دوره و شماره: دوره 8، شماره 4، زمستان 1386 
علمی

به مثابة پاسخ: مرور و تکمله‌ای بر مباحث «عرفی‌شدن»

صفحه 1-14

علی‌رضا شجاعی‌زند

چکیده گمان می‌رود که رفع چند ابهام می‌تواند بخشی از ایرادات وارده به کتابِ عرفی‌شدن در تجربة مسیحی و اسلامی و مقالة "مسیرهای محتمل در عرفی‌شدن ایران" را برطرف نماید؛ بخشی دیگر نیز با مراجعة مجدد به متون و بازبینیِ پس و پیشِ آنها احتمالاً رفع خواهد شد. بازگویی مدعا در عناوین مورد اشکال و برخی محاجه‌‌های مصداقی با نقد‌های وارده، بیش از آن که به قصد پاسخ باشد، در حُکم مرور و تکمله‌ایست بر مباحث عرفی‌شدن؛ زیرا آنقدر که مدعا طالبِ نقد است، نقدها مستحق پاسخ نیستند و بیش از تقابل، بهتر است از آنها استقبال کرد. 1. لزوم تدقیق مفهومی و تطابق نظری در مواجهه با یک مفهوم یا نظریة جدید، اولین خطوره‌ای که در ذهن ایجاد می‌شود این پرسش است که آن تا چه حد با واقعیت‌های تاریخی و جاری جوامع مختلف مطابقت دارد. همین عطف توجه ذهنی است که فرد را وامی‌دارد تا پس از تحصیل برداشتی صائب و دقیق از آن مفهوم یا نظریه، به بررسی میزان مطابقت با واقعیت‌های پیرامونی جامعة خویش بپردازد. این تمام محتوا و مسیری است که در کتاب مورد نقد اتخاذ شده است و هرگونه انتظار و انتساب بیش از این به آن، البته خارج از غرض مقصود و بضاعت محدود آن است.

علمی

نقدی بر آراء شجاعی‌زند در باره‌ی عرفی‌شدن در کتاب‌های «دین، جامعه و عرفی‌شدن» و «عرفی‌شدن در تجربه‌ی مسیحی و اسلامی»

صفحه 15-29

محمدمسعود سعیدی

چکیده در میان نوشته‌هایی که به زبان فارسی منتشر شده است، آثار کمی وجود دارد که جامعه‌شناسانه به فرآیند سکولاریزاسیون پرداخته باشند. در این میان دو کتاب از آثار شجاعی‌زند نمونه‌های برجسته‌ای هستند که مطالب ارزنده‌ای به خواننده ارائه می‌کنند. مطالبی مانند شاخص‌های عرفی‌شدن، بسترهای عرفی‌شدن، عوامل عرفی‌شدن، تفاوت مسیحیت و اسلام در عرفی‌شدن و تئوری‌های عرفی‌شدن. این ابحاث در عین حال خالی از نکاتی قابل تأمّل نمی‌باشند. برخی نکات، روش‌شناختی هستند مثل اینکه نگاه جامعه‌شناختی به دین در مقام تعریف، باید متوجه قدر مشترک فهم متخصصان دین باشد، نه متوجه برداشت شخصی جامعه‌شناس، یا اینکه کانون توجه جامعه‌شناس در بحث عرفی‌شدن، باید عملکرد و فهم عموم مردم از منابع دینی باشد، نه خود منابع. برخی نکات قابل تأمل دیگر در کتاب‌های شجاعی‌زند، محتوایی هستند مثل تقسیم دو‌گانۀ ادیان به اندماجی و تجزی‌گرا که برخی از دیدگاه‌ها را ندیده می‌گیرد، یا اینکه تقابل میان دین و دنیا را به عنوان پیشْ‌‌شرط لازم برای به راه افتادن موتور عرفی‌شدن دانستن که فرض ناتمامی به نظر می‌رسد، یا تأکید فراوان روی تفاوت آموزه‌های دین اسلام و مسیحیت که توجه به فهم و عمل پیروان از اهمیت آن می‌کاهد، یا مفهوم عرفی‌شدن دین که وسیله‌ای تبلیغاتی شده است، یا عدم توجه کافی به مکانیسم‌‌های احتمالی مشترک، یا عدم تفطن به انواع تکثر، و  بالاخره ابهام مفهوم «تجدد فی نفسه».    

علمی

مطالعه هویت طبقاتی اجتماعی زنان شاغل در دانشگاه‌های اهواز با استفاده از مدل‌های قطری تحرک

صفحه 30-53

عبدالرحمن راسخ، صدیقه حافظی، معصومه باقری

چکیده براساس نظریه تحرک رفتارها، حالات و ارزش‌های افراد تحت تأثیر پایگاه اجتماعی پیشین (مبدأ) و نیز پایگاه اجتماعی جاری (مقصد) آنها قرار می‌گیرد. اگر پایگاه اجتماعی پیشین و پایگاه اجتماعی جاری فرد یکسان نباشد، گوییم تحرک اجتماعی رخ داده است. جهت بررسی تأثیر تحرک اجتماعی بر رفتارها، حالات و ارزش‌های افراد، مدل‌هایی تحت عنوان مدل‌های قطری تحرک پیشنهاد شده است. در این مقاله، با استفاده از مدل‌های قطری تحرک برای متغیر پاسخ ترتیبی، به مطالعه هویت طبقاتی اجتماعی زنان شاغل در دانشگاه‌های شهید چمران اهواز و علوم پزشکی جندی شاپور می‌پردازیم. از میان نتایج مختلف حاصل از این مطالعه می‌توان به تأثیر متغیرهای سن، تحصیلات پدر، درآمد فرد، درآمد همسر، وضعیت استخدامی همسر و تحرک اجتماعی بر هویت طبقاتی اجتماعی زنان اشاره کرد. همچنین با توجه به نمونه مورد مطالعه، زنان در تعیین طبقه اجتماعی‌شان به موقعیت شغلی خود بیش از موقعیت شغلی همسرشان اهمیت می-دهند.     

علمی

«ساختار و عاملیت» در تبیین های فرهنگی انقلاب اسلامی

صفحه 54-75

علی محمد حاضری، محمد عاملی

چکیده تبین های فرهنگی انقلاب اسلامی به تعبییری از مهترین تبیین های بکار رفته در باب انقلاب اسلامی محسوب میشوند.چراکه به اذعان بساری از نظریه پردازان اجتماعی(جان فوران،تدا اسکاچپول،میشل فوکو، مانوئل کاستلز،آنتونی گیدنز....)مهمترین خصیصه انقلاب ایران برجسته بودن نقش متغیرهای فرهنگی اعم از ایدئولوژی،رهبری،مذهب(تشیع)گفتمان سیاسی_اسلامی.....در آن است.اما به لحاظ نظری این دسته از تبیینها خود متاثر از جریانهای نظری متعددی هستند که در بطن سنتهای مختلف جامعه شناسی وجود داشته و دارد.در این نوشتار سعی شده با در نظر گرفتن دوگانگی ساختار و عاملیت به بررسی نظریه شناختی آن دسته از تبیین هایی در حوزه انقلاب اسلامی بپردازیم که مشهور به تبیینهای فرهنگی هستند.از این رو در ابتدا سعی  خواهد شد با گشایش یک بحث نظری به ماهییت روش فرانظری پرداخته و سپس با در نظر داشتن منطق موجود دراین روش به دسته بندی های مختالفی اشاره شود که در آن انواع تبیین های انقلاب به لحاظ نظری گونه شناسی شده است.در گام بعدی لازم است با ارائه یک تعریف از تبیین های فرهنگی به احصاء آن دسته از نظریاتی پرداخته شود که مشهور به تبیینهای فرهنگی هستند.در نهایت میزان گرایشات ساختار گرایانه و عاملیت گرایانه در آنها مشخص خواهد شد.