بررسی عقلانیت ارزش‌شناختی و چگونگی حصول آن در اندیشه ماکس وبر"تجزیه و تحلیل منطقه خاکستری"

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکترای دانشگاه تهران

10.22034/jsi.2019.44350

چکیده

مقوله عقلانیت به همراه موضوعات فراورده آن، از فراخ‌ترین چالشگاه فکری عصر مدرن است. بنا به قول نظریه­پردازان، تمامیِ همِ عقلانیت که از ویژگی­های برجسته دنیای نوین است یر حسن تدبیر حیات استوار است. آن­چه مسلم است بر سر بحث عقلانیت اتفاق آرا وجود نداشته و هر متفکری از ظن خود نوع یا انواعی از آن را یار بی مثل و مانند و تدبیر برای حسن جریان حیات آدمی می­پندارد. از جمله متفکرانی که در مبحث عقلانیت نظریه­پردازی کرده است ماکس وبر است که بیش از از پیش با مبحث عقلانیت ابزاری شناخته شده، در حالی که وبر به حق یکی از جمله نظریه­پردازان معرفی عقلانیت ارزش­شناختی است. مقاله حاضر با استفاده از روش پژوهش اسنادی به بررسی دیدگاه وبر در خصوص عقل و ارتباط آن با ارزش یا همان عقلانیت ارزش­شناختی پرداخته و چگونگی حصول آن را مورد واکاوی قرار داده. نتایج حکایت از آن دارد که از نظر وبر هنگامی که جهت­گیری­های ارزشی درون یک عقلانیت ذاتی خواه در قلمرو اخلاقی باشد و خواه در قلمروهای دیگر، شانیت عقلانیت نظری را پیدا می­کند و جامعیت و یکپارچگی درونیشان افزایش می­یابد. در نهایت عقلانی شده و به تدریج ارتباطی منسجم با یکدیگر می­یابند و به طور سلسله مراتبی در ذیل ارزشی نهایی قرار گرفته و تبدیل به جهانبینی‌های عرفی یا دینی می­شوند. در چنین شرایطی عقلانیت ارزش­شناختی محقق شده و عمل و کنش بر این مبنا صورت میگیرد، از نظر وبر، در حقیقت تنش میان قلمروهای مختلف تحت الشعاع تضاد و ستیزه بین دو نوع عقلانیت ابزاری و ارزش­شناختی و در نهایت تقابل میان دین و دنیاست.
 

کلیدواژه‌ها