تحلیل انتقادی گفتمان ایرانشهری (با تاکید بر نگاه رانسیری به اندیشه جوادطباطبایی)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه رازی

2 استادیار جامعه شناسی دانشگاه رازی

3 استادیار جامعه شناسی دانشگاه کردستان

10.22034/jsi.2018.38237

چکیده

هدف از این پژوهش، تحلیل گفتمان ایرانشهری به مثابه گفتمان هویتیِ نوین ایرانیان در کلیت اقتصادی- سیاسی معاصر است. از آن‌جا که صورت‌بندی نوین این گفتمان در آثار جوادطباطبابی ظهور یافته، مفصل­بندی این گفتمان و چراییِ هژمونیک­شدن آن بر مبنای متون نویسنده نام‌برده مورد پرسش قرار می­گیرد. در ادامه مفهوم خلاِ ایجاد شده به وسیله نئولیبرالیسم را واسطه قرار داده و به صورت‌بندی این خلا در گفتمان ایرانشهری بر مبنای روش­شناسی لاکلائو پرداخته­ایم. ایده نظری پژوهش حاضر این است که گفتمان ایرانشهری درصدد تفسیر شکاف برآمده از نئولیبرالیسم به واسطه فلسفه ­سیاسی خاص خود است. بدین­ترتیب با بهره­گیری از مفاهیم رانسیری مولفه­هایی مانند: دیگری تهی از دیگریت، حذف مردم و برساخت ملت، جمعِ تهی افراد و تحمیل اجماع بر اختلاف را در تحلیل فلسفه­سیاسی آن بر شمرده­ایم. براساس مولفه­های فوق چنین استنباط می­شود که گفتمان ایرانشهری و فلسفه­سیاسی آن درصددند با عطف توجه توده­ها به جایی غیر از بحران­های نئولیبرالیسم، سیاست­هویت ایرانی را بنیان نهاده و وضعیت موجود را توجیه کند.

کلیدواژه‌ها