تنزل تمکین/کاهش تسلیم (مناسبات نسلی نسل زد بر اساس فراترکیب پژوهشهای موجود)
صفحه 5-34
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2047481.1756
یعقوب احمدی، نینا کریمی
چکیده ظهور گسترده و ناگهانی نسل زد در اعتراضها و جنبشهای اخیر ایران، بهویژه در جنبش «زن، زندگی، آزادی»، این نسل را به کانون توجه سیاستگذاران و پژوهشگران تبدیل کرده است. ویژگیها و خصوصیات نسل زد و تفاوتها و تمایزهای آن با سایر نسلها در ایران به یکی از پرسشهای مهم برای پژوهشگران، اندیشمندان و حتی سیاستمداران بدل شده است. این مطالعه با بهرهگیری از روش فراترکیب، به بررسی، تحلیل و تلفیق یافتههای مقالههای علمی تهیه و منتشرشده معتبر در حوزه نسل زد در یک دهه اخیر (1390 -1403) پرداخته است تا تصویری روشن و متقن از تمایزات و تشابهات نسل زد در ارزشها و نگرشهای مختلف ارائه دهد. یافتههای این مطالعه مبتنی بر دستهبندی و استخراج کدها و مفاهیم، در چهار حوزه خانواده، دین، محیط کار و سیاست خصوصیتهای متمایزی را در نسل زد نشان داد که مقوله محوری مطالعه بر پایه آن بنیاد نهاده شده است: تنزل تمکین/کاهش تسلیم؛ به معنای کاهش احترام به اقتدار در هر چهار حوزه خانواده، دین، سیاست و محیط کاری و شغلی است.
در حوزه خانواده کاهش احترام به اقتدار در نقد پدرسالاری و استقلال هویتی خود را نشان داده است. در سیاست و محیط کار عدم اعتماد به نهادها و تشکلها و در حوزه دینی، افسونزدایی و سنتگریزی مهمترین مفاهیمی هستند که خصوصیات و تمایزات نسل زد در ایران امروز را به بهترین وجه تشریح و بازنمایی میکنند. بر این مبنا و مبتنی بر تحلیل نتایج پژوهشهای موجود دررابطهبا مناسبات نسلی نسل زد با نسلهای پیشین میتوان با درنظرگرفتن دو دیدگاه پیوستگی و سرخوردگی به وجود رابطه توافقی توأم با تفاوت با والدین و تزاحمی با نسل ایدئولوگ و انقلابی گفتمان حاکم اشاره کرد.
اینستاگرام به مثابه فناوری مکمل نئولیبرالیسم
صفحه 35-64
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2034705.1731
فرشاد گودرزی
چکیده این مقاله شبکه اجتماعی اینستاگرام را به مثابه بخشی از فناوریهای قدرت نئولیبرالیسم مورد بررسی قرار داده است. بر این اساس، پنج خوانش متفاوت از اینستاگرام همچون قسمی از تشکیلات نئولیبرالی ارائه شده است. روش این مقاله، از نوع اسنادی و مطالعه متون علمی مرتبط با موضوع پژوهش است. یافتههای این مقاله با تکیه بر آراء نظریهپردازی چون نیک سرنیچک، یانیس واروفاکیس، بیونگ چول هان، زیگمونت باومن، ژان بودریار و. .. حکایت از پنج خوانش «اینستاگرام به مثابه فضای انباشت سرمایه مجازی»، «اینستاگرام به مثابه تیول مجازی»، «اینستاگرام؛ بحران آزادی و شفافیتگرایی»، «اینستاگرام؛ سلبریتیزه شدن و خودبرندسازی» و «اینستاگرام نمودی از وضعیت پستمدرن و سیالشدگی زندگی» دارد. همچنین نتایج این مقاله نشان میدهد که اینستاگرام به مثابه فضایی ایدئولوژیک در پی ترویج ارزشهای نئولیبرال بوده و جایگاهی ساختاری در عرصه فرهنگی و اقتصادی در تشکیلات نئولیبرالی دارد.
واکاوی تاریخیِ فهم از آثار ترجمه شده ماکس وبر به زبان فارسی
صفحه 65-88
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2030075.1719
علی یعقوبی چوبری
چکیده ماکس وبر متفکری چندرشتهای است. هدف این مقاله بررسی تاریخی فهم از آثار ماکس وبر در ایران است. مسأله اصلی تحقیق این است که ماکس وبر چگونه در دورههای مختلف تاریخی در ایران روایت شده است؟ برمبنای یافتههای تحقیق فهم ماکس وبر در ایران در دورههای مختلف یکدست نیست. در دورۀ نخست و در ابتدای تأسیس جامعهشناسی در ایران که همزمان با غلبۀ گفتمان کنتی-دورکیمی است، ماکس وبر جایگاه قابلتوجهی در فضای دانشگاهی و حتی غیرآکادمیک نداشته است. در دوره دوم علاوه بر روایت و گفتمان پوزیتیویستی(دورکیمی) گفتمان مارکسیستی در ایران توسعه یافت و بهتدریج از برخی مفاهیم وبری و اندیشههای او برای تبیین وقایع تاریخی استفاده شد. در دورۀ سوم تحولات زیادی در عرصه داخلی و بینالمللی رخ داد. استعارهها و مفاهیم مارکسیستی کاهش و درمقابل مفاهیم وبری رونق بیشتری یافت.
جامعه شناسی و نسبت آن با دیگری (بیشناسنامهها در مقام دیگری)
صفحه 89-108
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2031697.1722
احسام سلطانی، اسدالله نقدی، محمد تقی سبزهای
چکیده در مقالهی حاضر به بیشناسنامهها بهمثابه «دیگریِ آستانهای» نگریسته شده است. امروزه این گروه از هموطنان نه بهخاطر جهانبینی، جنسیت یا زبان متفاوت بلکه بهخاطر نداشتن شناسنامه به گروهی منزوی و طردشده در میان میلیونها انسان بدل شدهاند. با وجود این، تاکنون توجه چندانی به این گروه نشده است و تقریباً سکوتی همهجا حاضر در میان پژوهشگران علوم اجتماعی دربارهی گروه مورد اشاره وجود دارد. بنابراین، طرح این پرسش ضروری است: چرا جامعهشناسان ایرانی کمتر به مسائل این زندگی (زندگی دیگری/ فرد بیشناسنامه) توجه نشان دادهاند و اغلب دربارهی شیوه زندگی بیشناسنامهها سکوت کردهاند؟ در مقالهی حاضر به قصد پاسخ به این پرسش به مطالعهی نسبت میان جامعهشناسی و دیگری (آستانهای) پرداختهایم. به نظر میرسد که ریشهی این سکوت در برخی گرایشهای موجود در جامعهشناسی مسلط قابل پیگیری است. در واقع به قصد پاسخ به پرسش فوق به مطالعهی برخی از مباحث نظریهپردازان مدرن پرداختهایم و این مطالعه نشان میدهد که مهمترین مسئله برای جامعهشناسی مسلط از آغاز پیدایش این رشته کشف قوانین و قواعد ثابت و تکرارشونده بوده است و بر همین اساس میتوان گفت که این جامعهشناسی همواره سخنی دربارهی نظم بوده و هست. نخستین رانده شده از این قلمرو نیز همانا دیگری است.
مطالعه جامعهشناختی مسئلهمندی گفتگو در خانواده (مورد مطالعه شهروندان منطقه 3 و 15 شهر تهران)
صفحه 109-130
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2046551.1758
شهلا قنبرلو، عالیه شکربیگی، محمد ثقفی
چکیده ریشه بسیاری از مسائل و آسیب های نهاد خانواده در ضعف یا فقدان مهارت های ارتباطی و گفتگویی است. هدف این تحقیق مطالعه جامعه شناختی مسئله مندی گفتگودرخانواده است. این تحقیق از نوع کمی است و با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری شهروندان مناطق 3و15 شهر تهران و نمونه آماری هم 384 نفر انتخاب شدند و از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای استفاده شده است. یافتهها نشان دادکه میزان گفتگو در خانواده در حد متوسط(4/40) است. بین موانع شخصیتی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با نوع گفتگو در خانواده رابطه معناداری وجود دارد. همچنین در معادلات ساختاری میزان رابطه هر یک از شاخصهای مسئله مندی و گفتگو در خانواده به ترتیب عبارتاند از: عوامل شخصی(42/0)، عوامل خانوادگی(54/0)، عوامل اجتماعی(58/0)، عوامل فرهنگی(62/0) و عوامل اقتصادی(55/0).
اسلام صوفیانه در کردستان و مسئلة اسلام رسمی و عامیانه
صفحه 131-150
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2022800.1706
سامان ابراهیمزاده، سارا شریعتی، محمدرضا اخضریان کاشانی
چکیده رایجترین نظریهی مطالعات دین در خصوص دین رسمی و عامیانه، اولی را دیدگاه نهاد رسمی دین در مورد عقاید و اعمال مذهبی مشروع و دومی را عقاید و اعمال رایج در میان تودههای مردم میداند. نظر به نبود سازمان رسمی دینی در جوامع اسلامی، صورتبندی متفاوتی ارائه شده که دین رسمی را آرای هنجارین علمای مذهبی در مورد باورهای مذهبی مشروع میداند. در مورد کردستان با صورت متفاوتی از اسلام به نام اسلام صوفیانه طرفیم که کاربست نظریه اخیر را نیز با مشکل مواجه میکند. بر این اساس تلاش کردهایم از چارچوب تحلیلی متفاوتی استفاده کنیم که تمایز میان عامیانه و رسمی در اسلام را بر اساس شکل تجربه دینی تعریف میکند. بدین منظور ابتدا بر اساس روش تاریخی، فرآیندهای تاریخی اثرگذار بر شکلگیری اسلام صوفیانه را بررسی کردهایم و در نهایت به تحلیلی نظری در مورد صورتبندی جدیدی از تمایز میان صورتهای عامیانه و رسمی اسلام دست زدهایم.
تئودور آدورنو و دالاس اسمیت: صنعت فرهنگ / صنعت آگاهی و اقتصاد سیاسی رسانهها و ارتباطات
صفحه 151-174
https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2047233.1755
سمانه کوهستانی
چکیده توضیح سردبیر
مفهوم "صنعت فرهنگ" که جامعه شناسان مکتب انتقادیِ فرانکفورت از پیشگامان معرفی و طرح بحث هایی در باره آن در شرایط جهان سرمایه داری پس از جنگ جهانی اول به شمار میآیند، یکی از آن دسته مفهومهای مهمی است که امروزه، در شرایط جهانی شدن و گسترش مهار ناپذیر نفوذ شبکههای اجتماعی نوین در زندگی افراد و جامعهها، برای فهم فرایندهای تحول و توسعه نظام جهانی از اهمیت تبیینی و تحلیلی زبادی برخورداراند. گو آنکه این مفهوم امروزه دیگر مفهوم نو و ناشناختهای نیست، و اگرچه برنامه کار مجله جامعه شناسی ایران اساسآ منحصر و محدود به چاب و انتشار مقالههای علمی پژوهشی در حوزه جامعه شناسی ایران است؛ اما اهمیت کاربردی مفهوم صنعت فرهنگ موجب شد که با توجه به در دست بودن برگردان فارسی قابل استفادهای از مقاله خوب و آموزندهای که رابرت بیب در باره دیدگاههای تیودور آدورنو و دالاس اسمیت در این حوزه نوشته و در آن دیدگاههای نوینی را در باره این موضوع مطرح کرده، مازاد بر تعداد مقرر مقالههای علمی - پژوهشی هر شماره ، به چاپ این مقاله در مجله جامعه شناسی ایران اقدام کنیم. امید است که این مقاله بتواند به فراهم سازی درک بهتر و روشن تری از نقش صنعت فرهنگ و صنعت آگاهی، از بعد اقتصاد سیاسی و جامعه شناسی، در جهان معاصر ما منجر شده و برای خوانندگان علاقمند مجله جامعه شناسی قابل استفاده و مفید باشد.
سردبیر
