هنجارهای ارتباطی در ضرب المثل ها و یازده قرن اشعار فارسی

نوع مقاله: پژوهشی

نویسنده

دانشیار دانشکده فرهنگ و ارتباطات. دانشگاه امام صادق(ع)

چکیده

این مقاله، با توجه به رابطة پیچیدة فرد، جامعه و تمدن و با اتکاء به این نظریه که "فرد، به هر روش و وسیله‌ای که باشد، عناصر تمدنی خاص جامعة خویش را به طور قطع و یقین جذب و در نهاد خویش ذخیره می‌سازد" (1) ،به تحلیل محتوای اشعار ارتباطی 43 اندیشمند نظم نویس ایرانی طی یازده قرن و مجموعه ای از ضرب المثل های فارسی پرداخته و با نگاه به تحولات ادوار تاریخی "سامان –  نابسامان" یا "سکون- تحول" (2) ایران، به این نتیجه می رسد که نخبگان ایرانی، در اثر فشار شرایط حاکم در دوره های نابسامان و ماندگاری استبداد ایرانی (3) ابتدا مجبور به مداحی فرادستان شدند (تا آنجا که پدیده مداحی، بخشی از هنجارهای ارتباطی ایرانی شد.)، سپس در اثر تحولات بعدی، به سکوت روی آورده و در سرگردانی خود، پانزده نوع سکوت را در توصیه به دیگران – از جمله عامه – جای دادند. مطالعه حاضر نشان می دهد که ایرانی - به صورتی خود مدار و ذره ای - (4) و در درک سرگردانی نخبگان زیر سلطه استبداد، به تدریج آموخته است که با نوعی "زرنگی" که از آن با اصطلاح "جادوی ایرانی" یادشده  (5)، هر لحظه نقطه ای از تعامل سه طیف "سکوت" – "غیر سکوت"، "ظاهر" – "باطن" و "خودی" – "غیر خودی" را انتخاب و در یکی از دو ایستگاه "فرادست پنداشتی" و "فرودست پنداشتی"، گلیم خود را از آب بیرون کشد.
مقاله در انتها با مروری بر سیر فلسفه سیاسی در ایران و بازسازی مدل ارتباطی دو مدینه فاضله فارابی و مسکویه، به این نتیجه می رسد که تحولات تاریخی ایران،  جایی برای "مصلحت عمومی" که نیازمند "ارتباط افقی" است فراهم نکرده است و احتمالاً این خلاء برشکل گیری مدل یا الگوی هشت انگاره ای ارتباط ایرانی مؤثر بوده است. الگویی که پیروی از آن، فرد را در بیرون کشیدن گلیم خود از آب یاری می رسانده است.
 
 

کلیدواژه‌ها