پژوهش حاضر میکوشد با رویکردی جامعهشناختی به پیوند میان مطالعات نشریات ادواری و مطالعات ترجمه پرداخته و رابطۀ ترجمه و نشریات ادواری را بررسی کند. به بیان دقیقتر، صورتبندیهای ترجمانی را در پیوند با ابعاد گوناگون مفهوم «رمزگان نشریاتی» (فیلپاتس، 2013) در مجلۀ بهار (۱۲۸۹-1301 ش.) بررسی کرده تا نقش ترجمه را در شکل دادن به «عادتوارۀ مشترک» (بوردیو، 1996) روشن سازد. تحلیل محتوایی بهار نشان داد که ترجمه با بیشترین فراوانی، نقشی بنیادین در شکلگیری عادتوارۀ مشترک این نشریه داشته است. ترجمه نهتنها در قالبهای گوناگون گفتمانیِ رمزگان نگارشی بهار نمودار است، بلکه در رمزگان مادی (صفحهآرائی، صورت مجله)، اقتصادی (استقلال مالی) و اجتماعی (شبکۀ فراملیتی ترجمه و مترجمان) نیز تجسم یافته است. گزینشهای ترجمهای بهار، در عرصۀ ادبیات، تعلیم و تربیت، زنان، سیاست، و علم خوانندگان ایرانی را با ایدهها و تجربههای اجتماعی متفاوت آشنا نمود و به گسترش افقهای فکری آنان یاری رساند.