<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن جامعه شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله جامعه شناسی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1735-1901</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>یک ارزیابی‌ درونی از کیفیت خروجی نظام آموزش جامعه‌شناسی در ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>3</FirstPage>
			<LastPage>24</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">21109</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>فاضلی</LastName>
<Affiliation>هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سجاد</FirstName>
					<LastName>فتاحی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه مازندران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>معصومه</FirstName>
					<LastName>اشتیاقی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه مازندران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نسترن</FirstName>
					<LastName>زنجان رفیعی</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه شیراز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مهم‌ترین و روشن‌ترین وظیفه نظام‌های دانشگاهی، آموزش و به‌طور عام انتقال دانش موجود در حوزه‌های گوناگون به افرادی است که به ‌منزله دانشجو وارد آن نظام‌ها شده و مدت زمان مشخصی را در آن‌ها سپری می‌نمایند. از این‌رو شاید بتوان مهم‌ترین شاخص برای ارزیابی کارآمدی و کیفیت یک نظام آموزشی را میزان توانایی و سطح کیفی فارغ‌التحصیلان دانست. این مقاله شاخص‌هایی نظیر «توانایی و انگیزه علمی دانشجویان» و «کیفیت پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکتری» را به منزله شاخص‌هایی برای قضاوت درباره نحوه عملکرد نظام آموزش جامعه‌شناسی در ایران در نظر گرفته و تلاش می‌کند گزارشی درباره نحوه عملکرد این نظام از منظری درونی و از دیدگاه دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و اساتید جامعه‌شناسی ارائه نماید. برای سنجش هر یک از این شاخص‌ها نیز از روش‌های کمی و کیفی نظیر مطالعه اسنادی، پرسش‌نامه و مصاحبه استفاده شده است. اطلاعات کمّی با ارسال پرسش‌نامه برای آن دسته از اعضای انجمن جامعه‌شناسی ایران که نشانی پست الکترونیک آن‌ها در اختیار انجمن بوده به دست آمده است. مصاحبه با 37 نفر از اساتید، دانشجویان و پژوهشگران جامعه‌شناسی نیز مکمل داده‌های کمّی است. نتایج حاصل نشان‌دهنده آن است که از منظر کنش‌گران درون این نظام آموزشی، آموزش جامعه‌شناسی در ایران اگرچه در بیشتر سالیان گذشته از نظر کمی وضعیت روبه رشدی را شاهد بوده است اما از نظر کیفی از وضعیت مناسبی برخوردار نیست که همین امر شناسایی علل درون  و برون نظامی موثر بر پاسخ نه چندان مناسب این خرده نظام آموزشی را ضروری می‌نماید که خود موضوع مقالات دیگری است.   </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آموزش جامعه‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارزیابی آموزش عالی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارزیابی دانشگاه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جامعه‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پایان‌نامه‌های جامعه‌شناسی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.jsi-isa.ir/article_21109_7aa8cded4429062141a21172a645e515.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن جامعه شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله جامعه شناسی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1735-1901</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>مفهوم‌پردازی اندیشه حق به شهر؛ در جستجوی مدلی مفهومی</VernacularTitle>
			<FirstPage>25</FirstPage>
			<LastPage>47</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">21110</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مجتبی</FirstName>
					<LastName>رفیعیان</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه شهرسازی دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نینا</FirstName>
					<LastName>الوندی‌پور</LastName>
<Affiliation>پژوهشگر و دانشجوی دکتری شهرسازی دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">حق به شهر از مفاهیم جنجالی مطرح‌شده در دهة ۱۹۷۰ میلادی توسط فیلسوف فرانسوی، هنری لوفور است. این مفهوم در چند دهة گذشته توجه بسیاری از نظریه‌پردازان شهری را در جهان به خود جلب کرده و در عرصة عمل نیز منجر به شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی متعدد و صدور منشورهای قانونی شده است. لوفور شهر را به‌عنوان یک ساختار اجتماعی می‌دانست و اعتقاد داشت که تمام شهروندان نسبت به شهر دارای حق می‌باشند. هدف نوشتار حاضر درک صحیح مفهوم حق به شهر، انتقال آن به متخصصان حوزه مطالعات شهری و کوشش در جهت عملی نمودن این ایده است. این نوشتار سعی دارد تا با استفاده از چارچوب نظری ارائه‌شده توسط هنری لوفور و خوانش مصداق‌های عینی این مفهوم در قالب جنبش‌های شهری متعدد و منشورهای صادرشده، به بازشناخت و تحلیل مفهوم حق به شهر ‌ بپردازد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر روش‌شناسی کیفی است. شیوه‌های مورد استفاده در گردآوری و تحلیل اطلاعات نیز، سند گزینی و تحلیل تماتیک اسناد و دیدگاه‌های صاحب‌نظران انتخاب شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مفهوم حق به شهر، شامل تعلق یافتن شهر به شهروندان و مشارکت آنان در امور شهری است. از این رو مهم‌ترین مقولات پیش روی این مفهوم در خلق فضای شهری باکیفیت شامل حکمرانی  شهری؛ شمول اجتماعی؛ تنوع فرهنگی در شهر و آزادی‌های اجتماعی و حق دسترسی به خدمات شهری برای تمامی ساکنان شهر است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حق به شهر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حق مشارکت شهری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حق تخصیص فضا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شمول اجتماعی و دسترسی فضایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.jsi-isa.ir/article_21110_5434d832e0dd3baab78c581eb7414b31.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن جامعه شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله جامعه شناسی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1735-1901</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>جنبش‌های اجتماعی و مسئله تغییر ساختارهای اجتماعی در ایران آسیایی</VernacularTitle>
			<FirstPage>48</FirstPage>
			<LastPage>72</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">21111</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مصطفی</FirstName>
					<LastName>عبدی</LastName>
<Affiliation>هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، قشم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پس از معرفی شیوه ‌تولید آسیایی توسط مارکس، مسئله تغییرات‌ سیاسی ـ اجتماعی در این جوامع ذهن شرق‌شناسان مارکسیست را به خود جلب کرد. مارکس خود تنها راه تغییر در این کشورها را ورود عناصر سرمایه‌داری از بیرون می‌دانست. این مسئله تا کنون حل‌ نشده و تغییر به‌واسطه نیروهای بیرونی به یکی از کانون‌های مهم توجه منتقدین نظریه‌هایی همچون شیوة‌ تولیدآسیایی و استبداد شرقی تبدیل شده است. جنبش‌های ‌اجتماعی یکی از اصلی‌ترین راه‌ تغییر سیاسی ـ اجتماعی هستند. این مکانیسم در مطالعات شرق‌شناسانی چون کارل ویتفوگل و به‌دنبال آن احمد اشرف، محمدعلی همایون کاتوزیان و در نهایت جان فوران مورد توجه قرار گرفته است. به‌طور کلی می‌توان گفت که دو نظریه در خصوص این مسئله وجود دارد. یکی نظریه استبداد شرقی ویتفوگل که این راه  تغییر از طریق جنبش‌های اجتماعی را نفی می‌کند و دیگری نظریه مقاومت‌ شکننده فوران که به دلیل ائتلافی بودن جنبش‌ها آن‌ها را شکننده می‌داند. سئوال اساسی مقاله پیش رو این است: چرا جنبش‌های اجتماعی در ایران به تغییر ساختارهای اجتماعی  منجر نشده ‌است؟&lt;br /&gt; این مقاله با روش تاریخی به بررسی مصادیق تأیید و رد هر دو نظریه در جامعه ایران پرداخته است و در نهایت نتیجه حاصل این است که جنبش‌های اجتماعی بسیاری را می‌توان در زمان ضعف قدرت‌های استبدادی مشاهده کرد، اما شکننده بودن این جنبش‌ها مانع از تغییرات‌ سیاسی ـ اجتماعی ‌شده است. این مکانیسم دلیل ایستایی تاریخ ایران و تا حدودی شرق را بازگو می‌کند. پس هر دو دیدگاه تنها مبیین بخشی از واقعیت موجود است. در پایان پس از کشف این رابطه براساس مراحل جنبش در نظر هربرت بلومر، برآیند این پژوهش عرضه تئوری تلفیقی برای تبیین جنبش‌ها و مسئله دگرگونی ساختارهای سیاسی ـ اجتماعی در جامعه ایران است. یعنی داعیه مولف رسیدن به یک تلفیق نظری است </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استبدادشرقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنبش‌های اجتماعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیوه تولیدآسیایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مقاومت شکننده</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.jsi-isa.ir/article_21111_71ecf3a12729ba438d057df53c82a1ca.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن جامعه شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله جامعه شناسی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1735-1901</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی جامعه‌شناختی گفتار عامیانه در خرده فرهنگ جوانان</VernacularTitle>
			<FirstPage>73</FirstPage>
			<LastPage>106</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">21112</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>رجبلو</LastName>
<Affiliation>عضو هیئت علمی و استادیار دانشگاه الزهرا</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>علیخانی</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه الزهرا</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بین زبان و جامعه ارتباط متقابل وجود دارد که در این فرایند ارتباطی، ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی گروه‌های جامعه در زبان آن‌ها منعکس می‌شود؛ بنابراین زبان می‌تواند ابزاری برای شناخت این ویژگی‌های اجتماعی و خرده‌فرهنگی باشد. در این مقاله قصد بر این است که از طریق بررسی زبان عامیانه جوانان به مناسبات اجتماعی آنان با گفتمان مسلط جامعه و نهادهای اجتماعی، پی ببریم. بر این اساس هدف نهایی، بیان نقش و کارکرد گفتار عامیانه در خرده‌فرهنگ جوانان است. تبیین نظری پژوهش حاضر، بر مبنای نظریه کارناوال باختین و مناسبات زبان و قدرت در گفتمان فرکلاف، انجام شد و با استفاده از روش تحلیل گفتمان و الگوی تحلیلی فرکلاف، داده‌های مورد نظر تحلیل شدند. جامعة آماری، وبلاگ‌های شخصی (زندگی بلاگ) جوانان 15-29 سال و نوشته شده از سال 1385 تا 1388، در نظر گرفته شد. نمونه‌گیری به روش نظری و هدفمند انجام شد. حجم نمونه با رسیدن به نقطه‌ی اشباع و تکرار در یافته‌ها، به 30 متن وبلاگ رسید. روند تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش به این نتیجه رهنمون شد که گفتار عامیانه در خرده فرهنگ جوانان به گونه‌ای یکدست و مشابه به کار نمی‌رود .بلکه با توجه به فضای اجتماعی کاربرد آن، شکل‌های متفاوت می‌یابد؛ این زبان به‌عنوان زبانی کارناوالی، نظم مسلط، هنجارها و نهادهای اجتماعی آن را به چالش می‌کشد و با تمرکز بر لذتی کانالی، در برابر ارزش‌ها و هنجارهای ایدئولوژیک مسلط به شکلی پنهان مقاومت می‌ورزد. این مقاومت با صبغة کارناوالی خود، به گونه‌ای متفاوت در فضای فرهنگی پایین شهر و بالای شهر و در حوزه‌های ارزشی و ایدئولوژیکی متفاوتی از گفتمان مسلط، به منصة ظهور می‌رسد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خرده‌فرهنگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کارناوال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گفتار عامیانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گفتمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مقاومت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.jsi-isa.ir/article_21112_2e969d52de7679efab2533da1badafd2.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن جامعه شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله جامعه شناسی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1735-1901</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>تفکیک جنسیتی در فضای شهری: مطالعۀ بوستان بهشت مادران تهران</VernacularTitle>
			<FirstPage>107</FirstPage>
			<LastPage>134</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">21113</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سهیل</FirstName>
					<LastName>توانا</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکترای جامعه شناسی فرهنگی در پژوهشکده مطالعات اجتماعی و فرهنگی، وزارت علوم وتحقیقات و فناوری</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>معصومه</FirstName>
					<LastName>شفیعی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکترای رفاه اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقالۀ حاضر با این پیش‌فرض آغاز شده است که فضا همواره امری آمیخته با قدرت است. بر این اساس سعی شده است جایگاه پارک‌های تک‌جنسیتی و به‌طور مشخص بوستان بهشت مادران را در روابط قدرت مطالعه نماییم. معمولاً در این رابطه دو دیدگاه وجود دارد. برخی چنین پروژه‌هایی را در جهت رفع تبعیض‌های جنسیتی می‌دانند و برخی دیگر بالعکس آن را در جهت بازتولید سلطۀ جنسیتی ارزیابی می‌نمایند. نویسندگان مقالة پیش رو قصد دارند با استفاده از نگرش‌های نظری افرادی چون هانری لوفور و میشل فوکو از دوگانۀ فوق در تفسیر چنین فضاهایی فراتر بروند تا بتوانند پیچیدگی‌های میدان تحقیق را در حد توان توضیح دهند. برای این‌که بحث صرفاً در سطح نظری باقی نماند با 35 نفر از مسئولان، کاربران و مرتبطان بوستان بهشت مادران مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. نقطۀ تمرکز این مصاحبه‌ها پیامدهای اجتماعی و سیاسی فضا است. بر اساس چگونگی فهم همین پیامدها کاربران و مرتبطان به چهار تیپ و هر تیپ نیز خود به دو گروه تقسیم شد. سپس با توجه به مفاهیم نظری، نحوۀ مواجهۀ تمامی گروه‌های احصا شده با فضای بوستان مورد تفسیر قرار گرفت. یافته‌های تحقیق حاضر نشان می‌دهند که دو گانۀ فوق الذکر به هیچ عنوان تحلیل درستی از فضای پارک‌های تک‌جنسیتی ارائه نمی‌دهد. بنابراین می‌توانیم نتیجه بگیریم که سلطه بر زنان یا حمایت از آن‌ها یا به طور کلی هرگونه بحث هویتی کمکی به فهم روابط قدرت موجود در چنین فضاهایی نمی‌کند و باید معنای این نوع از قدرت را در جایی دیگر جست و آن جایی نیست جز کنترل، رؤیت‌پذیری و به‌هنجارسازی بدن‌ها که از طریق تفکیک بر اساس ویژگی‌های از پیش تعیین شده اعمال می‌گردد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بازنمایی‌های فضا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تفکیک جنسیتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فضا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قدرت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مقاومت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.jsi-isa.ir/article_21113_b5847c565f0308380cbbc6453b4c438c.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن جامعه شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله جامعه شناسی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1735-1901</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The Sociological Study of Compatibility Factors Affecting Family
Cohesion amongst Hamedani Ethnic Groups</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی تأثیر هر یک از مؤلفه‌های سازگاری بر انسجام خانوادة اقوام شهر همدان با رویکرد جامعه‌شناختی</VernacularTitle>
			<FirstPage>135</FirstPage>
			<LastPage>169</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">21114</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اعظم</FirstName>
					<LastName>خطیبی</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه پیام نور- گروه علوم اجتماعی- ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>Many studies have shown that the decrease in the compatibility of couples is a
serious threat to the survival of families. The main goal of this study is to
investigate the effects of compatibility factors on the family cohesion amongst
Hamedani ethnic groups. In order to collect the data, I did a survey and selected
147 people from the three different ethnic groups in Hamedan city, namely
Persian, Turkic and Lori groups, by the use of the multi-stage simple random
sampling. Then to interview the respondents, I modified Filisinger and Spanier
questionnaire. It is also important to add that the analysis unit was the individual.
The findings show that the compatibility factors do not have the same effect on
the family cohesion. Furthermore, the results of stepwise multiple regression
revealed that “unity of thought” in Turkic families, “marital satisfaction” within
Persian families and “consensus” within Lori families are more important than
the other factors. These differences arise from their various histories and
subcultures</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تحقیقات بسیاری نشان داده که کاهش میزان سازگاری زوجین تهدیدی برای سلامت و بقا خانواده‌هاست. هدف اساسی این تحقیق نیز بررسی تأثیر هریک از مؤلفه‌های سازگاری بر انسجام خانواده‌ در اقوام مختلف شهر همدان می‌باشد. این پژوهش به روش پیمایشی انجام گرفته و جمعیت نمونه در این تحقیق شامل 147 نفر از اقوام فارس، ترک و لر زبان ساکن شهر همدان بوده که با شیوه ‌نمونه‌گیری تصادفی ساده‌ی چندمرحله‌ای و نسبتی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه بازسازی‌شده سازگاری فیلیسینگر و اسپانیر مورد مطالعه قرار گرفتند. واحد تحلیل فرد و پرسش‌نامه حضوری (به صورت مصاحبه)  اجرا شد. نتایج یافته‌ها نشان داد، تأثیر مؤلفه‌های  تفکیک‌شدة سازگاری بر انسجام خانواده‌های اقوام یکسان نیست و  تحلیل‌ رگرسیون چند متغیره گام‌به‌گام نشان داد که تأثیر وحدت‌ نظر در میان خانواده  ترک‌زبان و رضایتمندی از زندگی مشترک در میان  خانواده فارس زبان و اجماع در میان خانواده لر زبان بیشترین تأثیر و اهمیت را دارد که  متأثر از فرهنگ  خاص و سابقه تاریخی اقوام است</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اجماع</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابراز دل‌بستگی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انسجام خانواده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رضایتمندی از زندگی مشترک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سازگاری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وحدت‌ نظر</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://www.jsi-isa.ir/article_21114_40c58ee85cc790638034668b73f8b444.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
