جهانی شدن و هویتِ فرهنگیِ قومِ لک
صفحه 1-29
غلامعباس توسلی، سیاوش قلی پور
چکیده این پژوهش، هویتِ فرهنگیِ قوم لک را در درون فرایندهای جهانی شدن مورد بررسی قرار داده و بر اساس ویژگی های اجتماعی و فرهنگی لک ها، جامعه مورد مطالعه را به چهار گونه ی شیعه سنتی، شیعه مدرن، اهل حق سنتی، اهل حق مدرن دسته بندی کرده است. با استفاده از روش «کیفی» و از طریق مشاهده، مصاحبه و بررسی اسناد اطلاعات لازم را در مورد گروهای فرهنگی مذکورگردآوری نموده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که: لکها علیرغم تفاوت های فرهنگی که در میان خویشتن دارند، برخی خصیصه های فرهنگی مشترک دارند که مشخصا بیانگر هویت قومی آنهاست ؛ آنها بخش دیگری از هویت فرهنگی خود را به شیوه ای عام گرایانه بازسازی می کنند. یعنی با پذیرفتن عناصر مدرن و جهانی در کنار عناصر محلی و قدیمی، ترکیب ظریفی از امر محلی و جهانی را به وجود آورده اند؛ تمام عناصر فرهنگی در میان این قوم از قدرت هویت سازی همسانی برخوردار نیستند عناصری که در درون فرایندهای قدرت، تفاوت و مقاومت قرار می گیرند توان هویت سازی بالاتری دارند.
تاملی بر مقاله " درباره جامعه شناسی مردم مدار" : نسبت جامعه شناسی مردم مدار با علوم اجتماعی در ایران
صفحه 30-53
محمد جواد اسماعیلی
چکیده مایکل بوراوی، قائم مقام انجمن جامعه شناسی در آمریکا در تیرماه سال 1387 سفری به ایران داشت که در چند دانشکده علوم اجتماعی به اشاعه اندیشه خود در مورد مفهوم و واقعیت جامعه شناسی مردم مدار پرداخت. در همین زمینه، مقاله ای از وی در انجمن جامعه شناسی ایران به چاپ رسید. در این نوشتار به واکاوی و سنجش ایده مایکل بوراوی در مورد " بازگشت به گروه های مردمی " از طریق جامعه شناسی مردم مدار می پردازیم و در بازتعریف و بازخوانی آن با توجه به شرایط معرفتی و اجتماعی علوم اجتماعی در ایران ، بر " تاسیس ، تثبیت و گسترش " جامعه شناسی حرفه ای ،در مفهوم وبری کلمه ، تاکید میکنیم. ما نه تنها با فربه شدگی جامعه شناسی حرفه ای روبرو نیستیم که علی رغم هفتاد سال طی مسیر ، به لحاظ معرفتی در آغاز راه هستیم. بوراوی مسئله و بحران جامعه شناسی امریکایی را اندیشیده ودر صدد دمیدن روح تازه " جامعه شناسی مردم مدار " در کالبد بی رمق جامعه شناسی حرفه ای و سیاستگذارامریکایی است.دغدغه بوراوی ، زنده نگهداشتن بینش جامعه شناختی است ، در حالی که مسئله علوم اجتماعی در ایران ، توجه توامان به تکوین و توسعه اندیشه مفهومی جامعه شناختی و استقلال دانشگاهی و البته بازگشته به واقعیت زیست جهان مردمی است. در پایان، تقسیم بندی بوراوی از چهار نوع دانش و جامعه شناسی را از منظری وبری ، به شکلی دیگر دسته بندی میکنیم. روش سنجش و بررسی اندیشه بوراوی ، توصیفی- هنجاری است که از یافته ها و پژوهش های در دسترس نیز به فراخور حال، استفاده می شود.
هنجارهای ارتباطی در ضرب المثل ها و یازده قرن اشعار فارسی
صفحه 54-78
مهدی محسنیان راد
چکیده این مقاله، با توجه به رابطة پیچیدة فرد، جامعه و تمدن و با اتکاء به این نظریه که "فرد، به هر روش و وسیلهای که باشد، عناصر تمدنی خاص جامعة خویش را به طور قطع و یقین جذب و در نهاد خویش ذخیره میسازد" (1) ،به تحلیل محتوای اشعار ارتباطی 43 اندیشمند نظم نویس ایرانی طی یازده قرن و مجموعه ای از ضرب المثل های فارسی پرداخته و با نگاه به تحولات ادوار تاریخی "سامان – نابسامان" یا "سکون- تحول" (2) ایران، به این نتیجه می رسد که نخبگان ایرانی، در اثر فشار شرایط حاکم در دوره های نابسامان و ماندگاری استبداد ایرانی (3) ابتدا مجبور به مداحی فرادستان شدند (تا آنجا که پدیده مداحی، بخشی از هنجارهای ارتباطی ایرانی شد.)، سپس در اثر تحولات بعدی، به سکوت روی آورده و در سرگردانی خود، پانزده نوع سکوت را در توصیه به دیگران – از جمله عامه – جای دادند. مطالعه حاضر نشان می دهد که ایرانی - به صورتی خود مدار و ذره ای - (4) و در درک سرگردانی نخبگان زیر سلطه استبداد، به تدریج آموخته است که با نوعی "زرنگی" که از آن با اصطلاح "جادوی ایرانی" یادشده (5)، هر لحظه نقطه ای از تعامل سه طیف "سکوت" – "غیر سکوت"، "ظاهر" – "باطن" و "خودی" – "غیر خودی" را انتخاب و در یکی از دو ایستگاه "فرادست پنداشتی" و "فرودست پنداشتی"، گلیم خود را از آب بیرون کشد. مقاله در انتها با مروری بر سیر فلسفه سیاسی در ایران و بازسازی مدل ارتباطی دو مدینه فاضله فارابی و مسکویه، به این نتیجه می رسد که تحولات تاریخی ایران، جایی برای "مصلحت عمومی" که نیازمند "ارتباط افقی" است فراهم نکرده است و احتمالاً این خلاء برشکل گیری مدل یا الگوی هشت انگاره ای ارتباط ایرانی مؤثر بوده است. الگویی که پیروی از آن، فرد را در بیرون کشیدن گلیم خود از آب یاری می رسانده است.
آسیبشناسی جریان روشنفکری در ایران معاصر
صفحه 79-119
کریم رضادوست، علی حسین حسینزاده، فیروز طاهری
چکیده مقالۀ حاضر، با هدف «آسیبشناسی جریان روشنفکری در ایران معاصر» انجام شد. روش تحقیق در این مقاله، نظری و بر رویکردی انتقادی مبتنی است. این رویکرد، بر مطالعۀ منابع تاریخی- تحلیلی استوار میباشد. این مقاله دورههای تاریخی معاصر ایران، یعنی از آغاز شکل-گیری اندیشۀ مشروطهخواهی تا انقلاب اسلامی را در بر میگیرد. چارچوب نظری، تلفیقی از نظریههای میشل فوکو، ژان بودریار، و یورگن هابرماس میباشد. در این مقاله، جریان روشنفکری در سه بخش: 1- بنیانهای فکری، 2- نهادهای روشنفکری، و 3- مواجهه با غرب، بررسی و با انطباق بر چارچوب نظری و ساختار سیاسی- اجتماعی، به آسیبشناسی آن پرداختهشد. بنیانهای فکری شامل: 1- فرایند شکلگیری مفاهیم، 2- منشأ فکری، 3- استقلال فکری، و 4- عقلانیت بود. روشنفکران ایرانی در ارتباط با بنیانهای فکری با ضعفهایی مواجه بودند. نهادهای روشنفکری شامل: 1- دارالفنون، 2- فراموشخانه، 3- فردیدیه، 4- چپگرایی، و 5- حسینیۀ ارشاد بود. این نهادها نیز در نهایت کارکردی «ابزارگرایانه»، «هویتگرایانه»، و «عملگرایانه» ایفا نمودند. روشنفکران ایرانی در مواجهه با غرب، نگرشهای متفاوتی اتخاذ نمودند. گروهی غرب را یک کل یکپارچه دانسته و به نفی آن پرداختند، گروهی دیگر خواهان گزینش جنبههایی از آن شدند. بهطور کلی، می-توان روشنفکران ایرانی را «چپ- نخبهگرای رمانتیک» نامید، که دارای گرایشات «هویتاندیشانه»، «خشونتگرایانه» و «ابزارگرایانه» می-باشند. نتیجۀ مقاله، ساخت تیپ خاصی از روشنفکری با ویژگیها و خصوصیات نوین شامل: «خردگرایی»، «استقلال فکری»، و «خشونت-گریزی» بود. بر این اساس، گفتمان تیپ نوین روشنفکری نیز مبتنی بر «سنت- مدرنیته»، خواهد بود.
بحرانهای اجتماعی ایران امروز
صفحه 120-140
علی ربیعی
چکیده مقاله حاضر با ارائه یک تعریف خاص از بحران و معرفی تقسیم بندی های مختلف از انواع بحران، یک رویکرد ساختارگرایانه به پدیده بحران اتخاذ می کند. بر این اساس، پژوهش حاضر بر آن است که تمام انواع بحران های موجود در یک جامعه قابلیت فرافکنده شدن در بحران های دیگر ایجاد بحران جدیدی با ابعاد بسیار فراتر از بحران های سازنده آن را دارند. با این رویکرد، مولف ویژگی های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، و . . . جامعه امروز ایران را بررسی کرده و رابطه بحران های کنونی این جامعه با مسائلی مثل توسعه، جهانی شدن، روندهای نوین، و تحولات ساختاری در جامعه را تجزیه و تحلیل کرده است. در بخش پایانی مقاله، نویسنده تحلیل شخصی خود از بحران های ایران امروز را ارائه کرده و پیشنهادهایی برای پیشگیری از این بحران ها و یا کمینه کردن اثرات آنها ارائه داده است.
کاربست ساختارگرایی تکوینی در جامعهشناسی ادبیات (ساختارگرایی تکوینی در مقام روش)
صفحه 141-164
وحید طلوعی، محمد رضایی
چکیده در این مقاله در پی آن بودهایم که نحوه استفاده از روش ساختارگرایی تکوینی را در جامعهشناسی هنر و ادبیات نشان دهیم. به این منظور، در ابتدا به رویکردهای متفاوتی که به ساختارگرایی تکوینی معروفاند پرداختهایم و سپس، با مقایسه منظرهای گلدمن و بوردیو بر نظریه رابطهگرای بوردیو به روش مذکور توجه کردهایم. در پایان سعی شده است که این روش به شیوهای عملیاتی برای استفاده در جامعهشناسی ادبیات صورتبندی گردد. برای بهدست دادن نمونهای عملی، استفاده از این روش در تحقیقی صورتگرفته در حوزه نمایشنامهنویسی ایران ، در قالب یک مثالواره، پایان بخش این نوشته است.
