جامعه‌شناسی تاریخی– تطبیقی ماکس وبر، تئوری عام و برخی ملاحظات در مورد گفتمان شرق‌شناسی در ایران

نویسنده

هیآت علمی دانشگاه خوارزمی

10.22034/jsi.2020.43313

چکیده

ماکس وبر از جمله بنیان­گذاران عمده در جامعه­­شناسی تاریخی است. او نه تنها دغدغه بررسی “تاریخی" مسائل اجتماعی را داشت، بلکه این امر را به­جد به­صورت "تطبیقی" پیگیری می­نمود و آثار خود را با محوریت سرمایه داری غربی و با تاکید بر فرایند عقلانی شدن  پی می‌گرفت. نکته اساسی که در این میان مطرح است، این است که وبر در تمام پروژه خود سعی نمود بین تفسیرگرایی در نظریه و کار تطبیقی در پژوهش، بین تفسیر و تبیین، بین خاص بودگی و امر عام  آشتی برقرار کند، برای او عینیت در علوم انسانی بسیار مهم بود. به­عبارتی دیگر وبر سعی می­نمود با ایجاد یک تعریف مشخص-به­شکل نوع­های مثالی- نگاه ژنریک خود از پدیده مورد نظر را به­دست دهد، در این نوشته سعی می­شود: نخست؛ با نگاه به­مقالات روشی وبر، کار فکری و تلاش وی در زمینه توصیف، تبیین، تطبیق و تعمیم در جامعه­شناسی تاریخی بحث شود، دوم؛ با بررسی  ریشه­های گفتمان شرق­شناسی، تفاوت­های اساسی نگاه وبر با گفتمان شرق­شناسی مورد بررسی قرار گیرد و سوم؛ با اشاره به ­وضعیت فعلی جامعه­شناسی تاریخی ایران، بحث خواهد شد که : برخلاف نظریه گفتمان می­توان با بازگشت به­ایده نوع­های مثالی وبر که در جامعه­شناسی تاریخی ارائه داد ه است، هم نظریه عام و هم نظریه خاص در مطالعات تاریخی را لحاظ کرد، امر "تطبیق"، "نقد" و "عینیت" را نیز همچنان مد نظر قرار داد  تا کلیت تجدد غربی به "برساخت"  فرو کاسته نشود.
 
 

کلیدواژه‌ها