دوره و شماره: دوره 26، شماره 1، بهار 1404 
پژوهشی جامعه شناسی

مناسکی شدن و غیرشریعت‌مدارانه شدن دین‌داری: تحلیلی از نتایجِ تحقیقات ناظر به وضعیت دین‌داری ایرانیان

https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2009967.1734

حسن محدثی گیلوایی

چکیده وجه غالب تحقیقات دین‌داری در جهان و ایران معطوف به سنجش اندازه‌گیری‌ی دین‌داری و نیز موضوع مهم سکولار شدن بوده است. این دو محور مطالعاتی با هم پیوند وثیقی دارند و هر دو به دنبال نشان دادن وضع دین و دین‌داری در جامعه‌اند. از این رو، حول موضوع انواع دین‌داری نمی‌توان سنت دامنه‌داری از تحقیقات را یافت و جز به صورت جسته‌گریخته و بر حسب علایق شخصی، این موضوع دنبال نگردیده است. در این مقاله نویسنده نخست کوشیده است سنخ‌شناسی‌ای بومی از دین‌داری ارایه کند و سپس بر حسب این سنخ‌شناسی تحولات دین‌داری در ایران را بر اساس تحقیقات تا کنون انجام شده مورد بررسی قرار دهد. محقق نتیجه گرفته است که دین‌داری در ایران در جهت غیرشریعت‌مدارانه شدن در حال تحول است و گونه‌های دین‌داری‌ی مناسکی و عاطفی رو به افزایش است.

پژوهشی جامعه شناسی

مهاجرت، در آستانگی و حیات در تعلیق

https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2051702.1767

فاطمه کریمخان

چکیده آیین‌های گذار شامل سه مرحله آغاز، میانی و پایانی است که با نقش مرشد و تماشاچیان اهمیت ویژه‌ای دارند. ناتوانی در پایان این آیین‌ها منجر به سرخوردگی و انگ اجتماعی می‌شود و بازگشتی به مرحله قبل وجود ندارد. وضعیت مشابه در مهاجرت رخ می‌دهد، جایی که تصمیم آغاز مهاجرت به عنوان لحظه آیین گذار تلقی می‌شود. مهاجرت نیازمند عبور از مراحل سخت‌افزاری مثل آمادگی‌های قانونی و حقوقی و مراحل نرم‌افزاری مثل تغییر عادات و سبک زندگی است. آمادگی برای مهاجرت به نوعی آیین گذار محسوب می‌شود که در آن مرشدان و قواعد جدید تعریف می‌شوند. این فرایند با تجربه تعلیق حیات همراه است و مهاجرت بدون تغییر در سبک زندگی کم‌نظیر است.

پژوهشی جامعه شناسی

پدیدارشناسی کنشگری سیاسی زنان در مواجهه با رویدادهای اعتراضی با تأکید بر فرم‌های کنشگری معترضانه در ناآرامی‌های ۱۴۰۱

https://doi.org/10.22034/jsi.2025.2053288.1771

میلاد نوروزی، فرزانه رسولی، فهیمه نظری

چکیده این تحقیق با هدف پدیدارشناسی کنشگری سیاسی زنان در مواجهه با رویدادهای اعتراضی با تأکید بر فرم‌های کنشگری معترضانه در ناآرامی‌های ۱۴۰۱ با محوریت مصاحبه‌های عمیق با ۲۱ زن کنشگر حاضر در ناآرامی‌های شهر تهران (۱۴۰۱) انجام شد. کنشگری علیه نمادهای سلطه جنسیتی، شبکه سازی اعتراضی در بستر دیجیتال، راهبردهای متکثر مقاومت مدنی، ساخت پردازی گفتمان اعتراضی، انسجام ارتباطی در اعتراضات، بسیج منابع برای اعتراض، خیابان محوری در کنش اعتراضی، طرد گفتمان حاکمیت مذهبی، بازتولید پیوند خانوادگی در فضای مدنی، شبکه امدادی اضطراری جملگی و همگی ذیل و حول مضمون اصلی پویش شبکه‌ای مقاومت: تلفیق خلاقیت سازماندهی و حضور میدانی تعین یافته و شکل گرفته‎‌اند. نتایج نشان داد که پیوند هم‌زمان ابزارهای دیجیتال و میدان، خلاقیت تاکتیکی و اتکا بر سرمایه اجتماعی، زیربنای تداوم و اثربخشی کنشگری سیاسی زنان است. تقویت شبکه‌های حمایتی چندلایه می‌تواند کارآمدی این کنشگری را بیش از پیش ارتقا بخشد.

پژوهشی جامعه شناسی

بازنمایی «مردم» در آثار سینمایی جنبش موج نوی ایران

https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2068869.1805

سمیه کرمی، علیرضا ذاکری

چکیده مقاله حاضر با تمرکز بر بازنمایی «مردم» در آثار سینمایی شاخص دوره پهلوی دوم درصدد پاسخگویی به این پرسش است که در سینمای موج نوی ایران در دهه‌های 40 و 50، «مردم» چگونه بازنمایی شده‌اند؟ با اتکا به رویکرد نظری دوگانه بازنمایی/بازتاب و شکل‌دهی در جامعه‌شناسی هنر و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بر پانزده اثر شاخص از پنج کارگردانِ معرف موجِ نویِ سینمای ایران، این مقاله طیف گسترده‌ای از خوانش‌های نظری نسبت به عاملیت مردم را از خلال بازنمایی تحلیل می‌کند. صرف‌نظر از گستردگی این بازنمایی‌ها در طیف بین «مردم خودآگاه و خلاق» تا «مردم ازخودبیگانه و منفعل»، این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که بازتاب مردم در آثار سینمایی مذکور، عمدتاً حول دو هویت طبقاتی و دینی برساخته شده ‌است. غالب آثار سینمایی این دوره، مردم را ازخودبیگانه، ناآگاه و منفعل بازنمایی می‌کنند.

پژوهشی جامعه شناسی

تحلیل شکاف‌های سیاستی در حکمرانی هوش مصنوعی ایران با تأکید بر مخاطرات هوش مصنوعی برای نسل z، تحلیل محتوای کیفی اسناد ملی

https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2094589.1842

میثم غلامی

چکیده زمینه و هدف: گسترش هوش مصنوعی، نسل زد را با مخاطراتی مواجه کرده است، اما بازنمایی آن‌ها در اسناد ایران مشخص نیست. هدف پژوهش، تحلیل الگوی پوشش مخاطرات هوش مصنوعی برای نسل زد و شناسایی شکاف‌های سیاستی بود.

روش و دادهها: پژوهش با رویکرد کیفی، مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای کیفی جهت‌دار انجام شد. پیکره شامل ۹ سند سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ بود. داده‌ها با کدگذاری قیاسی و استقرایی و مقایسه درون‌سندی و بین‌اسنادی تحلیل شدند.

یافتهها: پوشش مخاطرات گزینشی، نامتوازن، غیرمستقیم و فاقد تمایز میان گروه‌های سنی بود. مخاطرات اطلاعاتی، امنیتی و حریم خصوصی بیش از سوگیری الگوریتمی، وابستگی شناختی، سلامت روان، اصالت علمی، گذار شغلی، مشارکت جوانان و سازوکارهای اعتراض و جبران پوشش یافته بودند.

بحث و نتیجهگیری: رویکرد توسعه‌گرایانه بر حکمرانی مخاطره‌محور غلبه داشت و نسل زد گروه مستقلی نبود. شکاف، فاصله میان شناسایی هنجاری مخاطرات و تبدیل آن‌ها به سیاست‌های منسجم، نسل‌محور، سنجش‌پذیر و پاسخ‌گو بود.

پژوهشی جامعه شناسی

سلطه روش‌شناختی: بازاندیشی در جایگاه پارادایم، نظریه و روش شناسی در پژوهش‌های علوم اجتماعی

https://doi.org/10.22034/jsi.2026.2095149.1843

کاوه حاجی اللهوردیپور

چکیده این پژوهش بر این فرض استوار است که یکی از مسائل بنیادین پژوهش‌های اکنون علوم اجتماعی، وارونگی معماری منطقی پژوهش و در پی آن، جابه‌جایی جایگاه و نسبت پارادایم، مسئله‌سازی، نظریه و روش‌شناسی است. چارچوب نظری پژوهش بر مباحث فلسفه علم و فلسفه علوم اجتماعی، با تأکید بر اندیشه کوهن درباره پارادایم و لاکاتوش درباره برنامه پژوهشی استوار است. پژوهش حاضر یک مطالعه نظری-مفهومی است که با بهره‌گیری از مطالعه اسنادی، تحلیل مفهومی، بازسازی نظری و تحلیل انتقادی به صورت‌بندی مفهوم «سلطه‌روش‌شناختی» و بازسازی نسبت میان پارادایم، نظریه، مسئله و روش‌شناسی می‌پردازد.«سلطه‌روش‌شناختی» وضعیتی است که روش‌شناسی، از جایگاه تبعی و ثانویه خود به‌عنوان بخشی از منطق طراحی پژوهش فراتر رفته و به مرجع اصلی در طراحی، اجرا و ارزیابی پژوهش تبدیل می‌شود. این پژوهش نشان می‌دهد که تقدم روش‌شناسی و به تبع آن روش و تکنیک، بر ظرفیت مسئله‌سازی، مفهوم‌پردازی و نظریه‌پردازی جامعه‌شناسی اثر گذاشته و آن را تضعیف می‌کند.