خوانشی انتقادی از مطالعات جامعه‌شناسی در ایران ذیل اکنونِ تبارشناختی (با تاکید بر آثار و آراء دکتر ابراهیم توفیق)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه جامعه‌شناسی دانشگاه اصفهان

2 دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه اصفهان

10.22034/jsi.2019.38568

چکیده

از آن‌جایی که مطالعات مربوط به­مدرنیته ایرانی، و جامعه­شناسی تاریخی،  تاثیراتی مهم بر مطالعه سایر حوزه­های مرتبط با مدرنیته از جمله وضعیت جامعه­شناسی در ایران دارند شایسته توجه­اند. دکتر ابراهیم توفیق یکی از جامعه­شناسان ایران است که مطالعات جامعه­شناسی و مدرنیتة ایرانی را با رویکردی به­جامعه­شناسی تاریخی،  بر تبارشناسی لحظه حال متمرکز نموده است. این مقاله در صدد تحلیل مطالعات ایشان به‌منظور فهم انتقادی مطالعات تبارشناختی از اکنونیتی است که نوع مواجهه با آن، وضعیت سنت، مدرنیته و جامعه­شناسی را در ایران رقم زده است. به این منظور داده‌های27 اثر از توفیق، به‌شیوه اسنادی گردآوری و با روش مرور سیستماتیک، مورد تحلیل قرار گرفته­اند. پایان­بندی انتقادی فراتحلیل صورت گرفته درباره آثار و آراء توفیق؛  فقدان مطالعه مناسبات سیستماتیک میان دانش و سرشت قدرت مآب دانش، تقلیل روابط سیستماتیک میان دانش و اراده به­قدرت، به­مناسبات میان دانش و بلوک قدرت، تقلیل نظام دانش به‌محتوای دانش، تعلیق چگونگی گسست از گفتمانِ گذار، مغفول باقی گذاشتن بحران بازنمایی در رابطه میان نظام تولید دانش و وضعیت جامعه، غفلت از ناتوان سازی سوژه در گسست از خوانش گذرا از حال توسط نظریه پسااستعماری، نقد ایدئولوژی در سطح رفتاری به رغم باور به ضرورت نقد مبنای وجودی ایدئولوژی در سطح شناختی، قرار گرفتن نظریه حال در معرض پروبلماتیک نظریة تداوم و. . . را نتیجه می­گیرد. این موارد از سویی منجر به رسمیت یافتن فردیت لحظه حال و از دیگر سو منجر به بازتولید تلقی تداوم و بی توجهی به انحطاط شده است. همچنین این امور از سویی منجر به هوشیاری نسبت به تبعات گفتمانی رویکرد پسااستعماری، و از سوی دیگر منجر به فرسایش سوژه در گسست از خوانش گذرا از لحظه حال توسط جامعه­شناسی در ایران شده است.
 
 

کلیدواژه‌ها