعه انسانى از یک طرف و موضع‌گیرى رهبران دینى و سیاست‌گذاران کشورهاى مسلمان در پذیرش برنامه‌هاى تنظیم خانواده و ترویج استفاده از روش‌هاى پیش‌گیرى از حاملگى از سوى دیگر، نقش مهمّى در روندهاى آینده بارورى در کشورهاى مسلمان خواهد داشت.

تحلیلى بولى از اثر محرومیت نسبى بر خشونت سیاسى (مطالعه تطبیقى کشورهاى مسلمان خاورمیانه)

دوره 11، شماره 4، پاییز 1389، صفحه 1-31

محمدرضا طالبان

چکیده مقاله حاضر با ملحوظ‌داشتن واحد تحلیل «کشور» از جبر بولى استفاده نموده است تا به این پرسش پاسخ گوید که چه ترکیب‌هایى از معرّف‌هاى محرومیت نسبى موجب تکوین خشونت سیاسى مى‌شوند؟ رویکرد نظرى محرومیت نسبى براساس استدلال‌هایى پیش‌بینى مى‌نماید که احتمال وقوع خشونت سیاسى در جوامعى که به‌طور هم‌زمان واجد محرومیت طولى و عرضى‌اند بسیار بیش از سایر جوامع است. در پژوهش حاضر، این فرضیه منبعث از تئورى‌هاى محرومیت نسبى در میان کشورهاى مسلمان خاورمیانه در یک دوره زمانى بیست‌ساله به‌وسیله تکنیک تحلیل بولى مورد وارسى تجربى قرار گرفت. نتایج تحلیل بولى نشان داد که در دوره مورد مطالعه، دو الگوى علّى متفاوت از محرومیت نسبى موجب خشونت سیاسى در کشورهاى مسلمان شده‌اند. اول، ترکیبى از تبعیض گروهى قوى با نابرابرى اقتصادى پایین؛ و دیگرى، جوامعى که در آن‌ها تبعیض گروهى قوى با توسعه شتابان ترکیب شده است. از سویى دیگر، دستاورد نظرى ناشى از کمینه‌سازى بولى نیز نشان داد که در میان کشورهاى تحت مطالعه، وقوع خشونت سیاسى ارتباطى به نابرابرى اقتصادى نداشته است. همچنین، تبعیض گروهى علتِ لازم خشونت سیاسى بوده است؛ یعنى، کلیه کشورهایى که خشونت سیاسى را تجربه کرده‌اند واجد تبعیض گروهى بوده‌اند.  

تبیین رابطه کاربری اینترنت و مشارکت سیاسی در ایران

دوره 10، شماره 4، زمستان 1388، صفحه 1-41

حمید عبداللهیان، احسن حقگویی

چکیده این مقاله به مطالعه میزان و کیفیت استفاده از اینترنت در میان دانشجویان دانشگاه تهران و تأثیر آن بر میزان مشارکت سیاسی آنها، با استفاده از یک چارچوب نظری تلفیقی که شامل ملاحظات مفهومی "حوزه عمومی" هابرماس و الگوی سلسله مراتب مشارکت سیاسی مایکل راش است می پردازد.  در این مطالعه، 730 نفر دانشجویان دانشگاه تهران که از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودند و با کاربرد روش پیمایش و استفاده از پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفتند.  برای آزمون فرضیه ها از روشهای تحلیل همبستگی، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد.  یافته های تحلیل داده‌ها نشان داد که هر چه میزان و کیفیت استفاده از اینترنت بیشتر و بالاتر باشد، سطح مشارکت سیاسی کاربران اینترنت (دانشجویان) نیز افزایش می یابد.  البته کیفیت استفاده از اینترنت سهم بیشتری در افزایش میزان مشارکت سیاسی کاربران اینترنت داشته است.  بنابراین نتایج این مطالعه نشان می دهد که اینترنت می تواند به افزایش مشارکت سیاسی کمک کند و این امر نظریه هابرماس در حوزه‌ی عمومی را مورد تأیید قرار می دهد.  سایر یافته‌ها نیز نشان می دهد که 56% افراد مورد مطالعه، در سطح متوسط به فعالیت سیاسی می پردازند در حالیکه راش این نسبت را در سطح پایین ارزیابی کرده بود.  بنابراین برخلاف نظر راش و حداقل در فضای مجازی و در بین افراد تحصیل کرده کاربر اینترنت، سیاست لزوما حوزه فعالیت یک گروه کوچک محسوب نمی شود.  این سطح مشارکت همچنین بیانگر این نکته است که تکنولوژی‌های نوین ارتباطی و به ویژه اینترنت می تواند نقشی بسیار متفاوت از رسانه های سنتی در ایجاد فضای مباحثه آزاد و شکل گیری افکار عمومی ناشی از گفتگوی عقلانی – انتقادی، و در نهایت کنش سیاسی افراد ایفا کند.  این امر نشان می دهد که نظر هابرماس در خصوص کم تاثیر بودن رسانه ها در شکل گیری افکار عمومی و تاثیر آن در مشارکت سیاسی لزوما در میان کاربران اینترنتی در ایران تایید نمی شود. 

جامعه دوران گذار و گفتمان پسااستعمارى تأملى در بحران علوم اجتماعى در ایران

دوره 12، شماره 1، بهار 1390، صفحه 1-35

ابراهیم توفیق

چکیده در این نوشتار، براساس تفسیرى نظرورزانه از بحران علوم اجتماعى در ایران به پرسش از این مسئله مى‌پردازیم که آیا رویکرد نظرى پسااستعمارى مى‌تواند، اگرنه در رفع، لااقل در طرح پروبلماتیک این بحران یارى‌رسان باشد؟ بحران علوم اجتماعى از جنس شناخت شناسانه است و در غلبه بى‌چون وچراى پارادایم مدرنیزاسیون تجلى مى‌یابد. تداوم و غلبه این پارادایم بر علوم اجتماعى، در شرایط تکوین و تطور آن به‌مثابه زائده‌اى از صورت‌بندى‌هاى گفتمانى حاکم در دوران معاصر (گفتمان مشروطه و گفتمان دینى)، پى‌جویى مى‌شود. این صورت‌بندى‌هاى گفتمانى ناظر بر فرآیندهاى دولت و ملت‌سازى، حاصل درونى‌سازى یا وارونه‌سازى گفتمان شرق‌شناسى هستند و نظام دانش اجتماعى‌اى را امکان‌پذیر مى‌سازند که تاریخ‌هاى متکثر تجربه مدرنیته ما را در دستگاه مفهومى دوگانه خود به رؤیارویى سنت و تجدد فرو مى‌کاهد و بدین‌گونه دریافت یا فهم‌ناپذیر مى‌کند. در بخش پایانى نوشتار، به شرح مدخل‌گونه رویکرد نظرى پسااستعمارى (شرایط تاریخى شکل‌گیرى، مبانى فلسفى و روش‌شناختى و مفاهیم اساسىآن) مى‌پردازیم.    

آیا جنبش مشروطه آغازى دارد؟ خوانشى فوکویى از جنبش مشروطه و نقش روشنفکران در آن

دوره 12، شماره 3، پاییز 1390، صفحه 1-34

بهرنگ صدیقى

چکیده جنبش مشروطه از چه زمانى آغاز شد؟ آیا مى‌توان یک آغازگاه براى جنبش مشروطه تعیین کرد؟ کدام یک از نیروهاى اجتماعى فعال در بستر اجتماعى ایران جرقه این جنبش را زدند؟ این‌ها پرسش‌هایى است که در این مقاله به آن‌ها پرداخته مى‌شود. در این راه، ضمن مرور مواضع متفاوت روایى، پیوست انگار، گسست انگار، و بسگانه انگار به مقوله تاریخ‌پژوهى و نقد دیدگاه‌هاى برگسون و برودل و گورویچ، با تکیه بر رویکرد تبارشناختى فوکو به جاى آغاز جنبش مشروطه از آغاز«ها»ى جنبش مشروطه سخن خواهیم گفت. در نهایت، با تحلیل گفتمان انتقادى سرمقاله روزنامه وطن نشان خواهیم داد که یکى از آغازهاى جنبش مشروطه همزمان است با پاگیرى روشنفکران ارگانیک به عنوان نیروى اجتماعى نوپا در مقطع آستانه مشروطه. گرچه اگر شخصیت اصلى روایت تاریخ جنبش مشروطه را به جاى روشنفکران، دیگر نیروهاى اجتماعى قلمداد کنیم آغاز این جنبش به جاى دیگرى از تاریخ منتقل خواهد شد.  

مناسبات سرمایه فرهنگی و سبک زندگی: پیمایشی در میان شهروندان طبقه متوسطِ شهر سنندج، کردستان

دوره 13، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 1-23

جمال محمدی، ابوعلی ودادهیر، فردین محمدی

چکیده بحث محوری این مقاله مطالعه مناسبات بین سرمایه فرهنگی  و سبکِ زندگی در میان طبقه متوسط شهر سنندج است. پیش‌فرض نظری طرح چنین مسئله‌ای این است که سبک زندگی به فراخور نوع و میزان سرمایه فرهنگی سامان می‌یابد. سبک زندگی همچنین نقشی اساسی در برساختن هویت‌ها، معناها، نگرش‌ها، انتخاب‌ها، ذائقه‌ها و رفتارها دارد. چارچوب نظری این مطالعه تلفیقی است از آراء پیر بوردیو، دیوید چینی، میشل سوبل و آنتونی گیدنز. جامعه آماری مورد مطالعه طبقه متوسط شهر سنندج است که نمونه‌ای بر اساس قشرهای درونی آن مانند فرهنگیان، کارمندان، پزشکان، مغازه‌داران و گروه‌هایی جز آن‏ها انتخاب شده‌اند. فن گردآوری داده‌ها پرسش‎نامه بود که با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی در میان 320 نفر از پاسخ‎گویان سنندجی توزیع گردید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بین سرمایه فرهنگی و اَشکال آن با سبک زندگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین در بین اَشکال مختلف سرمایه فرهنگی نوع «سرمایه فرهنگی تجسم‌یافته» دارای بیشترین رابطه با سبک زندگی است. یعنی، با افزایش سرمایه فرهنگی، سبک زندگی افراد پیچیده‌تر می‌گردد. از دیگر نتایج تحقیق نقش سرمایۀ فرهنگیِ نهادی است که در پیوندی دیالکتیکی با سرمایه اقتصادی سایر سرمایه‌های فرهنگی و در نتیجه سبک زندگی را تعیین می‌کند. در رابطه با متغیرهای زمینه‌ای نتایج تحقیق نشان می‌دهد در خصوص سبک زندگی و سرمایه فرهنگیِ طبقۀ متوسطِ نوظهور سنندج، در میان متغیرهای زمینه‌ای، متغیر تحصیلات نقشی اساسی در فراهم ساختن زمینه برخورداری از سرمایه‌ها و نوع و میزان مصرف فرهنگی دارد. طبقه متوسطِ نوظهور شهر سنندج ماهیّتی دولتی- خدماتی دارد که متغیر سن نوظهور بودن آن را تبیین می‌کند. 

تبارشناسی نظم تهرانِ امروز با محوریت نقش نهاد کمیسیون ماده پنج

دوره 18، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 1-27

آوا دهقانی، ابراهیم توفیق

چکیده  تهران شهری است که به طور مستمر تولید (یا بازتولید) می­شود، در این معنا، تهرانِ معاصر از زمانی آغاز می­شود که منطق جدیدی بر این فرآیند تولید حاکم شده است. در این‌جا به مطالعه تاریخ تهران از منظری تبارشناختی پرداخته شده­است تا با درک منطق­های پیشین تولید شهر، نظم نوین تهران و چرایی و چگونگی ممکن شدن آن صورت­بندی شود. از سال 1368 با تغییر رویکردهای اقتصادی دولت و به تَبَع آن تحول در مدیریت شهری، امکان شکل‌گیری رابطه‌‌ای فراهم شده­است که در آن فضا و شهر به کالا تبدیل شده و به قصد ساخت­و­ساز مورد معامله قرار می­گیرند. شکل­گیری و تداوم این رابطة سرمایه‌دارانه منوط به امکان تعلیق قواعد و مقررات است. این فرم جدید از شهرسازی غیررسمی، به کمک طرح­های شهری و اختیارات نهادهای مدیریتی، خصوصاً کمیسیون ماده پنج میسر می­شود. در این تحقیق با کمک دو نظریة شهری­شدن سرمایه هاروی و شهرسازی غیررسمی روی و الصید، به تحلیل منطق جدید تولید تهران و عوامل و نیروهای دخیل پرداخته ­شده­است.

مطالعه پدیدارشناختی تجربه تبعیض و نابرابری قومی در بین دانشجویان کرد در دانشگاه‌های ایران

دوره 19، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 1-25

https://doi.org/10.22034/jsi.2018.38235

ابوتراب طالبی، سجاد علیزاده

چکیده وضعیت کردها در ایران از نظرگاه تبعیض و نابرابری دهه‌‌هاست که موضوع دغدغه‌‌ها و مباحثات عمومی در داخل و خارج از ایران بوده است، اما تجربۀ قومیتی کردها درون میدان‌های اجتماعی ایران ازجمله دانشگاه به‌ندرت موضوع بررسی‌های تجربی بوده است؛ براین‌‌اساس، در این مقاله، تجربۀ زیستۀ دانشجویان کرد در دانشگاه با رویکردی اکتشافی، با تمرکز بر تجربه‌‌های تبعیض و نابرابری قومی در چهار دانشگاه تبریز، تهران، علامه و کردستان بررسی شده است. به‌این‌منظور، مصاحبه‌‌های نیمه‌‌ساختاریافته‌‌ای با دانشجویان کرد انجام شده است. داده‌‌ها با تکنیک تحلیل مضمون تجزیه‌‌وتحلیل شده که برآیند آن، 11 مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی بوده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که تجربۀ دانشگاه برای دانشجویان کرد دربردارندۀ وجوه قابل‌توجهی از حس تبعیض، نابرابری و طرد قومی در هر دو ساحت رسمی و غیررسمی دانشگاه است.

تحلیل چند سطحی انزوای اجتماعی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1383، صفحه 3-31

مسعود چلبی، مهدی امیر کافی

چکیده تحقیق حاضر با تاکید بر عنصر رابطه ای به مطالعه انزوای اجتماعی می پردازد و علل و پیامدهای آن را مورد بررسی قرار می دهد.این تحقیق از نوع پیمایشی است که طی آن با 734 نفر از شهروندان تهران و کرمان بین سنین 20 تا 70 سال مصاحبه شده است.حجم نمونه به ترتیب برای دو شهر مذکور معادل 530 و 204 نفر می باشد.برای تحلیل داده ها از مدل سازی خطی سلسله مراتبی استفاده شده است.یافته ها نشان میدهد که متغیرهای سطح توسعه اقتصادی-اجتماعی منطقه و ثبات ساکنان در سطح ساختی و اعتماد،امنیت و تعدد گره ها و هویت ها در سطح فردی اثرات موثر و معنی داری بر روابط اجتماعی دارند.همچنین سطح روابط اجتماعی به نوبه خود تاثیر موثر و کاهنده ای بر احساس تنهایی و احساس عجز نشان می دهند.

سنجش میزان انگیزش به کار و عوامل موثر بر آن(مورد جوانا و زنان روستایی روستاهای استان آذربایجان شرقی)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1383، صفحه 3-31

علیرضا محسنی تبریزی، محمد میرزایی

چکیده مقاله حاضز بر اساس بخشی از اطلاعات ماخوذ از پیمایش جوانان و زنان روستایی در روستاهای آذربایجان شرقی تنظیم یافته است جامعه آماری را 11798 خانوار روستایی ساکن در 60 روستای استان آذربایجان شرقی تشکیل می دهد.ب اساس قواعد تعیین حجم نمونه 240 از جوانان و زنان روستایی به طریق نمونه گیری طبقه ای با دقت احتمالی مطلوب 5 درصد(d=0.05( و ضریب اطمینان 95 درصد انتخاب شده اند .نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق و نکویی بر اساس مدل تحلیلی نشان میدهد:1-میزان انگیزش به کار بر حسب گروههای سنی آزمودنی ها تغییر می کند. -با افزایش میزان آنومی(بی هنجاری اجتماعی)،انگیزش به کار در آزمودنی ها کاهش می یابد. -انگیزش به کار با افزایش به نیاز به موفقیت (N-Ach) در آزمودنی ها افزایش می یابد. - میان انگیزش به کار و جنسیت رابطه معنی داری به دست نیامد.بدین ترتیب انگیزش به کار برحسب جنسیت تغییر نمیکند. - میزان انگیزش به کار بر حسب وضعیت اجتماعی-اقتصادی(SES) پاسخگویان تغییر میکند. - میزان انگیزش به کار با افزایش انگیزه اقتصادی در آنان افزایش می یابد. - احساس خوداثر بخشی همخوانی معناداری با انگیزش به کار نشان میدهد. با توجه به نیکویی برازش مدل تحلیلی از طریق کاربرد رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر نتایج حاصل نشان میدهد که بر حسب ارزش بتا متغیرهای نیاز به موفقیت،انگیزه اقتصادی،فردگرایی،آرزوها و ترجیحات شغلی ،وضعیت اجتماعی-اقتصادی،رضایت از زندگی،آنومی اجتماعی و التزام به کار به عنوان تعیین کننده ترین عوامل تاثیر گذار بر انگیزش به کار مطرح اند.    

نقش تعاملات دانشجویان و اساتید در تکوین سرمایه اجتماعی دانشگاهی

دوره 7، شماره 1، بهار 1385، صفحه 3-29

محمد امین قانعی راد

چکیده تعاملات و ارتباطات بین دانشجویان و اساتید یکی از اصلی ترین عرصه های ارتباطات در آموزش عالی و مهم ترین سرمایه دانشگاهی محسوب می شوند.این پژوهش با روش پیمایشی و کاربرد ابزار پرسشنامه  مناسبات بین دانشجویان و استادید رشته های علوم اجتماعی در دانشگاه های تربیت معلم،تهران،شهید بهشتی،الزهرا،علامه طباطبایی را مورد بررسی قرار می دهد.قلمروهای گوناگون ارتباطی با توجه به آرای جامعه شناسان علم و در ابعاد عینی و ذهنی مورد بررسی قرار گرفته اند.یافته های پژوهش نشان میدهد که روابط دانشجویان در قلمروهای مختلف با اساتید خود پایین است و میزان روابط در دانشگاه های مورد بررسی با همدیگر تفاوت دارد.بر اساس این یافته ها افزایش ارتباطات دانشجویان با اساتید بر متغیرهای تحصیلی و روان شناختی از قبیل میزان پیشرفت تحصیلی ،احساس غرور و خوداثربخشی دانشجویان تاثیر گذار است.بخش پایانی این مقاله با توجه به اهمیت تعاملات و ارتباطات در بهبود فضای آموزشی و ارتقای یادگیری،برخی از راهکارها را ب برای توسعه این مناسبات ارائه می دهد.  

درک معنایی پیامدهای ورود نوسازی به منطقه اورامان کردستان ایران به شیوه پژوهش زمینه‌ای

دوره 9، شماره 1، بهار 1387، صفحه 3-33

احمد محمدپور، مهدی رضایی

چکیده بررسی حاضر به بازسازی معنایی پیامدهای نوسازی از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی می‌پردازد. رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی با تأکید بر بینش سازه‌گرایانه اجتماعی  بر این باور است که کنشگران اجتماعی نقش اصلی در ساخت و بازسازی زندگی اجتماعی خود ایفا کرده و به گونه‌ای بازاندیشانه و آگاهانه در برابر محیط و تغییرات آن عمل می‌کنند. این رویکرد، برخلاف رویکرد پوزیتیویستی، که بر اصالت محیط، نظم و قاعده‌مندی در واقعیات اجتماعی و ثبات ماهیت انسان تأکید دارد، به اصالت انسان، سیالیت و بر ساخته شدن مداوم واقعیات اجتماعی و نیز انعطاف‌پذیری ماهیت انسان معتقد است. در این مقاله با به کارگیری این رویکرد سعی شده است به درک و تفسیر پیامدهای نوسازی در قالب مطالعه موردی اورامانات کردستان از منظر ساکنان آن سامان پرداخته شود. اورامان تخت منطقه‌ای است وستایی و کوهستانی که در جنوب غربی شهرستان مریوان واقع شده است. ساکنان این منطقه عمدتآ به فعالیت‌های دامداری، باغداری و کشاورزی محدود می‌پردازند. با این وجود در طی چند سال اخیر، تغییر و تحولاتی مانند پیدایش فعالیت‌های اقتصادی جدید، تکنولوژی و امکانات مدرن، آموزش و بهداشت نوین و دیگر عناصر نوین منطقه پدید آمده‌اند که بر ساختار اجتماعی این جامعه تأثیر گذاشته‌اند. لذا درک و تفسیر مردم از شرایط، فرایند و پیامدهای این تغییرات از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. روش‌شناسی پژوهش حاضر، کیفی است و از روش مردم‌نگاری برای انجام دادن عملیات تحقیق و انجام دادن کلیه مراحل کار میدانی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی از روش نظریه زمینه‌ای استفاده شده است. هدف عمده این مطالعه عبارت است از بررسی درک، تفسیر و ارزیابی پیامدهای نوسازی آن‌طور که توسط مردم تحت مطالعه تجربه می‌شوند، در این مطالعه پیامدهای نوسازی در ابعاد اقتصادی، قشربندی اجتماعی، آموزش مدرن، بهداشت مدرن، اعتقادات، تکنولوژی، ارتباطات و حمل و نقل، زبان، خویشاوندی و تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند. بعد از انجام دادن عملیات کدگذاری باز، محوری و گزینشی، برای هریک از ابعاد فوق یک مقوله هسته و مدل زمینه‌ای ـ پارادایمی ارائه شده. مقولات هسته عبارت بودند از: ارتقای معیشتی، رهایی، توانمندساز/ فشارآور، افزایش امید به زندگی، بقای اصول، رفاه‌آفرین/ چالش‌برانگیز، تسهیل‌بخشی، چالش زبانی، میل به بازگشت و تضعیف شبکه‌ها. مقوله هسته نهایی در این مطالعه درک نوسازی به مثابه ساختار بخش و ساختارشکن است. براساس این مقوله، مردم اورامان پیامدهای نوسازی را به مثابه ساختاربخش و ساختارشکن دریافته‌اند که در آن نوسازی از یک طرف ساختارهای جدیدی به جامعه آنان بخشیده است اما همزمان بسیاری از ساختارهای سنتی آنان را نیز دچار افول کرده است. مقوله هسته مذکور در قالب یک مدل زمینه‌ای ـ پارادایمی شامل شرایط، تعاملات (استراتژی‌ها) و پیامدها ارائه شده است.

احساس شهروندی در مراکز استان‌های ایران

دوره 9، شماره 3، پاییز 1387، صفحه 3-23

علی یوسفی، مژگان عظیمی‌هاشمی

چکیده شهروندی حاصل رابطه دو سویه فرد و دولت است، این رابطه از یک‌سو متضمن وفاداری فرد به دولت و از سوی دیگر مستلزم حمایت دولت از فرد است. در مقاله حاضر برای مفهوم شهروندی، سه وجه اساسی منظور شده است: برابری مشارکتی، برابری قانونی و هویت سیاسی. عناصر مهم در بعد برابری مشارکتی حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، در بعد برابری قانونی، حقوق توزیعی و فرصتی و در بعد هویت سیاسی، هم ذات‌پنداری با اجتماع ملی (دولت ـ ملت) و تعهد مدنی است. نتایج تحلیل ثانویه داده‌ها نشان می‌دهد: 1. چهار بعد تجربی شهروندی از حیث سهمی که در تشکیل این مفهوم دارند به ترتیب عبارتند از: احساس برابری فرصتی، احساس برابری توزیعی، احساس هویت سیاسی و سپس احساس برابری مشارکتی. 2. شدت احساس شهروندی در ابعاد سه‌گانه برابری مشارکتی، فرصتی و توزیعی در حد متوسط و احساس هویت سیاسی در بین مردم بالاست. 3. شدت احساسات چهارگانه شهروندی در بین رده‌های مختلف قومی، مذهبی، تحصیلی، شغلی و... کشور نزدیک به یکدیگر بوده و تأثیر رده‌بندی‌های اجتماعی بر احساسات شهروندی به‌طور کلی ضعیف است. ضعف احساس شهروندی در ابعاد سه‌گانه برابری فرصتی، توزیعی و مشارکتی و بالا بودن وفاداری سیاسی، از یک‌سو دلالت بر کسری ذخائر مشروعیت مدنی حکومت دارد و از سوی دیگر نشان از وجود دیگر ذخائر مشروعیت به‌ویژه ذخائر مشروعیت دینی دارد که علی‌رغم ضعف عملکردی حکومت در تأمین حقوق شهروندی، وفاداری به حکومت را در نزد شهروندان محفوظ نگه می‌دارد. در واقع ذخائر دینی مشروعیت حکومت در ایران، کسری ذخائر مشروعیت مدنی را جبران می‌کند.