دیرینه‎شناسی برساخت زنانگی در ایران از عصر مشروطه تا پایان پهلوی اول

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشجوی دکترای دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی

3 دانش آموختۀ دکتری جامعه شناسی دانشگاه کاشان

10.22034/jsi.2019.47871

چکیده

تحقیق حاضر درصدد است تا با رویکردی پساساختارگرایانه و نیز، روش دیرینه‌شناسی فوکویی، نقطة پیدایی مسئلۀ هویت زن در ایران و نیز، اصلی‎ترین گفتمان‎هایی را که در برساخت زنانگی در ایران ایفای نقش کرده‎اند، بازشناسد. براساس یافته‎های پژوهش حاضر، می‎توان بازۀ تاریخی جنبش مشروطه تا پایان پهلوی اول را که از آن با عنوان فرآیند مدرنیته در ایران یاد می‎شود، نقطۀ پیدایی مسئلۀ زنانگی و هویت زن در ایران به‎شمار آورد. ضمن آن‎که سه گفتمان اصلی قدرت (حاکمیت سیاسی) با بهره‎گیری از ابزار قانون و قوۀ قهریه، گفتمان دینی (عمدتا روحانیت تشیع) از طریق تفسیر آیات و احادیث و باب اجتهاد و نیز، گفتمان روشن‎فکری با استفاده از ادبیات و رمان، نگارش کتب و چاپ نشریات، مهم‎ترین گفتمان‎های تأثیرگذار در برساخت زنانگی در این‎دوره به‎شمار می‎روند. باوجوداین، هرسه گفتمان مزبور با غیریت‎سازی از گفتمان رقیب و تعریف مفاهیم خود در مرزبندی با دیگری و برجسته‎سازی تنها یکی از مؤلفه‎های هویت‎ساز، تعریفی ایستا از زنانگی و هویت زن در ایران ارائه کرده و تلاش داشته‎اند تا فردیت و رؤیت‎ناپذیری سوژه‎های منفرد زنان را در ایران سرکوب کنند. این در حالی است که نمایندگان گفتمان مقاومت زنانه بدون توجه به الزامات گفتمانی، با روایت‎های زنانه و نیز، ترکیب و گزینش مؤلفه‎های هویتی هریک از این گفتمان‎ها؛ یعنی ناسیونالیسم ایرانی، مذهب تشیع و مفاهیم مدرن همچون آزادی، برابری و پیشرفت، از یک‌سو بر آن بوده‎اند تا صدای حذف‎شده‌ی آن‎ها شنیده شود و از سوی دیگر، با به‎چالش‎طلبیدن سلطۀ این گفتمان‎ها موجبات تضعیف آن‎ها را فراهم آورده و سوژگی خود را به نمایش گذارده‎اند.
 

کلیدواژه‌ها