بررسی ابعاد و تحلیل شهروندی فعال

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه پیام نور تهران

2 دکتری جامعه‌شناسی، عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور

3 دکتری جامعه‌شناسی، عضو هیات علمی دانشگاه

چکیده

 تغییرات رویکردی در گفتمان شهروندی، منجر به دستیابی به تعریفی از شهروندی گردید که به جای تعریف این مفهوم به‌مثابه یک پایگاه حقوقی، بر عاملیت شهروندان به‌مثابه کنشگرانی در حوزه اجتماع، سیاست و دولت تاکید دارد. شکل گیری مفهوم شهروندی فعال، ریشه در این رویکرد دارد. در این مقاله،‌ شهروندی فعال به معنای توانایی برای درگیر شدن در گونه‌های مختلف کنش‌های اجتماعی و سیاسی با انگیزه تصمیم سازی و تاثیرگذاری و برمبنای فضایل اخلاقیِ احترام متقابل و عدم خشونت است. مروری بر تحقیقات و مطالعات در حوزه شهروندی نشان می‌دهند میزان تحقق شهروندی در جامعه مطلوب نیست و اکثریت شهروندان تهرانی شهروندان منفعلی هستند. از این رو بررسی وضعیت شهروندی فعال در شهر تهران و عوامل موثر بر آن هدف اصلی تحقیق مدنظر قرار گرفت. روش انجام پژوهش پیمایشی و جمعیت آماری کلیة شهروندان بالای 18 سال ساکن شهر تهران است. حجم نمونه برابر 1200 نفر محاسبه گردید و جهت دسترسی به افراد نمونه، از روش نمونه‌گیری طبقه‌‌بندی شده استفاده شد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه است که از اعتبار صوری و پایایی بالاتر از 7/0 برخوردار است.
نتایج آزمون‌های همبستگی نشان داد بین برخورداری از حق شهروندی، مصرف رسانه­ای و عام‌گرایی با شهروندی فعال ارتباط مستقیمی وجود دارد و بین احساس محرومیت نسبی و احساس بی‌قدرتی با شهروندی فعال نیز ارتباط غیرمستقیمی وجود دارد. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد 40 درصد از تغییرات متغیر شهروندی فعال توسط متغیرهای مستقل تبیین می‌گردد و برخورداری از حق شهروندی با ضریب بتای 25/0 بیشترین تاثیر را بر شهروندی فعال دارد.
نتایج تحقیق نشان می‌دهد که احساس بی‌قدرتی، احساس محرومیت نسبی، فقدان مهارت‌های مدنی و یا بی‌اعتمادی به تاثیر مشارکت سیاسی در تغییر وضعیت اقتصادی و رفاهی جامعه، مهم ترین عوامل موثر بر شهروندی فعال هستند. شهروندان ضمن این‌که ازدانش سیاسی، علاقه سیاسی،تعهد مدنی، قانون‌پذیری توان بازاندیشی و برخی عوامل دیگر که به نوعی ملزومات نرم افزاری تحقق شهروندی در سطح پایین هستند، نسبت به مهارت‌های مدنی و ابزارهای مشارکت اجتماعی و سیاسی موجود ناآگاهند و یا فضا و شیوه‌های مشارکتی فعلی را جهت پیشیبرد منافع ذهنی خود مناسب نمی‌دانند. نیاز اصلی شهروندی فعال، مهارت تبدیل مطالبه‌‌گری و انتقاد به ایده‌پردازی و مشارکت در اجرا و تحقق ایده‌ها است.
 

کلیدواژه‌ها