انواع و اندازه شبکه‌های مهاجرتی مهاجران از استان آذربایجان شرقی ساکن در استان تهران

نویسندگان

1 استادیار جمعیت‌شناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور

2 دانشیار جمعیت شناسی دانشگاه تهران

چکیده

شکل‌گیری و تشدید روابط اجتماعی موجب بروز رفتارهای اجتماعی خاصی ازطرف افراد می‌شود که آنان به‌تنهایی قادر و یا در فکر انجام آن رفتار نیستند. ازجمله آن، تصمیم به مهاجرت است که وجود خویشاوند و آشنا در مقصد مهاجرتی می‌تواند عمل مهاجرت را برای کنشگر تسهیل نماید. در این مقاله جهت شناخت بهتر جریان‌های مهاجرت از استان آذربایجان‌شرقی به مقصد استان تهران، که مهمترین جریان مهاجرت داخلی در ایران است، انواع و اندازه شبکه‌های اجتماعی مهاجران در زمان مهاجرت در مقصد و تعیین کننده‌های آن به روش پیمایش روی 530 مهاجر مطالعه شده است. نتایج نشان می‌دهد اکثر مهاجران در زمان قبل از مهاجرت‌شان  به ترتیب شبکه اجتماعی خویشاوندی، خانوادگی، دوستی و هم‌محلی در مقصدهای بالقوه داشتند و شهرستان مبدأ و سن مهاجران در زمان مهاجرت توانسته‌ است این گونه‌های مهاجران را بهتر تفکیک نماید. اندازه شبکه‌های اجتماعی مهاجران نسبتاً کوچک به‌دست آمده است و اکثر آنان از طریق یک نسبت خویشاوندی و آشنایی (گره) به شبکه اجتماعی در مقصد ملحق شده‌اند. احتمال وجود شبکه مهاجرتی برای مهاجران بالقوه از شهرستان‌های سراب، میانه و هشترود بسیار بیشتر از مهاجران سایر شهرستان‌های استان آذربایجان‌شرقی است. همچنین، مهاجران دارای وضعیت اجتماعی- اقتصادی ضعیف، جهت جابجایی خود از شبکه‌های مهاجرتی بزرگ‌ استفاده می‌نمایند.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

این ایده که روابط اجتماعی براساس خویشاوندی و عضویت اجتماعی تسهیل کننده فرایندهای مهاجرت است، بیشتر توسط تیلی و براون[1] (1967) و چلدین[2] (1973) به دقت تشریح گردیده
­است و آثارشان در این زمینه در منابع مهاجرت محفوظ است. بانرجی[3] (1983) مهاجرت زنجیره­ای را به دو دسته کلی مهاجرت خانوادگی به­تأخیر افتاده و مهاجرت پیاپی[4] تقسیم می­کند. در مهاجرت خانوادگی معمولاً یکی از اعضاء خانواده اول مهاجرت می­کند و سپس اعضای دیگر خانواده به آن می­پیوندد. در مهاجرت پیاپی، تماس­ها و تعاملات صورت گرفته در مقصد براساس خویشاوندان غیرخانوادگی است.

شبکه ­اجتماعی مجموعه خاصی از پیوندها در میان اشخاص است (میچل[5]، 1969). علاوه­بر این، ساختار شبکه منعکس کننده الگوی روابط بین افراد است (واسرمن و فاوست[6]، 1994). گرانووتر[7] (1974) معتقد است بسیاری از افراد کار خود را ازطریق تماس­های شخصی پیدا کرده و این امر در مورد انواع مشاغل بدنی، فنی و حرفه­ای و مدیریتی صادق است.

اندوخته­های حاصل از شبکه­های اجتماعی می­تواند زمان اختصاص داده شده در انتخاب دوراهی­ها و جستجوی شغل را کاهش داده و وجوه ارسالی دریافتی از مهاجران جوان را افزایش دهد (گازمن و همکاران[8]، 2004). باید توجه داشت، تحلیل شبکه اجتماعی در ابتدای کار برای ابعاد خرد ساختارهای اجتماعی همانند حاشیه­های شهری یا زیرگروه­های خاص جمعیتی بکار گرفته می­شد. برای نمونه برتانی- ­ریکاردو[9] (1985) از این تحلیل مفهومی در خصوص ساکن شدن مهاجران داخلی در حومه کلان ­شهر برازیلیا استفاده نمود. در سال­های اخیر برخی مطالعات مهاجرت در قالب دیدگاه شبکه اجتماعی مدل­سازی شده­اند. کارهای مکینز و راپو­پورت[10]  (2007)، وودراف و زنتنو[11] (2007) و هاسی[12] (2007) از این نمونه­اند. «فقط آغاز شکل­گیری این شبکه­ها اغلب گزینه فردی است. فرد ماجراجو که از روستا ]در اینجا مبدأ[ به‌راه افتاده و به کشف فرصت پرداخته است، هنگامی‌که وی درباره دستاوردهای خود گفت‌وگو می­کند افراد دیگری را به مهاجرت تشویق کرده و یک ساختار مهاجرتی را بنیان می­گذارد» (استالکر، 1380: 29).

گومز و سانتور[13] (2001) و مونشی[14] (2003) معتقدند تفاوت در پیوندهای اجتماعی میان مهاجران و غیرمهاجران، روش­های مختلف دسترسی به سرمایه و درآمد را نشان می­دهد. پیوند مناطق مبدأ و مقصد می­تواند ازطریق روابط خانوادگی، خویشاوندی، دوستی، هم­ولایتی، همسایگی و بسیاری از روابط دیگر انجام گیرد. هریک از این پیوندها و روابط بازگوکننده نوع خاصی از شبکه­های اجتماعی بوده و مشخص است قدرت و نحوه تأثیرگذاری هریک از آن‌ها در فرایند تصمیم­گیری مهاجرت متفاوت است.

«مطالعه شبکه­ها این امکان را می­دهد تا مهاجرت به‌منزلة محصولی اجتماعی فهمیده شود و نه به‌عنوان نتیجه منحصر به فرد تصمیمات فردی گرفته شده توسط کنشگران فردی و نه به‌عنوان نتیجه منحصر به‌فرد عوامل اقتصادی یا سیاسی، بلکه به‌عنوان نتیجه تعامل همه این عوامل باهم» (بوید[15]، 1989: 642). این شبکه­ها جمعیت­های مبدأ و مقصد را به ­همدیگر پیوند می­دهند و به­ ما این اطمینان را می­دهد که جابه‌جایی جمعیت ضرورتاً محدود به زمان حال نبوده و در طول زمان با جهت­گیری خاص خودش ماندگار خواهد ماند.

استان تهران به‌عنوان قطب جمعیتی کشور، سالانه پذیرای تعداد زیادی از جمعیت سایر استان­های ایران به ویژه استان آذربایجان­شرقی است. هریک از این مهاجران با اشتراک در برخی از مشوق­های جاذبه­ای استان تهران، نیّت­ها و دلایل متفاوتی برای انتخاب محل اقامت خود در این استان دارند. آنچه مشخص است، گروه­های مهاجر در انتخاب محل اقامت خود به­ صورت گزینشی عمل
می­نمایند. نمونه بارز آن را می­توان به خوشه­ها و محلات سکونتی خاص مهاجران براساس منطقه جغرافیایی، زادگاه، زبان و خویشاوندی مشترک آنان اشاره ­کرد. باتوجه به ویژگی­های خاص فرهنگی (ازجمله زبان) ترک­ها در ایران، این خوشه­های محل اقامت آنان در مقصدهای انتخابی ازجمله استان تهران مشخص­تر است.

طبق مستندات موجود در زمینه داده­های مهاجرتی ایران، در طی چندین دهه اخیر بیشترین مهاجرفرستی به استان تهران همواره از استان آذربایجان­شرقی (آذربایجان سابق) بوده ­است. در اسنادی که توسط مرکز پژوهش، سنجش و اسناد ریاست ­جمهوری (1390) در زمینه مهاجرت داخلی ایران طی سال­های 1357-1311 گرد­آوری شده­ است، سهم مهاجرت­ها با جهت آذربایجان­شرقی- تهران نسبت به سایر جهت­گیری­های جغرافیایی مهاجرت به ­مراتب بیشتر است. در این اسناد مکاتباتی درخصوص بازگرداندن ملاکین مهاجر آذربایجان از تهران، انجام تشریفات گمرکی بازرگانان آذربایجانی در محل­سکونت­شان و نیز ایجاد اشتغال به­منظور جلوگیری از مهاجرت آنان به تهران، درخواست استاندار آذربایجان مبنی بر تهیه طرحی برای جلوگیری از مهاجرت اهالی روستاها و شهرستان­ها به تهران، در طی دهه­های 1320 و 1330 شمسی ملاحظه می­شود. براساس نتایج سرشماری 1335، در شهر تهران حدود 94 هزار نفر تبریزی و 187 هزار آذربایجانی (چیزی نزدیک 13% جمعیت وقت تهران) ساکن بوده­اند. طی سال­های 45-1335 نیز حدود 265 هزار مهاجر از استان آذربایجان­شرقی به تهران بزرگ وارد شدند که در رابطه با 19 استان دیگر، نسبت بسیار بالایی (26%) را به خود اختصاص داده ­است. درصد مهاجران وارد شده به استان تهران از استان آذربایجان شرقی در طی دهه­های 65-1355(همراه با استان اردبیل)، 75-1365 و 85-1375 به ترتیب 28%، 7/14% و 12% بوده است. این حجم گسترده مهاجرت در طی چندین دهه گذشته، تغییرات قابل توجهی را در ترکیب جمعیت هر دو استان ایجاد نموده است. در این مقاله سعی بر آن است تا اندازه و انواع شبکه­های اجتماعی مهاجران از استان آذربایجان­شرقی در زمان مهاجرت به استان تهران سنجیده شده و عوامل موثر بر آن شناسایی گردد.

 

مبانی نظری

در زمینه شناسایی مجموعه دلایلی که در افزایش مهاجران استان آذربایجان­شرقی در استان تهران مشارکت دارند، می­توان به چندین عامل اشاره کرد. وجود عوامل دافعه­ای متنوع در استان آذربایجان­شرقی همانند بی‌کاری، کم­کاری (آسایش، 1364)، تفاوت درآمد مورد انتظار و اعتبارات سرانه کم استان نسبت به سایر استان­ها (بشیری، 1382)، فقر، فشار زندگی، خشک‌سالی­های پی­درپی، وضعیت اقلیمی ناپایدار، ناپایداری کشاورزی (بیک­محمدی و حاتمی، 1389؛ مرکز پژوهش، سنجش و اسناد ریاست­ جمهوری، 1390)، و عوامل جاذبه در استان تهران همانند بی­ثباتی درآمد و تخصیص ناعادلانه اعتبارات عمرانی به سایر نقاط کشور در رابطه با تهران (وزارت اقتصاد و دارایی، 1375؛ مرکز پژوهش، سنجش و اسناد ریاست ­جمهوری، 1390)، اشتغال کاذب و آزادی­های اجتماعی و سیاسی بیشتر در تهران نسبت به سایر مناطق کشور (وزارت اقتصاد و دارایی، 1375) و فراهم بودن شرایط شغلی و کار بهتر برای زنان در تهران (محمودیان و همکاران، 1388) از آن­ جمله­اند.

باتوجه به این‌که مهاجرت حوزه­های مختلف را شامل می­شود، بنیان­های نظری زیادی از سطح تحلیلی کلان همانند نظریه جاذبه و دافعه تا خرد همانند نظریه انتخاب عقلانی وجود دارد و هدفشان تبیین این است که چرا مردم مهاجرت می­کنند. بیشترین تلقی­های معاصر از موقعیت نظری رفتار مهاجرت در کارهای مسی و همکارانش (مسی و اسپانا[16]، 1987؛ دوراند[17] و مسی، 1992؛ مسی و همکاران، 1993؛ 1994) ملاحظه می­شود. مسی (1990) و مسی و همکاران (1993) یک مرور جامع از نظریه­های مهاجرت را انجام داده­اند که شروع مهاجرت را به­ خوبی تبیین می­کند. این نظریه­ها در سه سطح کلان، میانی و خرد طبقه­بندی شده­اند. در سطح کلان نظریه­های اقتصاد کلان نئوکلاسیک، بازار کار دوگانه، سیستمی جهانی، نهادی و سیستمی مهاجرت جای می­گیرند. نظریه­های شبکه مهاجر، علیّت تراکمی و جنسیت در سطح میانی طبقه­بندی می­شوند. تبیین­های سطح خرد فرایند مهاجرت، نظریه­هایی همانند اقتصاد خرد نئوکلاسیک، اقتصاد جدید و نظریه انتظار ارزش را شامل می­شود که این نظریه­ها یا چارچوب­های نظری با فرایند مهاجرت در سطح فردی و خانواری برخورد می­کنند.

با درنظر گرفتن ماهیت و نوع جریان­های مهاجرت مورد مطالعه در این مقاله، جهت تبیین جابجایی مهاجران از استان آذربایجان­شرقی به مقصد استان تهران، از مبانی نظریه­های شبکه اجتماعی و سرمایه اجتماعی مهاجرت استفاده می­شود. بنابراین، در کنار عامل­های سنتی جاذبه و دافعه، بهتر است به چرخش سریع اطلاعات درباره فرصت­های شغلی و امکانات رفاهی موجود در تهران و حمایت­های عاطفی و مالی در این جریان­های مهاجرت تأکید کرد که اهمیت شبکه­های اجتماعی در رفتار مهاجرتی را نشان می­دهد.

اندیشیدن درباره شبکه­های اجتماعی بدون درنظر گرفتن سرمایه اجتماعی غیرمنطقی است. حتی اگر مفهوم سرمایه اجتماعی مبهم باشد، آن برای درک این‌که شبکه­های اجتماعی چطور عمل می­کنند بسیار مفید است. سرمایه از نظر بوردیو[18] سه شکل اساسی دارد: «"سرمایه اقتصادی" که قابل تبدیل شدن به پول است، "سرمایه فرهنگی" و "سرمایه ‌اجتماعی" که در برخی شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می‌شوند» (بوردیو[19]، 1985: 243). «‌سرمایه ‌اجتماعی حاصل انباشت منابع بالقوه و یا بالفعلی است که مربوط به مالکیت یک شبکه بادوام از روابط کم و بیش نهادینه شده در بین افرادی است که با عضویت در یک گروه ایجاد می‌شود‌» (همان: 248). سرمایه اجتماعی از منظر وی موفقیت‌ها و روابط در گروه­ها و شبکه­های اجتماعی است که دسترسی به فرصت‌ها، اطلاعات، منابع مادی و موقعیت اجتماعی را برای افراد افزایش می‌دهد. پوتنام[20] (1993: 167) «سرمایه اجتماعی را به‌عنوان ویژگی‌هایی از سازمان اجتماعی از قبیل هنجارها، اعتماد و شبکه‌ها تعریف می‌کند که کارایی جامعه را بوسیله تسهیل­گری کنش‌های هماهنگ می‌تواند بهبود بخشد». سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در این شبکه‌ها و سازمان‌ها است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن سطح هزینه­های تبادلات و ارتباطات
می­گردد (فوکویاما، 1379).

در کل، اغلب محققان در تعریف سرمایه اجتماعی بر نقش شبکه‌ها و هنجارهای مدنی تاکید دارند (هلی[21]، 2001). بوردیو (1985) شبکه­ها و تعهداتی که در بین خانواده­ها میان روابط بسته و کنش­های فراوان به‌وجود می­آید، عناصر ساختاری قوی و بادوام می‌داند. براین اساس، می­توان گفت تمایلات یا گرایش­های رفتاری افراد ناشی از موقعیتی است که در روابط اجتماعی دارند و نوع خاصی از عادت‌واره وی را شکل می­دهد.

ملاحظه­ می­شود یکی از اصلی‌ترین مولفه‌های سرمایه اجتماعی شبکه است. بسیاری از نظریه‌پردازان بزرگ سرمایه اجتماعی در تعریف سرمایه اجتماعی به نقش شبکه‌ها توجه زیادی از خود نشان داده‌اند (بوردیو، 1985؛ پوتنام، 1993؛ پوتنام، 2000؛ لین[22]، 1999). به عقیده بارت[23] (1992)، سرمایه اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی جاسازی شده است و مردم می‌توانند فرصت‌هایی به‌واسطه ترکیب کردن منابع ارتباطات خود ایجاد نمایند. می‌توان عنوان کرد ایده محوری نظریه سرمایه اجتماعی در "روابط" است. اعضای جامعه با برقراری ارتباط با یکدیگر و پایدار ساختن آن‌ها با یکدیگر همکاری کرده و ازطریق آن چیزهایی را کسب می‌کنند که به تنهایی قادر به کسب آن نبوده و یا در کسب آن با دشواری‌هایی مواجه می‌شوند. انسان‌ها از طریق مجموعه‌ای از شبکه‌ها به هم وصل می‌شوند، با گسترش شبکه‌ها آن‌ها نوعی دارایی را تشکیل می‌هند که می‌توان آن را به عنوان نوعی سرمایه مورد ملاحظه قرار داد (فیلد، 1386). این روابط، پایه شبکه‌های اجتماعی را به وجود می‌آورند.

«شبکه‌های اجتماعی موجب متصل شدن انسان‌ها به همدیگر شده و تمایل این افراد برای داشتن ارزش‌های مشترک با سایر افراد شبکه افزایش می­یابد. با گسترش شبکه‌ها آن‌ها نوعی دارایی را تشکیل می‌دهند که می‌توان از آن به‌عنوان نوعی سرمایه یاد کرد» (پرتز[24]، 1998: 7). نظریه شبکه اجتماعی، وابستگی­های اجتماعی برحسب گره­ها و همبستگی­ها[25] است. گره­ها، کنشگران فردی درون شبکه­ها بوده و همبستگی­ها روابط بین کنشگران است. در ساده­ترین شکل آن، یک شبکه اجتماعی طرحی از تمام همبستگی­های مربوط بین گره­های مورد مطالعه است. انواع بسیاری از همبستگی­ها می­تواند بین گره­ها باشد[26]. لین (2001) بر این عقیده است شبکه‌های اجتماعی نمایانگر یک ساختار اجتماعی کمتر رسمی هستند. چرا که، هیچ یا کمتر رسمیتی در توصیف موقعیت‌ها و قوانین و در اختصاص دادن اقتدار به شرکت‌کنندگان وجود ندارد. وجود پیوند در یک شبکه مستقیم و غیرمستقیم فراهم کننده پتانسیل دسترسی به دیگر گره‌ها (عامل‌ها) در شبکه اجتماعی است.

از اواسط دهه 1990 مفهوم سرمایه ­اجتماعی با تحقیقات مهاجرت مختلط گردید (پرتز، 1995). می­توان گفت سرمایه ­اجتماعی مهاجرت پایه­های نظری سرمایه انسانی مهاجرت را با شبکه­ اجتماعی مهاجرت ترکیب نموده ­است. علاوه­بر سرمایه مالی و انسانی، نیاز به این است تا سرمایه اجتماعی به‌عنوان عامل سوم تعیین­ کننده انگیزش و توانایی به مهاجرت کردن مردم شناخته شود. در حال حاضر مهاجران مقیم با کاهش دادن خطرها و هزینه­های مهاجرت، به‌عنوان نقطه آغاز (بوکر[27]، 1994) برای مهاجرت­های بعدی عمل می­کنند.

در مباحث مهاجرت، شبکه­های اجتماعی عمدتاً بر ارتباطات فردی با محوریت خانواده، خویشاوند، دوست و اجتماع اشاره دارد. محققین زیادی خانواده و دوستان را به‌عنوان محور اصلی شبکه­ها برشمرده­اند. چلدین (1973) نشان داده است شبکه­های خویشاوندی بطور قابل ملاحظه­ای جریان مهاجرت را در بر می­گیرد. در مهاجرت شبکه­ای از شروع فرایند، مهاجران به‌صورت مالی و اطلاعاتی در مبدأ مساعدت می­شوند و بیشترشان در مقصد به اقوام­شان می­پیوندند. این شبکه خویشاوندی ازطریق فراهم آوردن نیازهای مادی، برقراری ارتباطات اجتماعی جدید و ایجاد روحیه، مهاجران را در سازگاری­ با مقصد کمک می­نماید.

در قوانین مهاجرت راونشتاین یک مرحله مهم به "ارتباطات و مهاجرت" پرداخته شده ­است. «ارتباطات و توسعه آن، شناخت مهاجر از محیط پیرامونی خود را افزایش می­دهد، بنابراین رابطه مستقیمی بین آن دو ایجاد می­گردد» (زنجانی، 1380: 131). ملاحظه می­شود اولین پایه­های نظری در زمینه شبکه ­مهاجرتی در قوانین مهاجرت راونشتاین است که در دو مقاله مهم خود در سال­های 1885 و 1889 تدوین نموده است. به اعتقاد لی[28] (1966) شخصی که حداقل یک‌بار مهاجرت کرده و از قلمرو بومی خود خارج شده ­است، احتمال دارد بیش از فردی که هرگز مهاجرت نکرده ­است، تمایل به مهاجرت داشته باشد.

«ظرفیت بالقوه اطلاعات جزء ذاتی و جدایی ناپذیر از روابط اجتماعی است. اطلاعات برای فراهم ساختن شالوده‌ای برای کنش مهم است، اما به‌دست آوردن آن پرهزینه است. یکی از وسایلی که از طریق آن اطلاعات ممکن است کسب شود استفاده از روابط اجتماعی است» (کلمن، 1377: 47). «مهاجران پیشگام و جانشینان آن‌ها اطلاعاتی را در زمینه فرصت­ها و حمایت­ها در مناطق مقصد، حمل ونقل، انطباق، مسکن و کار ارائه می­دهند» (دجونگ و گاردنر[29]، 1981: 202). «شبکه‏های مهاجر، هزینه‏های جابجایی و همچنین هزینه‏های عاطفی را کاهش می‏دهد. به‌طوری‌که اگر مهاجران به محیطی وارد شوند که مردم آنجا به زبان آن‌ها صحبت می­کنند، در آن ‏صورت از شوک همانندی آن‌ها کاسته شده و از طرد آن‌ها جلوگیری می‏شود» (کوران و ریورو-فوئنتز[30]، 2003: 290). در مدل نظری مهاجرت متوالی پسینو[31] (1991)، فرایند تصمیم به مهاجرت در زمینه یک محیط با اطلاعات ناقص در نظر گرفته می­شود که تنها راه به‌دست آوردن اطلاعات از شرایط دستمزد به واسطه مهاجرت صورت می­گیرد. این مورد اشاره دارد که این یادگیری صورت گرفته یک مشوق مستقل برای مهاجرت است. ازطریق تجربه در مکان جدید، مهاجر اطلاعات قبلی خود را به ­روز می­کند و سپس تصمیم
می­گیرد در مکان کنونی برای مدت دیگری بماند، به مکان اولیه بازگردد، یا به مکان جدیدی برود. تتریاتنیکوا[32] (2008) با تأکید بر اهمیت اطلاعات در پیوندهای اجتماعی، علت بیشتر بودن مهاجران از جنوب ایتالیا نسبت به شمال ایتالیا در شمال آمریکا را در برتری نسبی تعداد پیوندهای اجتماعی آنان با منطقه شمال آمریکا می­داند. جریپ[33] (2007) در زمینه مهاجرت روستا- شهری در تایلند، سرمایه اجتماعی را به منابع (همانند اطلاعات)، سرچشمه‌ها (مهاجران پیشین) و دریافت کنندگان (مهاجران بالقوه) تجزیه می­کند. یافته­های وی نشان می‌دهد احتمال مهاجرت به مقصد شهری همراه با افزایش مقدار منابع در دسترس افزایش می­یابد.

 

داده­ها، روش تحقیق و سنجش مفاهیم

مهاجران مرد بالای 20 سال در زمان مهاجرت که از سال [34]1375 تا 1391 استان آذربایجان­شرقی را به مقصد شهرستان­های اسلام‌شهر، رباط­کریم و شهریار (با محدوده جغرافیایی سال 1385) ترک کرده­اند (حدود 56 هزار نفر)، جمعیت آماری پیمایش را دربر می­گیرد. انتخاب این شهرستان­ها باتوجه به تراکم بیشتر مهاجران استان آذربایجان­شرقی در آن نسبت به سایر شهرستان­های استان تهران است. ماهیت موضوع و افراد مورد بررسی (خوشه­­های مهاجر) ایجاب می­کند از روش "نمونه­گیری خوشه­ای" از نوع "نمونه­گیری با احتمال متناسب با اندازه"[35] استفاده گردد. جهت برآورد حجم نمونه از روش پیشنهادی لین[36] (1978: 305) و همچنین فرمول کوکران (سرائی، 1372: 133) استفاده شده­ که تجزیه و تحلیل نهایی بر روی 530 پاسخ‌گو انجام گرفته است. ابزار گردآوری داده­ها پرسش­نامه محقق ­ساخته است که سوالاتی در زمینه وجود عضو خانواده، خویشاوند، دوست و
هم­محلی فرد مهاجر در محل سکونت فعلی­اش در زمان قبل از مهاجرتش به استان تهران پرسیده شده ­است. سنجش انواع و اندازه شبکه­های اجتماعی مهاجر به صورت ذیل است:

شبکه­ خانوادگی مهاجر: اگر همسر (نامزد)، فرزند(ان)، پدر و مادر، برادر و خواهر (در صورت داشتن زندگی مستقل از پدر و مادر) مهاجر در مقصد حضور داشتند، به هریک کد یک داده شده که با ضرب آن در کد میزان رفت و آمد (زیاد =2، تاحدودی =1، اصلاً =0) نمره کل شبکه خانوادگی (بین 0 تا 8) فرد مهاجر در مقصد قبل از مهاجرت محاسبه می­گردد. بدین صورت که:

(میزان رفت­وآمد × وجودفرزند)+ (میزان رفت­وآمد × وجود همسر) = شبکه­ خانوادگی

(میزان رفت ­و آمد × وجود برادر و خواهر) + (میزان رفت­وآمد × وجودپدرومادر)+

شبکه خویشاوندی مهاجر:اگر پدر بزرگ­ و مادر بزرگ، برادرزاده و خواهرزاده، عمو(دایی)­ وعمو(دایی)زاده، عمه(خاله) و عمه(خاله)زاده، نوه و نتیجه، پدر ­و مادر همسر، فامیل­های ­­همسر، فامیل­های دور مهاجر در مقصد حضور داشتند، به هریک کد یک داده شده که با ضرب آن در کد میزان رفت و آمد (زیاد =2، تاحدودی =1، اصلاً =0) نمره کل شبکه خویشاوندی (بین 0 تا 16) فرد مهاجر در مقصد قبل از مهاجرت محاسبه می­گردد.

شبکه ­دوستی مهاجر: کدهای داشتن دوست در مقصد (سه دوست و بیشتر= 2، کمتر از سه دوست= 1) در کد میزان رفت و آمد (زیاد =2، تاحدودی =1، اصلاً =0) ضرب شده است که نمره آن بین 0 تا 4 به‌دست می­آید.

شبکه ­هم­محلی مهاجر: کدهای داشتن هم محلی در مقصد (سه خانوار و بیشتر= 2، کمتر از سه خانوار= 1) در کد میزان رفت و آمد (زیاد =2، تاحدودی =1، اصلاً =0) ضرب شده است که نمره آن بین 0 تا 4 به‌دست می­آید.

باتوجه به هم ­پوشی شبکه­های چهارگانه خانوادگی، خویشاوندی، دوستی و هم­محلی و نیز از آنجا که یک فرد می­تواند بیش از یک (حتی چهار) نوع از این شبکه­ها را داشته باشد، بیشترین نمره­ای که فرد از هر یک از شبکه­ها نسبت به نمره مجموع آن شبکه به‌دست می­آورد، به آن شبکه تعلق می­گیرد.

اندازه شبکه مهاجر­: به ­لحاظ نظری، با حاصل ­جمع نمره­های شبکه­های چهارگانه، اندازه شبکه مهاجر سنجیده می­شود که نمره­ای بین 0 الی 32 است. البته این برای زمانی است که فرد همه حالت­های خویشاوندی و آشنایی را در مقصد داشته ­باشد. ولی مسلّم است تعداد کمی مهاجر پیدا خواهد شد که قبل از مهاجرتش یک چنین شبکه گسترده­ای داشته ­باشد. با توجه به اهمیت این شاخص در رابطه­های آماری، از روی درصد تجمعی از تقسیم­بندی استفاده ­شده که بتوان تعداد نمونه کافی در داخل طبقات اندازه شبکه (نمره­های 1 و 2 = شبکه کوچک، نمره بین 3 - 5 = شبکه متوسط، نمره بین 6 - 11= شبکه بزرگ) قرار داد.

 

انواع شبکه­های مهاجر از استان آذربایجان شرقی به مقصد استان تهران

شبکه­های مهاجر باتوجه به نوع مهاجرت (داخلی و بین­المللی) و هم ­چنین جهت مهاجرت­ها (با مقصد و مبدأ تفکیک شده برحسب مرزهای سیاسی و جغرافیایی، همانند مهاجرت­های استان به استان، روستا به شهر و غیره) می­تواند مؤلفه­های روابط هم­ملّیتی، هم­نژادی، هم­قارّه­ای، هم­کشوری، هم­قومیتی، هم­زبانی، هم­استانی، هم­ولایتی، هم­صنفی، دوستی، خانوادگی، خویشاوندی و برخی از مجموعه روابط مشترک دیگر را دربر گیرد. در شبکه مهاجر مورد بررسی در جریان مهاجرت از استان آذربایجان­شرقی به استان تهران، بر مؤلفه­های روابط خانوادگی، خویشاوندی، دوستی و همسایگی و هم­محلی تأکید شده­ است. مجموع این روابط با مهاجر بالقوه در زمان قبل از مهاجرت، ارزیابی نهایی از وجود و نوع شبکه مهاجر را شامل می­شود.

از 530 مهاجر 14% (74 نفر) بدون وجود هیچ فامیل، دوست و آشنایی در مقصد انتخابی، اقدام به مهاجرت کرده­اند. با محاسبه شاخص شبکه مهاجر و اهمیت میزان ارتباطات با اعضای شبکه در این محاسبه، افراد بدون شبکه به 6/20% (109 نفر) افزایش می­یابد. در نتیجه، نزدیک 80% (421 نفر) مهاجران دارای شبکه مهاجرتی قبل از مهاجرت بودند. در این میان شبکه خویشاوندی بیشترین درصد را داشته (حدود 38%) و بعد از آن به ­ترتیب شبکه­های خانوادگی، دوستی و هم­محلی قرار دارند.

 

نمودار1. توزیع نسبی پاسخ‌گویان برحسب تعلق شبکه­ای و نوع شبکه مهاجرتی

 در جدول 1 فراوانی و توزیع نسبی مؤلفه­ها و گویه­های تشکیل­ دهنده شبکه مهاجر فرد آذربایجانی در زمان قبل از مهاجرتش به استان تهران آورده می­شود. در زمینه اعضاء خانواده، مهاجران عنوان کرده­اند قبل از مهاجرت­شان نامزد، پدر و مادر، فرزند و برادر و خواهر در مقصدهای انتخابی داشتند که بیشترین فراوانی به داشتن فرزند و برادر و خواهر برمی­گردد. آن‌هایی که عضوی از اعضای خانواده در مقصدهای بالقوه داشتند، همه­شان معتقدند میزان رفت و آمدشان با آن‌ها در سطح زیاد بوده ­است. این رفت­ و آمدها نقش مؤثری در افزایش اندازه شبکه مهاجرتی فرد پاسخ‌گو دارد.

پاسخ‌گویانی که از شبکه خویشاوندی برخوردارند، بیشترین شبکه­شان ازطریق عمو، دایی، عمه و خاله و فرزندان آن‌ها ایجاد شده است. از نکات حائز اهمیت می­توان به برقراری شبکه مهاجرتی ازطریق والدین و فامیل­های همسر، فامیل­های دور و نیز شبکه­ بین نسل اولی­ها (پدر بزرگ و مادر بزرگ) و نسل سومی­ها (نوه و نتیجه) اشاره­ کرد. این امر گستردگی شبکه­های خویشاوندی مهاجران بالقوه را در مقصدهای انتخابی نشان می­دهد. در برقراری روابط فامیلی (میزان رفت و آمد)، بیشترین روابط بین مهاجران بالقوه با پدر بزرگ و مادر بزرگ­ها صورت گرفته ­است. بعد از آن روابط با والدین همسر و نیز برادر و خواهرزاده­ها بیشترین شدت را دارند و روابط با فامیل­های دور از شدت کمتری نسبت به سایر فامیل­ها برخوردار است.

از داده­های جدول 1 می­توان به‌اهمیت مقوله ازدواج و نقش روابط و پیوندهای اجتماعی حاصل از آن در جابجایی مردان بالغ (و اکثراً سرپرست خانوار) اشاره ­کرد. گرچه در برخی از مطالعات به‌اهمیت مقوله ازدواج در مهاجرت زنان اشاره شده ­است (لی‏آنگ[37]، 2001؛ دونگ و همکاران[38]، 2005؛ ندلوژک و آقاجانیان[39]، 2009؛ مرکز آمار ایران، 1382)، ولی در این‌جا ملاحظه می­کنیم در مهاجرت مردان نیز می­تواند نقش اساسی داشته ­باشد که هم ازطریق همسرگزینی و هم پیوند با فامیل­های همسر این جابه‌جایی جمعیتی صورت خواهد گرفت.

علاوه­بر شبکه­های خانوادگی و خویشاوندی (نسبی و سببی)، شبکه­های غیرخویشاوندی نیز در به‌وجود آمدن شبکه­های مهاجر از استان آذربایجان­شرقی به استان تهران مهم ­است. حدود 13% پاسخ‌گویان بیان داشتند قبل از مهاجرت­شان به استان تهران، دوستان و هم­محلی(ولایتی)­هایی را در مقصد انتخابی داشته­اند که میانگین تعداد 8/2 برای دوست و 3/2 برای هم­محلی به‌دست آمده است. این تفاوت میانگین در سطح ارتباط تأثیرگذار بوده ­است، به‌طوری‌که میزان رفت ­و آمد مهاجر بالقوه با دوستان به ­نسبت قوی­تر از هم­محلی­هایشان ­است.

 

جدول1. فراوانی و توزیع نسبی شبکه مهاجر پاسخ‌گویان در زمان قبل از مهاجرت به استان تهران

به­تفکیک مؤلفه­ها و گویه­های تشکیل دهنده آن

میزان رفت و آمد %

تعداد

 

میزان رفت و آمد %

تعداد

 

شبکه

اصلاً

تاحدودی

زیاد

اصلاً

تا حدودی

زیاد

0.0

0.0

0.100

24

پدر و مادر

0.0

0.0

0.100

25

همسر (نامزد)

خانوادگی

0.0

0.0

0.100

35

برادر و خواهر

0.0

0.0

0.100

44

فرزند (ان)

0.0

0.0

0.100

3

نوه­ و نتیجه

0.0

0.0

0.100

39

پدر(مادر) بزرگ

خویشاوندی

0.0

14.0

86.0

35

والدین همسر

0.0

0.45

0.55

51

برادر (خواهر) زاده

13.0

49.0

38.0

45

فامیل­های­ همسر

0.16

0.36

0.48

103

عمو/ دایی­(زاده)

32.0

52.0

16.0

71

فامیل­های ­دور

21.5

0.23

55.5

108

عمه/خاله (زاده)

سه دوست و بیشتر: 0/64             میانگین:  8/2 

0.0

43.5

56.5

69

داشتن دوست

دوستی

سه هم­محلی و بیشتر: 0/37           میانگین:  3/2 

10.5

0.61

28.5

66

داشتن

هم­محلی

هم­محلی

 

اندازه شبکه­های مهاجر از استان آذربایجان شرقی به مقصد استان تهران

حداکثر نمره برای شبکه مهاجران 11 به‌دست آمده­ است. برآورد اندازه شبکه مهاجران با توجه به تقسیم­بندی مورد اشاره در قسمت سنجش مفاهیم، نشان می­دهد مهاجران دارای شبکه مهاجرتی بیشترشان دارای شبکه کوچک بوده و تنها 9% آن‌ها دارای شبکه مهاجرتی بزرگ هستند. این امر نشان می­دهد با وجود تنوع اعضای خانوادگی، خویشاوندی و دوستی و هم­محلی در مقصدهای انتخابی، تنوع فراوانی آن برای مهاجر واحد محدود ­است. تعداد گره­های شبکه مهاجرتی محاسبه شده برای مهاجر در زمان مهاجرت این گفته را تأیید­ می­کند. به‌طوریکه 60% مهاجران بالقوه تنها ازطریق یک گره (در اینجا گره ازطریق وجود حداقل یک عضو خانواده و فامیل و یا یک دوست و هم­محلی سنجیده شده ­است) به مقصد مهاجرتی خود پیوند خورده­اند.

اندازه شبکه مهاجرتی متأثر از انواع شبکه مهاجرتی مورد بحث است که در جدول 2 ملاحظه می­شود. آزمون وی کرامرز نشان می­دهد گونه­های شبکه مهاجرتی تأثیرگذار قوی بر اندازه شبکه مهاجر است. شبکه­های مهاجر خانوادگی در مقایسه با سایر شبکه­های مهاجرتی دارای اندازه بزرگتری بوده و بعد از آن اندازه شبکه دوستی بزرگتر ­است. برعکس، شبکه­های خویشاوندی و هم­محلی از اندازه کوچک­تر برخوردار هستند. این امر نشان می­دهد شدت رفت و آمد مهاجران بالقوه با اعضای خانواده و نیز دوستانشان در مقصدهای انتخابی به­مراتب بیشتر از اعضای خویشاوند و سایر هم­محلی­هایشان بوده ­است. با وجود دامنه گسترده شبکه خویشاوندی، ملاحظه می­شود اندازه (شدت) کمتری را نسبت به شبکه­های خانوادگی و دوستی دارد.

 

جدول2. توزیع نسبی اندازه شبکه مهاجران به‏تفکیک گونه­های شبکه مهاجر

اندازه شبکه

گونه­های شبکه %

خانوادگی

خویشاوندی

دوستی

هم­محلی

کوچک

2/22

0/80

7/40

5/81

متوسط

1/49

5/17

9/55

5/18

بزرگ

7/28

5/2

4/3

0/0

تعداد

108

200

59

54

Cramer's V= 0.59              P > 0.001

 

مبدأ مهاجران و وجود، نوع و اندازه شبکه­های مهاجرتی

وجود شبکه، نوع و اندازه آن می­تواند تحت تأثیر شهرستان­های مبدأ مهاجران و نیز شهر و روستا بودن خاستگاه آن‌ها قرارگیرد. این امر در جدول3 مورد بررسی قرار گرفته ­است. باتوجه به غلبه تعداد مهاجران شهرستان­های سراب، میانه و هشترود در مقصدهای منتخب (شهرستان­های اسلام­شهر، رباط­کریم و شهریار)، ملاحظه می­شود مهاجران از این سه شهرستان 58% نمونه آماری را شامل می­شود. بقیه مهاجران مبدأهایی از شهرستان­های تبریز، مراغه، مرند، بستان­آباد، اهر و کلیبر دارند که هرکدام به‌طور متوسط نزدیک 7% نمونه آماری را شامل می­شود. این تفاوت آشکار در فراوانی مهاجران سه شهرستان سراب، میانه و هشترود با سایر شهرستان­های آذربایجان­شرقی می­تواند در تعلق شبکه­ای، نوع شبکه و اندازه شبکه نیز نمود پیدا کند. نزدیک 90% مهاجران با مبدأ سراب، میانه و هشترود قبل از مهاجرت­ به استان تهران دارای شبکه مهاجرتی بودند، درحالی‌که برای سایر شهرستان­ها به زیر 70% می­رسد. این تفاوت درصدها از لحاظ آماری معنی­دار است. در نوع شبکه­های مهاجر سه شهرستان سراب، میانه و هشترود نیز با سایر شهرستان­های استان آذربایجان­شرقی تفاوت­ معنی­داری وجود دارد. در سه شهرستان ذکر شده بیشترین درصد (بالای 80%) برای شبکه­های خانواده و خویشاوندی به‌دست آمده ­است، درحالی‌که برای سایر شهرستان­های آذربایجان­شرقی درصدهای شبکه­های خانوادگی و خویشاوندی نزدیکی بیشتری با درصدهای شبکه­های دوستی و هم­محلی دارند. نکته قبل توجه مهاجران از شهرستان کلیبر است. با وجود این‌که بیشترشان (66%) در زمان مهاجرت به استان تهران شبکه مهاجرتی نداشتند، ولی افراد دارای شبکه (15 نفر)، هم شبکه بزرگتری را نسبت به مهاجران سایر شهرستان­ها داشتند و هم این‌که از شبکه­های خانوادگی و هم­محلی بزرگتری برخوردار بودند.

مهاجران از شهرستان­های سراب و کلیبر با داشتن میانگین اندازه شبکه 3، بزرگ­ترین  شبکه مهاجرتی را نسبت به مهاجران سایر شهرستان­های آذربایجان­شرقی دارند. با وجود تفاوت میانگین اندازه شبکه مهاجرتی در بین مهاجران شهرستان­های مختلف، چون این تفاوت میانگین در دامنه تغییرات یک الی 11 نمره­ای چندان چشمگیر نیست، بنابراین در تحلیل واریانس یک ­طرفه (آزمون F) معنی­دار به‌دست نیآمده است. با دسته­بندی اندازه شبکه مهاجرتی در تعداد طبقات کمتر (کوچک، متوسط و بزرگ) باز هم ملاحظه می­شود رابطه آن با شهرستان مبدأ مهاجرت در سطح 05/0 معنی­دار نمی­باشد.

از فرض­های تحقیق این است روستا و شهر بودن مبدأ مهاجران می­تواند در وجوه مختلف شبکه مهاجرتی آنان مؤثر باشد که در جدول3 مورد تأیید قرار نمی­گیرد. این امر بیشتر به شباهت و همگنی دو گروه از مهاجران روستایی و شهری در ویژگی­های اقتصادی و اجتماعی آنان برمی­گردد. بیشتر شهرنشین­های آذربایجان­شرقی تعلق­های روستایی داشته و این امر در مهاجران از نقاط شهری استان نیز دیده می­شود. به‌عنوان نمونه، 12% مهاجران از نقاط شهری شغل­شان را در زمان قبل از مهاجرت باغ‌داری گزارش کرده­اند، مشاغل زراعت و دامداری نیز در بین آن‌ها دیده می­شود. این همانندی‌های اقتصادی و اجتماعی مهاجران روستایی و شهری موجب گردیده تا این ویژگی جمعیتی- ساختاری تعیین­کننده معنی­داری در شکل­گیری شبکه مهاجرتی آن‌ها نباشد.

جدول3. توزیع نسبی مهاجران برحسب داشتن­، نوع و اندازه شبکه مهاجر به­تفکیک شهرستان

و روستا/ شهر بودن مبدأ

مبدأ(%):

سراب

میانه

هشترود

تبریز

مراغه

مرند

بستان­آباد

اهر

کلیبر

شهر

روستا

تعداد

108

115

85

48

39

32

34

35

34

226

304

دارای ­شبکه: بلی

0/93

0/89

0/85

0/75

0/69

0/69

0/68

0/68

0/44

0/80

7/80

آزمون:

Cramer's V= 0.33                 P > 0.001

P < 0. 05

نوع شبکه

خانوادگی

0/32

0/24

0/29

0/8

5/29

0/9

0/13

0/33

0/47

0/26

0/25

خویشاوندی

0/52

0/63

0/50

0/42

5/29

0/41

0/39

0/25

0/7

0/47

0/48

دوستی

0/9

0/5

5/12

0/25

0/19

5/36

5/30

0/21

0/13

0/17

0/12

محلی

0/7

0/8

5/8

0/25

0/22

5/13

5/17

0/21

0/33

0/10

0/15

آزمون:

Cramer's V= 0.24                 P > 0.001

P < 0. 05

اندازه شبکه

کوچک

0/58

8/61

9/63

1/61

7/66

0/50

0/61

0/54

7/46

0/58

2/61

متوسط

0/26

4/29

8/27

1/36

6/29

0/50

0/35

8/41

3/33

0/33

8/29

بزرگ

0/16

8/8

3/8

8/2

7/3

0/0

0/4

2/4

0/20

0/9

0/9

میانگین

1/3

8/2

6/2

6/2

7/2

8/2

4/2

8/2

0/3

78/2

82/2

آزمون:

Cramer's V= 0.16     P < 0. 05           F= 0.63    P < 0. 05 

P < 0. 05

 

سن در زمان مهاجرت و وجود، نوع و اندازه شبکه­های مهاجرتی

در منابع جمعیت­شناسی مهاجرت (گایل‏موتو[40]، 1998؛ ‏لونگ[41]، 1992؛ دتانگ-­دسندر[42] و همکاران، 2002) بر نقش و اهمیت سن افراد در تصمیم­گیری مهاجرت آن‌ها اشاره شده­ است. این متغیر جمعیتی در تحلیل شبکه­ای مهاجرت نیز اهمیت زیادی دارد. افراد با دوره­های سنی متفاوت، تعلق و پیوندهای متفاوتی را در جوامع مقصد می­توانند داشته­ باشند. در جدول 4 ملاحظه می­شود بیشترین درصد مهاجران دارای شبکه مهاجرتی برای افراد 40 ساله به بالا در زمان مهاجرت به­ دست آمده است. این درصد برای مهاجران 29-21 ساله نیز بیشتر از گروه سنی بزرگتر از آن‌هاست. این امر اتکاء مهاجران جوان و پا به سن گذاشته به شبکه­های مهاجر را نسبت به مهاجران میان­سال 39-30 ساله به ­خوبی نشان می­دهد. پس می­توان یادآور شد، استقلال در تصمیم­گیری به مهاجرت در بین 39-30 ساله­ها به­ مراتب بیشتر از مهاجران دیگر گروه­های سنی مورد مطالعه است. 

افراد دوره­های سنی مورد مطالعه دارای شبکه مهاجرتی متفاوت هستند. جوانان 29-21 ساله به‌­دلیل وابستگی­های خانوادگی (ازجمله نامزد و خانواده همسر) و ارتباط بیشتر با هم­سالان در مقصد، بیشترین درصد شبکه­های خانوادگی و دوستی را نسبت به سایر گروه­های سنی دارند. درمقابل، برای مهاجران بالقوه 40 سال به بالا، شبکه خویشاوندی بیشترین درصد را نسبت به دو گروه سنی داشته و برای 39-30 ساله­ها، در کنار شبکه­ خویشاوندی شبکه­ هم­محلی نیز درصد قابل توجهی دارد. این امر نشان می­دهد مهاجران بالقوه در دوره­های سنی خاص، تعلق­های (وابستگی) متفاوتی به یکی از شبکه­های مهاجرتی مورد مطالعه پیدا می­کنند.

از لحاظ اندازه شبکه، به­ترتیب گروه­های سنی 29-21 ساله، 40 ساله به بالا و 39-30 ساله بیشترین میانگین اندازه شبکه و نیز بیشترین درصد را برای شبکه­های مهاجر بزرگ دارند و در شبکه­های کوچک، درصد به‌دست آمده برای مهاجران 29-21 ساله خیلی کمتر از دو طبقه سنی دیگر است. پس، در وابستگی به شبکه­های مهاجر بزرگ، جوانان درصد بیشتری را نسبت به گروه­های سنی بزرگتر دارند. مقدار همبستگی آزمون پیرسون[43] (18/0-) که بر روی داده­های کمّی دو متغیر انجام گرفته است، همبسته بودن معکوس اندازه شبکه­های مهاجر به سن مهاجران بالقوه را در سطح معنی­داری 05/0 نشان می­دهد.

 

جدول4. توزیع نسبی مهاجران برحسب داشتن­، نوع و اندازه شبکه مهاجر به­تفکیک سن در زمان مهاجرت

سن:

دارای­شبکه:

نوع شبکه

اندازه شبکه

بلی

خانوادگی

خویشاوندی

دوستی

محلی

کوچک

متوسط

بزرگ

29-21

0/82

0/32

0/36

0/18

0/14

0/47

0/41

0/12

39-30

0/74

0/21

0/52

0/12

0/15

0/71

5/22

5/6

40 ≤

0/93

0/16

0/73

0/5

0/6

5/72

5/19

0/8

Cramer's V= 0.18  P > 0. 05

Cramer's V= 0.23     P > 0. 001

Cramer's V= 0.19

     P > 0. 001

 

تعیین­ کننده­های داشتن شبکه مهاجرتی در زمان مهاجرت

علاوه­بر متغیرهای آورده ­شده در روابط دو متغیره (شهرستان مبدأ، شهر و روستا بودن مبدأ و سن مهاجران)، اثرگذاری متغیرهای سطح توسعه مبدأ، دوره مهاجرت، وضع مالی، سطح تحصیلات، وضع زناشویی و اشتغال بر داشتن شبکه ­مهاجرتی (وجود شبکه مهاجرتی= 1) در مقصد مهاجران ازطریق رگرسیون لوجستیک دو وجهی سنجیده شده ­است. با توجه به معنی­داری متغیرهای وارد شده در رگرسیون، شش مدل برآورد شده ­است که متغیرهای سطح توسعه مبدأ، روستا و شهر بودن مبدأ و دوره مهاجرت وارد مدل­های رگرسیونی نشده­اند.

مهمترین متغیر پیش­بیبنی­ کننده تغییرات داشتن شبکه مهاجرتی، شهرستان مبدأ مهاجر است. این متغیر 14% از تغییرات مجموع واریانس متغیر وابسته (39%) را تبیین می­کند. احتمال داشتن شبکه مهاجرتی برای مهاجران از شهرستان­های سراب، میانه و هشترود نسبت به سایر شهرستان­های استان آذربایجان شرقی (تبریز، مراغه، مرند، بستان آباد، اهر و کلیبر) بیشتر است. وجود بیشتر شبکه مهاجرتی با جهت مبدأ شهرستان­های سراب، میانه و هشترود و مقصد شهرستان­های منتخب استان ­تهران (رباط­کریم، شهریار و اسلام­شهر)، تکرارپذیری مهاجرت بین این دو منطقه جغرافیایی را تقویت می­کند. تأثیرپذیری وجود شبکه مهاجرتی از شهرستان مبدأ به گونه­ای است که با کنترل اثر سایر متغیرهای مستقل تحقیق، بر نسبت بخت­های آن در مدل­های بعدی افزوده می­شود. در مدل نهایی احتمال داشتن شبکه مهاجرتی برای مهاجران از شهرستان­های سراب هفت و نیم برابر، میانه پنج برابر و هشترود چهار برابر بیشتر از مهاجران با مبدأ مهاجرتی سایر شهرستان­های آذربایجان­شرقی است.

فرض می­شود که احتمال داشتن شبکه مهاجرتی و متکی بودن به آن در زمان قبل از مهاجرت، از وضع اقتصادی و اجتماعی افراد تأثیرپذیر است. در تبیین مجموع واریانس احتمال داشتن شبکه مهاجرتی، اثرگذاری متغیرهای وضع مالی، تحصیلات و وضع اشتغال مهاجران معنی­دار بوده و در مقایسه با یکدیگر به­ ترتیب بیشترین قدرت تبیین ­کنندگی را دارند. کسانی‌که وضع مالی (خود اظهاری) ضعیف و متوسط در زمان مهاجرت داشتند نسبت به افراد دارای وضع مالی خوب، احتمال داشتن سطح شبکه مهاجرتی قبل از مهاجرت در مقصد بیشتر بوده­ است. در ردیف وضع و سطوح تحصیلی، مهاجران بی­سواد و دارای تحصیلات ابتدایی و نهضت نسبت به مهاجران دارای تحصیلات دانشگاهی احتمال بیشتری دارد که از شبکه مهاجرتی برخوردار باشند. در مدل پنجم، احتمال داشتن شبکه مهاجرتی توسط مهاجران بی­سواد نزدیک شش برابر و مهاجران دارای تحصیلات ابتدایی و نهضت چهار برابر بیشتر از مهاجران دارای تحصیلات دانشگاهی است. در این زمینه، تفاوت معنی­داری بین مهاجران دارای سطوح تحصیلی راهنمایی و متوسطه با دانشگاهی مشاهده نشد. پیگیری احتمال وجود شبکه مهاجرتی در مقوله­های وضع اشتغال نشان می­دهد تنها وضعیت طبقه کشاورز متفاوت­تر (در سطح معنی­داری 05/0) از سایر طبقات است. با مرجع قرار دادن طبقه کارمند، ملاحظه می­شود مهاجرانی که در مبدأهای خود به شغل­های زراعت، دام‌داری و باغ‌داری مشغول بودند نسبت به همتاهای کارمند، احتمال بسیار کمی دارد در مقصد انتخابی شبکه مهاجرتی داشته باشند. باتوجه به ماهیت شغلی کارمندان، کارگر و راننده­ها، این احتمال وجود دارد که الزامات شغلی­ آنان را در معرض نقل و انتقال­های شغلی و مسافرتی بیشتری نسبت به کشاورزان قرار ­دهد. گسترش دامنه ارتباطات، خود موجب شکل­گیری و تشدید شبکه­های اجتماعی با مناطق دیگر (مقصدهای احتمالی) خواهد شد که در تحقیق حاضر این امر به احتمال زیاد، وجود شبکه مهاجرتی بیشتر را برای آنان موجب شده ­است.

وضع تأهل و سن از متغیرهای جمعیتی مهم هستند که وارد مدل­های رگرسیون شده­­اند. با توجه به تأثیرپذیری گستره ارتباطات افراد از وضع زناشویی آنان، وضع شبکه مهاجرت متفاوتی بین دو گروه مهاجر مجرد و متأهل مشاهده می­شود. مهاجران بالای 20 سال که در زمان مهاجرت مجرد بودند، احتمال داشتن شبکه مهاجرتی توسط آنان به ­مراتب پایین­تر از مهاجران متأهل است. در کنار وضع تأهل، این‌که مهاجران در چه مقطعی از دوران زندگی خود اقدام به مهاجرت کرده­اند، در داشتن شبکه مهاجرتی مؤثر است. با تقسیم­بندی مقطع­های سنی مهاجران به دوره­های جوانی (29- 21 سالگی)، میان­سالی (39-30 سالگی) و 40 سالگی و بیشتر، ملاحظه می­شود میان­­سالان شبکه مهاجرتی کمتری را نسبت به دیگر طبقات سنی دارند. پس، احتمال داشتن شبکه­ مهاجرتی توسط مهاجران بالقوه جوان و نیز پا به سن گذاشته به­ مراتب بیشتر از مهاجران میان ­سال 39-30 ساله است. مطابق با نتایج آزمون دو متغیره مربوط به ارزیابی روابط آماری بین سن در زمان مهاجرت و داشتن شبکه مهاجرتی در مقصد، در این‌جا هم می­توان تأکید کرد جوانان و پا به سن گذاشته­ها وابستگی بیشتری را به شبکه­های مهاجرت در جابجایی مکانی خود از آذربایجان­شرقی به استان تهران داشته­اند. 

 

جدول5. پیش­بینی کننده­های احتمال وجود شبکه مهاجرتی برای مهاجران استان آذربایجان­شرقی

در زمان مهاجرت به استان تهران

متغیرها

مقوله‌ها

نسبت بخت­ها  (Exp(B))

مدل1

مدل2

مدل3

مدل4

مدل5

مدل6

شهرستان

مبدأ

سراب

میانه

هشترود

سایر شهرستان­ها (مرجع)

**5/6

**9/3

**0/3

 

**8/6

**5/4

**0/3

 

**3/6

**3/4

**3/3

**7/6

**5/4

**3/3

**3/7

**0/5

**7/3

**4/7

**0/5

**9/3

وضع مالی

ضعیف

متوسط

خوب (مرجع)

 

 

**2/4

**3/2

**2/4

**5/2

**7/4

**6/2

**7/4

**6/2

**9/5

**2/3

سطح

تحصیلات

بی­سواد

ابتدایی و نهضت

راهنمایی و متوسطه

دانشگاهی (مرجع)

 

 

*0/3

**0/3

0/1

*0/3

**1/3

0/1

**6/3

**0/3

1/1

**8/5

**3/4

8/1

وضع تأهل

مجرد

متأهل (مرجع)

 

 

 

**46/0

**32/0

**3/0

سن

29- 21

39- 30

40 ≤  (مرجع)

 

 

 

 

 

 

81/0

*3/0

84/0

*27/0

اشتغال

بیکار

کشاورز

کارگر و راننده

کارمند (مرجع)

 

 

 

 

 

35/0

*32/0

83/0

Chi-square

**44

**71

**89

**96

**112

**122

-2 log likelihood

482

455

436

429

413

403

Nagelkerke R Square

14/0

22/0

28/0

31/0

35/0

39/0

Percentage Correct

2/79

8/78

7/80

0/81

5/83

5/82

         **. معنی­داری در سطح 001/0> P      *. معنی­داری در سطح 05/0> P > 01/0       

 

تعیین­ کننده­های اندازه شبکه مهاجرتی در زمان مهاجرت

در این قسمت، سوال این است "کدام متغیرهای مستقل در تغییرات اندازه شبکه مهاجرتی مؤثرند؟" برای جواب به این سوال از رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. با فرض روابط غیرخطی متغیرهای مستقل دارای سطح سنجش فاصله­ای (دوره مهاجرت و سن در زمان مهاجرت) با متغیر وابسته شبه فاصله­ای (اندازه شبکه)، آن‌ها هم در قالب متغیرهای کیفی وارد مدل رگرسیون شده­اند. بنابراین، متغیرهای مستقل شهرستان مبدأ، سطح توسعه­یافتگی مبدأ، شهر و روستا بودن مبدأ، وضع تأهل، سن، تحصیلات، اشتغال و وضع مالی در زمان مهاجرت و نیز دوره مهاجرت، در قالب متغیرهای تصنعی و به تعداد یکی کمتر از تعداد مقوله­های متغیرهای مستقل (جمعاً 19 متغیر) وارد مدل رگرسیون شده­اند. سطح معنی­داری آماره برازش مدل رگرسیون (ضریب F) نشان می­دهد متغیرهای مستقل وارد شده در مدل متغیرهای مناسبی جهت تبیین تغییرات اندازه شبکه مهاجرتی هستند. البته توجه به این نکته لازم است، میزان این تبیین رقم خیلی کوچک بوده و ضریب تعیین تعدیل شده[44] نشان می­دهد 8% از تغییرات اندازه شبکه مهاجرتی توسط متغیرهای مستقل وارد شده در مدل تبیین می­گردد.

مدل­های دوگانه رگرسیون نشان می­دهد تنها دو متغیر در تغییرات اندازه شبکه مهاجرتی مؤثرند. اندازه ضریب همبستگی چندگانه (29/0) نشان از همبستگی متوسط بین متغیرهای موجود در معادله نهائی رگرسیون است. با توجه به مقادیر ضرایب رگرسیونی (B)، متغیرهای تأثیرگذار بر اندازه شبکه مهاجرتی را می‏توان به صورت معادله ذیل نوشت:

= اندازه شبکه مهاجرتی

.e +(مهاجران دارای تحصیلات دانشگاهی) 62/0- (مهاجران 29-21 ساله) 8/0 + 5/2

 

جدول6. پیش­بینی کننده­های اندازه شبکه مهاجرتی مهاجران استان آذربایجان­شرقی در زمان مهاجرت به استان تهران

شرح

مدل اول

مدل دوم

B

Beta

t

B

Beta

t

مقدار ثابت

4/2

-

**1/20

5/2

-

**4/20

سن در زمان مهاجرت= 29-21

77/0

21/0

**4/4

8/0

22/0

**7/4

تحصیلات در زمان مهاجرت= دانشگاهی

 

 

 

62/0-

11/0-

*4/2-

ضریب همبستگی (R)

ضریب تعیین تعدیل یافته (R2Ad)

ضریب F

25/0

06/0

**0/19

29/0

08/0

**5/12

 **. معنی­داری روابط در سطح 001/0> P    *. معنی­داری روابط در سطح 05/0> P > 01/0  

 

متغیرهای وارد شده به مدل نهایی را می­توان برحسب نسبت وابستگی مهاجران به شبکه­های مهاجرتی تبیین نمود. اولین و مهمترین متغیر معادله برمی­گردد به وضعیت جوان بودن مهاجران در زمان مهاجرت که نسبت به میان­سالان و سال‌خوردگان (افراد 30 سال به بالا) دارای سطح شبکه مهاجرتی بزرگتر هستند. این متغیر 6% از تغییرات اندازه شبکه مهاجرتی را تبییین می­کند. مهاجران جوان به ­دلیل نیازهای مالی و عاطفی بیشتر، در اثر وجود سطح شبکه مهاجرتی بزرگتر دست به مهاجرت می­زنند. دومین متغیر وارد شده در معادله، داشتن تحصیلات دانشگاهی در زمان مهاجرت است. با توجه به ضرایب رگرسیون، مهاجران دارای تحصیلات دانشگاهی نسبت به مهاجران بی­سواد و سایر سطوح تحصیلی از اندازه شبکه مهاجرتی کوچکتری برخوردارند. این امر نشان
می­دهد افراد دارای تحصیلات دانشگاهی به ­دلیل داشتن گزینه­های دیگری غیر از شبکه­های مهاجر، وابستگی کمتری به اندازه شبکه مهاجرتی (شبکه­های بزرگتر) در زمان مهاجرت دارند. 

تأثیر معنی­دار تعداد متغیرهای کمتر (دو متغیر از 19 متغیر) در تبیین اندازه شبکه مهاجرتی، به میزان تغییرات این متغیر (وابسته) در میان پاسخ‌گویان برمی­گردد. در نمودار 2 ملاحظه گردید این متغیر واریانس کمتری در میان پاسخ‌گویان دارد و اغلب آن‌ها شبکه مهاجرتی کوچکتری دارند، به‌طوریکه 60% تنها از طریق یک گره به شبکه مهاجرتی پیوند خورده­اند.

نتیجه­گیری

شبکه­های اجتماعی مهاجران استان آذربایجان­شرقی در شهرستان­های منتخب استان تهران بیشتر از نوع خانوادگی و خویشاوندی است. بانرجی (1983) مهاجرت خانوادگی را یکی از ابعاد مهم مهاجرت زنجیره­ای قلمداد نموده ­است که ازطریق آن اعضای خانواده در مراحلی تدریجی و بطئی از مبدأ به مقصد جابجا می­شوند. به­ لحاظ فراوانی نسبت­های آورده شده در شبکه­ها، در شبکه خانوادگی بیشترین تعداد به فرزند و برادر و خواهر و در شبکه خویشاوندی به عمو، دایی، عمه و خاله و فرزندان آن‌ها اختصاص دارد. در مطالعات پیشین (چلدین، 1973؛ لیندسترم[45]، 1997؛ راینر و سیدلر[46]، 2008؛ والکر[47]، 2010) نیز مشخص شده با توجه به تنوع مهاجران و جوامع آماری مورد بررسی، نوع خاصی از شبکه­های اجتماعی مهاجر در مطالعات غلبه دارد. تسلط هریک از شبکه­های اجتماعی در جوامع به ارزش­ها، سنت­ها و آداب و رسوم حاکم بر آن جامعه برمی­گردد. در جامعه ایران و بخصوص استان آذربایجان­شرقی، باتوجه به جایگاه برتر نظام خانواده و روابط خویشاوندی در کنش­های بین فردی، درصدهای به دست آمده برای نوع شبکه­های اجتماعی مهاجران دور از انتظار نبود. 

گونه­شناسی­ مهاجران از لحاظ نوع شبکه­های اجتماعی نشان از برجسته بودن این گونه­ها برحسب شهرستان مبدأ و سن مهاجران در زمان مهاجرت است. تمرکز بر روی شهرستان مبدأ نشان می­دهد در شبکه­های خانوادگی شهرستان­های کلیبر، اهر و سراب، در شبکه­های خویشاوندی شهرستان­های میانه، سراب و هشترود، در شبکه­های دوستی شهرستان­های مرند، بستان­آباد و تبریز و در شبکه­های هم­محلی شهرستان­های کلیبر، تبریز، مراغه و اهر قابل توجه هستند. با توجه به ارتباطات و روابط اجتماعی و در نتیجه آن تعلق اجتماعی که در مقطع­های مختلف سنی افراد به‌وجود می­آید، در دوره­های سنی مهاجران می­توان به اهمیت شبکه­های اجتماعی خاصی اشاره ­نمود. شبکه­های خانوادگی برای مهاجران جوان، شبکه­های خویشاوندی برای مهاجران 40 سال به بالا، شبکه­های دوستی برای جوانان و شبکه­های هم­محلی برای میان­سالان 39-30 ساله و جوانان بیشترین اهمیت را دارد. مهاجران به اقتضاء سنشان و به امید این نوع شبکه­های اجتماعی متنوع است که بیشتر راهی محیط جغرافیایی به  نسبت دور از مبدأشان می­شوند.

انواع شبکه­های اجتماعی مهاجران دارای اندازه­های متفاوتی هستند. با توجه به روابط نظری و انواع نسبت­های در نظر گرفته شده در محاسبه شبکه­های اجتماعی مهاجران، اندازه شبکه­های اجتماعی مهاجران نسبتاً کوچک به‌دست آمده است. به‌طوری‌که 60% مهاجران صرفاً از طریق یک نسبت خویشاوندی و آشنایی (همان گره) به شبکه اجتماعی در مقصد ملحق شده­اند. این اندازه شبکه­های مهاجرتی شدیداً متأثر از نوع شبکه­های اجتماعی مهاجران است. شبکه­ خانوادگی دارای اندازه نسبتاً بزرگ­تری بوده و بعد به­ترتیب شبکه­های دوستی، خویشاوندی و هم­محلی قرار
می­گیرند. این امر شدت روابط (رفت و آمد) بین اعضای شبکه­های اجتماعی مهاجران را نشان
می­دهد. بطوریکه میزان رفت و آمد مهاجر بالقوه با اعضای خانواده و هم­چنین دوستانش در مقصد احتمالی بیشتر از خویشاوندان و هم­محلی­هایش بوده ­است.

با وجود همبسته بودن اندازه شبکه مهاجرتی به نوع شبکه­های مهاجر، اندازه شبکه­های مهاجر تبیین­کننده­های کمتری را به خود اختصاص داده ­است. این امر نشان می­دهد با وجود این‌که اکثر مهاجران آذربایجان شرقی در استان تهران دارای شبکه­های اجتماعی هستند، ولی اندازه شبکه­های مهاجرتی در بین مهاجران تقریباً به یک اندازه است. مهاجران جوان با دارا بودن شبکه­های نسبتاً بزرگ و مهاجران دارای تحصیلات دانشگاهی با داشتن شبکه­های خیلی ­کوچک توانسته­اند تنها درصد کمتری از تغییرات اندازه شبکه مهاجرتی را تبیین نمایند. این روابط نشان می­دهد مهاجران از لحاظ نیازهای مالی- عاطفی- اطلاعاتی هر چقدر افراد ضعیف و وابسته­ای باشند، جهت جابه‌جایی خود به منطقه دورتر مجبور هستند از شبکه­های مهاجرتی بزرگ­تر استفاده نمایند.

همه بحث­های مربوط به نوع شبکه­های اجتماعی مهاجران و اندازه شبکه­های اجتماعی در نتیجه وجود شبکه مهاجرت مصداق پیدا­ می­کند. ملاحظه­ گردید اکثر مهاجران در زمان قبل از مهاجرت­شان خویشاوند و آشنایی را در مقصدهای بالقوه داشتند. مهمترین عامل تأثیرگذار بر احتمال وجود شبکه­های مهاجر به خود شهرستان مبدأ مهاجران برمی­گردد، به‌طوری‌که احتمال وجود آن برای مهاجران بالقوه از شهرستان­های سراب، میانه و هشترود بسیار بیشتر از مهاجران سایر شهرستان­های استان آذربایجان­شرقی است. علاوه­بر شهرستان مبدأ، مهاجرانی که در زمان مهاجرت بی­سواد، تحصیلات ابتدایی و نهضت و نیز وضع مالی متوسط به پایین داشتند، احتمال این‌که شبکه مهاجرتی در مقصد داشته­اند بیشتر بوده­ است. همچنین، احتمال داشتن شبکه مهاجرتی برای مهاجران مجرد، میان­سال 39-30 ساله و کشاورز کمتر ­است.

با توجه به گذشته­نگر بودن سوالات مرتبط به سنجش شبکه مهاجرتی و این‌که مهاجرانی به این سوالات جواب داده­اند که بطور متوسط 5/10 سال است در مقصد اقامت داشته­اند، بنابراین نمی­توان از تعداد دقیق خویشاوند و آشنا و نیز فراوانی رفت و آمد و ارتباط مهاجران بر اساس واحدهای زمانی ماه و سال در 10 سال قبل جواب­های مطمئن­تری به‌دست آورد. جهت سنجش دقیق­تر شبکه­های اجتماعی مهاجر و این‌که اندازه شبکه مهاجرتی واریانس آماری قابل قبول­تری داشته باشد، پیشنهاد می­شود مطالعات بعدی برروی مهاجران تازه وارد انجام ­گیرد. این امر مستلزم دستیابی به مهاجران در زمان­های اوایل مهاجرت­شان به مقصدهای انتخابی است. جهت اطلاع و آگاهی لحظه­ای از مهاجران وارد شده و نیز خارج شده، به ­مانند نظام ثبت وقایع حیاتی نیازمند نظام ثبت مهاجرتی همانند کشور چین (وانگ[48]، 1997؛ وانگ و هیوئن[49]، 1998) هستیم.

 

آسایش، حسین (1364)، بررسی مسایل اقتصادی و اجتماعی روستاهای هشترود، تبریز: موسسه تحقیقات اجتماعی و علوم انسانی دانشکده ادبیات تبریز.

استالکر، پیتر (1380)، کار در غربت: پیمایشی در مهاجرت بین­المللی نیروی کار، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران: موسسه کار و تأمین اجتماعی.

بشیری، عباس (1385) بررسی مهاجرت برون منطقه­ای استان آذربایجان­شرقی، پایان نامۀ کارشناسی ارشد علوم اقتصادی، دانشکده علوم انسانی: دانشگاه تربیت­مدرس.

بیک­محمدی، حسن و مجتبی حاتمی (1389) "تحلیل جغرافیایی روند مهاجرت در استان آذربایجان­شرقی (85-1365)"، فصلنامه جغرافیایی آمایش محیط، شماره10: 23-42.

زنجانی، حبیب­الله (1380)، مهاجرت، تهران: سمت.

سرائی، حسن (1372)، مقدمه‏ای بر نمونه‏گیری در تحقیق، تهران: سمت.

فوکویاما، فرانسیس (1379)، پایان‌ نظم: سرمایه اجتماعی و حفظ آن، ترجمه غلامعباس توسلی، تهران: جامعه‌ ایرانیان.

فیلد، جان (1386) سرمایه اجتماعی، ترجمه غلامرضا غفاری و حسین رضایی، تهران: انتشارات کویر.

کلمن، جیمز (1377) بنیادهای نظریه اجتماعی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.

لوی، پل.اس و استنلی لمی­شو (1381) نمونه­گیری: روشها و کاربردها، ترجمه گیتی مختاری امیرمجدی، تهران: پژوهشکده آمار.

محمودیان، حسین، حجیه­بی­بی رازقی­نصرآباد و محمدرضا کارگرشورکی (1388) "زنان مهاجر تحصیل کرده در تهران"، پژوهش زنان، دوره7، شماره­4: 51-70.

مرکز آمار ایران (1382) مهاجرت و شهر نشینی در ایران، تهران: دفتر انتشارات و اطلاع رسانی مرکز.

مرکز آمار ایران، نتایج تفصیلی سرشماری های عمومی نفوس و مسکن 1335 الی 1385.

مرکز پژوهش، سنجش و اسناد ریاست ­جمهوری (1390) اسنادی از مهاجرت داخلی در ایران 1311-1357، تهران: خانه کتاب.

وزارت امور اقتصادی و دارائی (1375)، تاثیر برخی از علل مهاجرت نیروی کار در ایران، تهران: دفتر انتشارات و اطلاع رسانی وزارت.

Banerjee, B. (1983), “Social Networks in the Migration Process: Empirical Evidence on Chain Migration in India.” The Journal of Developing Areas, 17(2): 185-196.

Bocker, A. (1994), “Chain Migration over Legally Closed Borders: Settled Immigrants as Bridgeheads and Gatekeepers.” The Netherlands Journal of Social Sciences, 30(2: 87-106.

Bortoni-Ricardo, S.M. (1985), The Urbanization of Rural Dialect Speakers: A Sociolinguistic Study in Brazil. Cambridge University Press.

Bourdieu, P. (1985), “The Forms of Capital.” in Richardson, J.G. (ed.) Handbook of Theory and Research for the Sociology of Education. New York: Greenwood Press, 241-58.

Boyd, M. (1989), “Family and Personal Networks in International Migration: Recent Developments and New Agendas.” International Migration Review, 23(3): 638-670.

Burt, R. (1992), Structural Holes: The Social Structure of Competition. Harvard University Press.

Choldin, H.M. (1973), “Kinship Networks in the Migration Process.” International Migration Review, 7(2): 163-176.

Curran, S.R., and E. Rivero-Fuentes (2003), “Engendering Migrant Networks: the Case of Mexican Migration.” Demography, 40(2): 289-307.

De­­Jong, G.F., and R.W. Gardner (1981), Migration Decision Making; Multidisciplinary Approaches to Micro­level Studies in Developed and Developing Countries. New York: Pergamon Press.

Detang-Dessendre, C., V. Piguet, B. Schmitt, and M. Rabenoro (2002), “Life Cycle Variability in the Microeconomic Determinants of Urban-Rural Migration.”, Population, 57(1): 31-56.

Duong, L.B., D. Belanger and K. Hong (2005), Transnational Migration, Marriage and Trafficking at the China-Vietnam border. CEPED-CICRED-INED Seminar on Female Deficit in Asia: Trends and Perspectives, Singapore.

Durand, J., and D.S. Massey (1992), “Mexican Migration to the United States: A Critical Review.”Latin American Research Review, 27(2): 3-42.

Garip, F. (2007) From Migrant Social Capital Community Development: A Relational Account of Migration, Remittances and Inequality, Ph.D Thesis, Department of Sociology, Princeton University.

Gomez, R., and E. Santor (2001) “Membership has its Privileges: Social Capital, Neighbourhood Characteristics and the Earnings of Micro-finance Borrowers.” Canadian Journal of Economics, 34(4): 943-966.

Granovetter, M. (1974), Getting a Job: A Study of Contacts and Careers. Harvard University Press.

Guilmoto, C.Z. (1998), “Institutions and Migration: Short-term Versus Long-term Moves in Rural West Africa.”,  population Studies, 52: 85-103.

Guzman, M.G., H. Joseph, and P.M. Orrenius (2004), Accounting for Fluctuations in Social Network Usage and Migration Dynamics, Working Paper, Federal Reserve Bank of Dallas,.

Healy, T. (2001), Health Promotion and Social Capital. Conference paper, International Evidence for the Impact of Social Capital on Well Being, National University of Ireland, Galway.

Http://www.istheory.yorku.ca/socialnetworktheory.htm                   

Hussey, P. S. (2007), “International Migration Patterns of Physicians to the United States: A Cross-national Panel Analysis.” Health Policy, 84: 298-307.

Lee, E.S. (1966), “A Theory of Migration.”, Demography, 3(1): 47-57.

Liang, Z. (2001) “The Age of Migration in China.”, Population and Development Review, 27(3): 499-524.

Lin, N. (1999), “Building a Network Theory of Social Capital.” Connections, 22 (1): 28-51.

Lin, N. (2001), Social Capital A Theory of Social Structure and Action. Cambridge University Press. 

Lindstrom, D.P. (1997), The Impact of Temporary U.S. Migration on Fertility of Female Migrants: The Case of Temporary Migration in a Rural Mexican Township. Working Paper, Brown University.

Line, N. (1978) Foundation Social Research. New York: McGraw Hill.

Long, L. (1992), “Changing Residence: Comparative Perspectives on its Relationship to Age, Sex, and Marital Status.”,  Population Studies, 46: 141-158.

Massey, D.S. (1990), “Social Structure, Household Strategies,  and  the  Cumulative Causation of Migration.” Population Index, 56: 3-26.

Massey, D.S., and F. Espana (1987) “The Social Process of International Migration.” Science, 237: 733-738.

Massey, D. S., J. Arango, G. Hugo, A. Kouaouci, and J. E. Taylor (1993), “Theories of International Migration: A Review and Appraisal,” Population and Development Review, 19(3): 431-466.

Massey, D. S., J. Arango, G. Hugo, A. Kouaouci, and J. E. Taylor (1994), “An Evaluation of International Migration Theory: the North American Case.” Population and Development Review, 20(4): 699-751.

Mckenzie, D., and A. Rapoport (2007), “Hillel, Network effects and the Dynamics of Migration and Inequality: Theory and Evidence from Mexico.” Journal of Development Economics, 84: 1-24.

Mitchell, J. C.  (1969), The Concept and Use of Social Network. Manchester University Press.

Munshi, K. (2003), “Networks in the Modern Economy: Mexican Migrants in the U.S. Labor Market.” Quarterly Journal of Economics, 118(2): 549-599.

Nedoluzhko, L. and V. Agadjanian (2009), Marriage, Childbearing, and Migration in Kyrgyzstan: Exploring Interdependencies. MPIDR Working Paper.

Pessino, C. (1991), “Sequential Rom  Peru Migration  Theory  and  Evidence.” Development  Economics,  36: 55-87.

Portes, A. (1995), “Economic Sociology and the Sociology of Immigration: A Conceptual Overview’, in Portes, A. (ed.) The Economic Sociology of Immigration: Essays on Networks, Ethnicity, and Entrepreneurship. New York: Russell Sage Foundation, 1-41.

Portes, A. (1998), “Social Capital: Its Origins and Applications in Modern Sociology.” Annual Review of Sociology, 24:1-24.

Putnam, R. D. (1993) Making Democracy Work: Civic Traditions in Modern Italy. Princeton University Press.

Rainer, H. and T. Siedler (2008), Social Networks in Determining Migration and Labor Market Outcomes: Evidence from the German Reunification, Working Paper, Berlin, Germany.

Teteryatnikova, M. (2008), The Eects of Social Networks on Migration Decisions: Destination Choice and Local Variations in 19th Century Italian Emigration. Working Paper,  European University Institute.

Tilly, C., and H.C. Brown (1967), “On Uprooting, Kinship, and the Auspices of Migration.” International Journal of Comparative Sociology, 8(2): 139-164.

Walker, Ch. (2010), “Space, Kinship Networks and Youth Transition in Provincial Russia: Negotiating Urban-Rural and Inter-Regional Migration.” Europe-Asia Studies, 62 (4): 647-669.

Wang, F. (1997), “The Breakdown of a Great Wall: Recent Changes in the Household Registration System of China.” Working Papers on Chinese Polities, Economi and Society, No.5.

Wasserman, S. and K. Faust (1994) Social Network Analysis: Methods and Applications, Cambridge University Press.

Wong, L. and W.P. Huen (1998), “Reforming the Household Registration System in    Shanghai and Shenzhen.”International Migration Review, 32(4): 974- 994.

 Woodruff, C., and R. Zenteno (2007), “Migration Networks and Micro Enterprises in Mexico.” Journal of Development Economics, 82: 509-528.