سرمایه اجتماعی جوانان در ایران

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه برنامه ریزی اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

2 عضو هیات علمی گروه رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و بهزیستی

3 عضو گروه رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

چکیده

تراکم 35 درصدی جمعیت کشور در گستره سنی 29-15 سال به عنوان جمعیت فعال جامعه یک مزیت نسبی است، اما چنانچه از این فرصت و مزیت به درستی استفاده نشود فرصت ها به تهدیدات جدی تبدیل خواهد شد. بنابراین، سیاستگذاری و برنامه ریزی برای این بخش از جمعیت از مهمترین اولویت ها محسوب می شود. در این میان، سرمایه اجتماعی در کنار دیگر سرمایه ها فرایند پیش بینی شده در برنامه ها را تسهیل و امکان تحقق اهداف را فراهم می سازد.
به منظور سنجش سرمایه اجتماعی جوانان مقیاس چند بعدی ساخته شده و در میان 4500 نفر از افراد 29-15 سال ساکن در استان های کشور به اجرا در آمده است. نوع تحقیق پیمایش، تکنیک گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است.
یافته ها نشان دهنده ضعف سرمایه اجتماعی در میان جوانان به ویژه در بعد روابط انجمنی و اعتماد به نا آشنایان و مسئولان است. تأثیر ویژگی های فردی و اجتماعی بر سرمایه اجتماعی جوانان هم معنادار بوده است. با توجه به معناداری و روابط وغلبه سرمایه اجتماعی سنتی در میان جوانان، بهبود محیط اجتماعی، تقویت نهادهای مدنی، اصلاح بینش ها، نگرش ها و کنشهای افراد ضروری به نظر می رسد.

کلیدواژه‌ها


طرح مسأله:

بر اساس گزارش ملی «بررسی وضعیت جمعیت جوانان»، کشور ایران در میان 207 کشور جهان از نظر تعداد جمعیت در رتبه 16 و از نظر وسعت در رتبه 17 واقع شده است. قرار گرفتن تراکم 35 درصدی جمعیت – رقمی در حدود 64 درصد جمعیت کل کشور – در گستره سنی 29 – 15 سال به عنوان جمعیت فعال دارای مزیت نسبی است، اما چنانچه از این فرصت و مزیت به درستی استفاده نشود به دلیل رشد فزاینده درخواست‌های جوانان، فرصت‌ها به تهدید تبدیل خواهد ‌شد که گذار از آن با آسیب‌ها و خطرات بسیار توأم است. بر همین اساس، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی برای این بخش از جمعیت از مهم‌ترین اولویت‌های کشور محسوب می‌شود.

          طبق ماده 112 برنامه چهارم توسعه دولت مکلف شده برای تقویت جایگاه جوانان در جامعه، برنامه ساماندهی امور جوانان را تهیه کند. در این برنامه به تمام مسایل و مشکلات مادی (اشتغال، مسکن، ازدواج، آسیبهای اجتماعی، رفاه و ...) و معنوی (اصلاح نگرش عمومی، اصلاح فرهنگ جامعه، ارتقای فکری و علمی جامعه و ...) توجه شده و برای رفع آنها پیش‌بینی‌هایی به عمل آمده که با استفاده از ظرفیت دستگاه‌های اجرایی، سازمان‌های غیردولتی، اصلاح ساختار اداری کشور و اعمال مدیریت راهبردی حاصل می‌شود. نکته قابل تأمل آن است که «سرمایه اجتماعی جوانان» در کنار سرمایه‌های فیزیکی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و انسانی می‌تواند فرایند پیش‌بینی شده در برنامه را تسهیل و امکان تحقق اهداف را فراهم آورد. از اینرو، شناخت کمیت و کیفیت این نوع سرمایه اجتماعی و تلاش در جهت تقویت آن می‌تواند به عنوان یک استراتژی مهم و اساسی مورد توجه قرار گیرد.

          منظور از سرمایه اجتماعی به عنوان موضوع اصلی مقاله «شبکه‌ای از روابط و پیوندهای مبتنی بر اعتماد اجتماعی بین فردی و بین گروهی و تعاملات افراد با گروه‌ها، سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی است که قرین همبستگی و انسجام اجتماعی و برخورداری افراد و گروه‌ها از حمایت اجتماعی و انرژی لازم برای تسهیل کنش‌ها در جهت تحقق اهداف فردی و جمعی می‌باشد»(موسوی،1385). برخی پژوهشگران به روند فرسایشی سرمایه اجتماعی موجود برای جوانان طی چند دهه اخیر هم در درون و هم بیرون از خانواده اشاره کرده‌اند که توأم با رشد فردگرایی و تقدم مصالح فردی بر جمعی بوده است (شارع‌پور، 1380: 109). این مسأله معرف پیدایش گسل‌ها و گسست‌های اجتماعی و منبع اصلی زایش و افزایش انواع مسایل و آسیب‌های اجتماعی خواهد بود.

          البته بایستی توجه داشت، سرمایه اجتماعی مفهومی پویا بوده و فراتر از روابط ساده علت و معلولی یا سرمایه‌گذاری و سود است و ضرورتی دال بر سنجش تنوع و تفاوت در آن وجود دارد. مثلاً برخی افراد و گروه‌ها فعال و مشارکت جو هستند و دیگران نیستند. این تفاوت‌ها باید بهتر سنجیده شوند تا بصیرت‌هایی راجع به چرایی وقوع آنها و چگونگی طرح مسایل مرتبط به دست آید (کاوایه، 2004). بنابراین، می‌توان اذعان داشت که سنجش سرمایه اجتماعی فی‌النفسه عملی معطوف به ساخت سرمایه اجتماعی بوده و می‌تواند به اعضای اجتماع برای بازاندیشی مسائل محلی کمک کند تا تصمیم‌های بهتری برای برنامه‌ریزی بگیرند و انسجام اجتماعی بیشتر ایجاد کنند. همچنین، سنجش سرمایه اجتماعی می‌تواند بخشی از یک فرایند تغییر فرهنگی برای ورود این پدیده در برنامه‌های حکومت و بخش خصوصی باشد. علاوه بر آن، حمایت سیاسی برای سرمایه‌گذاری در سرمایه اجتماعی را سبب خواهد شد تا مبنایی منسجم برای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی گردد. از سوی دیگر هم سنجش سرمایه اجتماعی، رهیافت متفاوتی را برای سنجه‌های معمول کنش فراهم می‌سازد تا اعضای جامعه از تغییرات اجتماع خود آگاه شوند.

          به این ترتیب، پرسش آغازین مورد توجه در این مقاله با استناد به پژوهش انجام یافته ناظر به این است که وضعیت موجود سرمایه اجتماعی جوانان در ایران چگونه است و چرا؟ برخی صاحبنظران معتقدند مفهوم‌سازی و اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی در میان جوانان به دلایلی از مفهوم‌سازی و اندازه‌گیری آن در میان جمعیت متفاوت است. از نظر مفهومی، تحقیقات موجود در مورد جوانان، آنان را در کل خریداران سرمایه اجتماعی می‌دانند تا تولید کنندگان (مورو،2002). بنابر این، سنجش سرمایه اجتماعی جوانان در ایران از ضرورت و اهمیت علمی و کاربردی قابل توجهی برخوردار خواهد شد. شکاف میان فهم تئوریک سرمایه اجتماعی و طرق اندازه‌گیری آن در هر یک از کارهای تجربی انجام یافته، به ملغمه‌ای از مشکلات انجامیده (پاکستون،1999؛ پورتز،1998؛استون،2001؛استون وهیوز،2000) که سنجش آن را با پیچیدگی بیشتر به ویژه برای جوانان مواجه ساخته است.

          با توجه به ضرورت‌های متعدد زمینه تدوین و تصویب ماده 98 قانون برنامه چهارم توسعه در سال 1383 فراهم شده است. مطابق با آن دولت مکلف به انجام اقداماتی در زمینه تهیه سازوکارهای سنجش و ارزیابی سرمایه اجتماعی کشور، ارائه گزارش‌های سالانه و تصویب سازوکارهای اجرایی لازم جهت افزایش سرمایه اجتماعی گردیده است. این نوشتار با استناد به یافته‌های پژوهشی، تلاش دارد تا ضمن بررسی سازوکارهای سنجش سرمایه اجتماعی، تصویر نسبتاً جامع از وضعیت سرمایه اجتماعی جوانان در ایران ارائه دهد.

 

رهیافت های نظری

            موضوع سرمایه اجتماعی در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در بعد نظری و تجربی مورد توجه صاحبنظران و پژوهشگران قرار گرفته است، با این وجود همچنان با ابهامات و حتی نوعی آشفتگی و بی‌نظمی در مجموعه یافته‌ها روبرو است. بر همین اساس، به منظور دستیابی به چارچوب مفهومی جامع مروری بر دیدگاه‌های نظری و منابع تجربی و تحلیل یافته‌های آنان ضروری به نظر می‌رسد.

          در آثار و اندیشه‌های بسیاری از صاحبنظران کلاسیک به مضامینی از سرمایه اجتماعی توجه شده از جمله می توان به جان دیویی، تورستین وبلن اشاره کرد، اما در عرصه جامعه‌شناسی این مضامین با تاکید بر برخی عناصر تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی بیش از همه وامدار کارل مارکس، امیل دورکیم، جورج زیمل و ماکس وبر است. کارل مارکس با زیر بنا قرار دادن شرایط مادی تولید به شکل‌گیری روابط اجتماعی برخاسته از آن اشاره کرده و روابط را در قالب طبقات اجتماعی و مبارزات انقلابی مطرح نموده است.یعنی شرایط مادی تولید از جمله نیروهای مولد و روابط تولیدی را در شکل گیری روابط و تعاملات اجتماعی مؤثر دانسته است (مارکس،1973). دورکیم نیز در بعد ساختاری بر محوریت اجتماع برای ایجاد سرمایه اجتماعی و انواع آن تأکید کرده و با گونه‌های همبستگی اجتماعی مکانیکی و ارگانیکی درصدد تحلیل روابط اجتماعی بر آمده است. دورکیم با معرفی جنبه هایی از قراردادهای اجتماعی به ارتباطات و روابط انسانی می پردازد که پیش شرط شکل گیری و دوام کنش های متقابل، شبکه ها و گروه‌های اجتماعی اند (دورکیم، 1359).

          جورج زیمل با مباحث مبادله و شکل‌گیری تعاملات اجتماعی در اجتماعات کوچک و بزرگ از سرمایه اجتماعی و به ویژه بعد شبکه روابط اجتماعی سخن به میان آورده است (زیمل، 1372). این نگاه، در نظریه مبادله هومنز، در قالب رفتارهای مبادله‌ای و مبتنی بر سودمندی متقابل مطرح شده است. ماکس وبر جامعه‌شناس آلمانی در روابط و تعاملات اجتماعی به جنبه‌های فردی پرداخته و در قالب کنش اجتماعی بر عناصری چون تکلیف، احساس تعهد، عقلانیت و ... تأکید نموده است (وبر، 1373).

          با مروری بر آثار صاحبنظران کلاسیک آشکار می‌شود که در تعداد بسیاری از آنها در حوزه جامعه‌شناسی و غیر جامعه‌شناسی اگر چه به طور مستقیم به مفهوم سرمایه اجتماعی پرداخته نشده، اما مضامینی ازاین مفهوم وجود داشته که مبنایی برای شکل‌گیری دیدگاه‌ها و نظریه‌های نوین بوده است. به گونه‌ای که بسیاری از ابعاد و مؤلفه‌های تشکیل دهنده مفهوم سرمایه اجتماعی در آثار و منابع جدید از آن نظرات مستفاد شده است.

        تالکوت پارسونز در بیان خرده نظام اجتماع معتقد است، انسان ها وقتی به صورت جمعی در نظر گرفته شوند، هم دارای کنش های همخوان با دیگران هستند و هم کنش هایی علیه دیگران دارند. این کنش ها بر پایه انتظارات اجتماعی انجام می شود. زمانی که انتظارات متقابل پایدار و به حد کافی مشخص اند، می توان آن ها را معیارها، استاندارد با ستانده ها نامید. در عین حال هر انسانی انتظار دارد که دیگران نیز نسبت به او واکنش نشان دهند. این واکنش های مورد انتظار را قیودات،‌نام می دهند. در اجتماع به عنوان حوزه تعاملات اجتماعی احساسات، تعهدات، وفاداری ها و همبستگی اجتماعی رشد می کند. تفاوت میان اجتماعات را می توان در قالب متغیرهای ا لگویی نیز مورد توجه قرار داد که در کنار معیار ها نوع خاصی از سرمایه اجتماعی و عناصر تشکیل دهنده آن را بارور می سازد. بنا براین در اجتماعات سنتی نوع سنتی سرمایه اجتماعی و در اجتماعات مدرن نوع جدید آن شکوفا می شود.(بارسونز، 1966)

        آنتونی گیدنز افزون بر ابعاد جامعه شناختی، ضمن اشاره به برخی ویژگی های روانشناختی اعتماد تفاوت میان  منابع اعتماد ساز در جوامع سنتی و صنعتی را تشریح می کند. وی زمینه های عمده اعتماد سازی در نظام سنتی را در بسترهای: نظام خویشاوندی، اجتماع محلی، و سنت می بیند. در حالی که از دیدگاه گیدنز در نظام مدرن، منابع اعتماد ساز سنتی جای خود را به نظام های انتزاعی می دهد. اعتماد انتزاعی در بر گیرنده آگاهی از خاطره فرد مورد اعتماد است. لذا در حالی که کنشگر می تواند به راحتی در مورد میزان ارزش اعتماد به افراد خاص قضاوت کند، بر اساس اطلاعات مربوط به تاریخچه آن فرد، انگیزه ها و شایستگی های او نیز می تواند درباره میزان اعتماد نسبت به نظام های انتزاعی نظیر نهادها نیز دارای باورهایی باشد. از این فرایند می توان با سطح نهادی اعتماد نام برد. این همان چیزی است که گیدنز آن را ایده اعتماد به نظام های تخصصی می نامد.این اعتماد مبنای شکل گیری و تسهیل کنش های اجتماعی خواهد بود که در جوامع سنتی و مدرن به گونه های متفاوت نمایان خواهد شد.(گیدنز،1992و 1998)

           جیمز کلمن با توجه به تفاوت سرمایه اجتماعی از دیگر انواع سرمایه ها ی اقتصادی ،فیزیکی و انسانی به مقایسه این سرمایه ها میپردازد و بر خصلت ناملموس بودن سرمایه اجتماعی نسبت به دیگر اشکال سرمایه تاکید می ورزد. او معتقد است در حالی که سرمایه اقتصادی در حساب های بانکی و سرمایه انسانی در ذهن اشخاص جای دارند، سرمایه اجتماعی در ساختار روابط آن ها مستتر است.از دید کلمن سرمایه فیزیکی با ایجاد تغییرات در مواد برای شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می کنند به وجود می آید ،در حالی که سرمایه انسانی با تغییر افراد برای دادن مهارت ها و توانایی ها به آن ها پدید می آید و شیوه تولید و قدرت افراد را بالا می برد. سرمایه اجتماعی نیز هنگامی به وجود می آید که روابط افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش را تسهیل می کند.بنابراین، سرمایه فیزیکی کاملاً محسوس بوده و در ماده تجسم می یابد. سرمایه انسانی که در دانش و مهارت ها تجسم می یابد ،کمتر محسوس بوده و سرمایه اجتماعی که در روابط بین افراد مجسم می شود حتی از این نیز کمتر محسوس است.(کلمن، 1990و1377:465)

 

             بوردیو علاوه بر تمایز سرمایه اجتماعی از دیگر سرمایه ها ،در تعریف این مفهوم بر  پیوندهای اجماعی و عضویت کنشگران در گروه ها و شبکه های اجتماعی تاکید دارد. به نظر او سرمایه اجتماعی "مجموع منابع بالفعل و یا بالقوه ای را در بر می گیرد که به مالکیت یک شبکه پایدار متصل است" (بوردیو،248:1986). شبکه ای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه اجتماعی برخوردار می کند و آنان را مستحق "اعتبار" می سازد. بدین سان حجم سرمایه اجتماعی مورد تملک یک فرد به اندازه شبکه پیوندهایی بستگی دارد که او می تواند به طرزی موثر بسیج کند، مضافاً وابسته به حجم سرمایه (اقتصادی، فرهنگی، یا نمادین) در تصرف کسانی که وی با آنان مرتبط است(به نقل از تاجبخش،148:1384). وجود شبکه ای از پیوندها موهبتی طبیعی و یا حتی اجتماعی نیست که یکبار برای همیشه به وسیله فلان عمل نهادینه کردن تشکیل شده باشد، بلکه این شبکه محصول تلاشی پایان ناپذیر برای نهادینه کردن است، که آداب نهادی اش، تشنه لحظاتی اساسی است که در تولید و باز تولید روابط و سودمندی که قادر به تامین منافع مادی یا نمادین هستند، ضرورت دارند. به بیان دیگر ، این شبکه محصول راهبردهای سرمایه گذاری فردی یا جمعی،‌آگاهانه یا ناآگاهانه،‌به قصد نهاد یا باز تولید روابط اجتماعی است که در کوتاه مدت یا دراز مدت مستقیماً قابلیت استفاده دارند.برای نمونه می توان به شکل گیری انواع سرمایه ها و روابط اشاره کرد. (بوردیو،1986و تاجبخش،149:1384)

          رابرت پاتنام هم همانند کلمن و بوردیو سرمایه اجتماعی را از دیگر انواع سرمایه‏ها متمایز می‏کند از آن به عنوان سازمانی اجتماعی متشکل از شبکه روابط و کنش های آگاهانه و اعتماد اجتماعی یاد می‌کند که با تسهیل و همسوسازی کنش‏ها در ارتقاء کارایی سازمان و توسعه اقتصادی مؤثر واقع می‏شود (پاتنام، 1380: 285). بنابراین انواع سازمان‏ها یا انواع سرمایه‏های اجتماعی نظیر سرمایه اجتماعی درون گروهی یا بین گروهی مطرح است که نوع و کم و کیف هر یک از آن‏ها تابع عوامل عدیده‏ای چون فرایند اجتماعی شدن، آموزش‏های مدنی، تحولات فنی و ارتباطی و نوع سرگرمی‏های افراد و غیره است. پاتنام پیشرفت فناوری‏های نوین ارتباطی و ایجاد سرگرمی‏های جدید را موجب کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش آسیب‏های اجتماعی می‏داند (پاتنام،2000؛2002).

          فوکویاما در مباحث خود بر عوامل موثر بر ذخیره سرمایه اجتماعی در یک جامعه می پردازد و معتقد است که عوامل، نه بر همبستگی گروهی، بلکه به شیوه برقراری ارتباط آن ها با افراد خارج از گروه خود مربوط می شود. پیوندهای مستحکم اخلاقی در داخل یک گروه، در بعضی از موارد باعث کاهش میزان اعتماد اعضای آن گروه با افراد خارج از گروه و کاهش همکاری مؤثر با آن ها می گردد. در بدترین شکل، این گروه ها ممکن است بی اعتمادی و عدم تسامح یا حتی نفرت و خشونت نسبت به افراد خارج از خود را پرورش دهند. سازمان های جنایی از قبیل مافیا از این جمله اند. بنابراین پیوندهای درون گروهی،‌می تواند روابط برون گروهی ایجاد کند که فوکویاما آن را "شعاع بی اعتمادی" یا   نامیده،‌هر قدر مقدار آن بیشتر باشد، آن گروه موانع بیشتری را نسبت به جامعه خود به وجود می آورد. بر حسب تغییرات آن میتوان میزان سرمایه اجتماعی را برآوردکرد. فوکویاما به غیر از دولت، دو عامل اجتماعی تأثیرگذار دیگر بر سرمایه اجتماعی را ذکر کرد،‌اولین منبع، مذهب است .مذهب،‌کماکان یکی از مهمترین منابع فرهنگ بوده و به احتما ل قوی،‌در آینده هم خواهد بود.اما در عین حال با فرقه گرایی میتواند تاثیر خاص بر ذخیره سرمایه اجتماعی داشته باشد. عامل دوم تأثیرگذار بر سرمایه اجتماعی در جوامع در حال توسعه،‌جهانی شدن است. جهانی شدن،‌نه تنها سرمایه، که فرهنگ و ایده هایی را هم به ارمغان خواهد آورد. جهانی شدن به طرقی به فرهنگ های بومی ضربه می زند و سنت های دیرپا را تهدید می کند. اما در عین حال،‌ایده ها، عادات و اقداماتی ‌از استانداردهای فعالیت مدیریتی گرفته تا فعالیت های سازمان های غیر دولتی را نیز به همراه دارد. جهانی شدن، فقط بهره مندی بانکداران سرمایه گذار از مزایای ارتباطات جهانی و انقلاب ارتباطات، نیست،‌بلکه اکنون،‌همه فعالان جهانی، از زیست محیطی ها گرفته تا سازمان دهندگان تشکیلات کارگری،‌می توانند در سطح فراملی، در عرصه بسیار وسیعتری نسبت به قبل، عمل کنند. (فوکویاما،1999)

کلاوس افه با توجه به ابعاد سرمایه اجتماعی آن را در بر گیرنده روابط انجمنی، اطمینان به نهادها و اعتماد بین اشخاص و اقوام و خیرخواهی می‏داند. عوامل تاریخی، فرهنگی ـ سیاسی و اقتصادی را در کم و کیف سرمایه اجتماعی موثر دانسته و خود سرمایه اجتماعی را به عنوان یکی از عوامل کارایی و توسعه اقتصادی، نظم و صلح جهانی، احساس امنیت و توسعه معرفی می‏کند (تاجبخش، 1384: 16) او هم نظیر برخی دیگر از صاحبنظران به مسأله کاهش سرمایه اجتماعی در کشورهای صنعتی از جمله در کشور آلمان اشاره می‏کند (اوفه و فوچز،1998 به نقل از عبداللهی و دیگران،‌1386 : 204-203).

       نتایج حاصل از مرور دیدگاه ها و نظریه ها نشان می دهد در دوران کلاسیک مضمون سرمایه اجتماعی در قالب برخی عناصر و مولفه ها مورد توجه صاحبنظران قرار گرفته است.  اما در دیدگاه های معاصر، سرمایه اجتماعی به مثابه پدیده ای چند بعدی و در درون گروه‌ها یا میان گروه‌ها مطرح شده است. در بررسی سرمایه اجتماعی تأکید اندیشمندان متفاوت بوده، برخی سرمایه اجتماعی را برای فرد تشریح کرده اند،‌ برخی همانند پاتنام به اجتماع محلی اندیشیده و گروهی چون کلمن هم به تحلیل رابطه فرد و جمع دست یازیده اند. همچنین، برخی بر شبکه ها متمرکز شده، گروه و ساختار اجتماعی را نقطه ورود به بحث قرار داده و دیگران هم هنجارها را مورد تأکید قرار داده اند.

     در این دیدگاه ها،‌ نوع و میزان سرمایه اجتماعی به شدت متأثر از متن و شرایط اجتماعی است. اجتماعات متفاوت فرصت های گوناگون را به شکلی نا برابر در اختیار افراد و گروه‌ها قرار می دهند. افزون بر آن با معیارها و قیود خود نوع روابط را تعیین و حیطه عمل کنشگر را تعریف می کنند. اما در هر شرایطی، روابط مناسب میان افراد و گروه‌ها نوعی دارایی به حساب می آید که می توان در خصوص تراکم، گستره و اندازه آن سخن به میان آورد. به این ترتیب، مفهوم سرمایه اجتماعی در روند تحول خود دارای مبانی نظری و روش شناسی قابل توجهی بوده که مبنای بسیاری از تحقیقات تجربی قرار گرفته است.

 

تحقیقات تجربی

          در سال‌های اخیر سنجش سرمایه اجتماعی در سطوح بین‌المللی، منطقه‌ای و ملی و در بخشها و اجتماعات مختلف انجام شده است. از آن جمله می‌توان به مطالعات بانک جهانی به منظور کاهش فقر و توسعه پایدار در کشورهای در حال توسعه و نظرسنجی ارزشهای جهانی اشاره کرد. در کشورهای مختلف هم در سطح ملی پژوهش‌هایی صورت گرفته است. در انگلستان دولت با هدف ایجاد سرمایه اجتماعی در میان کودکان و نوجوانان به منظور پیشگیری از فقر و جرائم تحقیقات گسترده ای را به انجام رسانیده است (کاتان،2002؛ آرمسترانگ،2002) پیمایش عمومی خانواده‌ها پنج بعد از سرمایه اجتماعی شامل رفتارهای دوستانه با همسایگان، مشارکت مدنی، شبکه‌های اجتماعی، حمایت اجتماعی و ادراک افراد از محیط زندگی محلی‌شان را میان دو گروه 24-16 سال و 25 سال و بیشتر مقایسه کرده که حاوی تفاوت‌هایی بین دو گروه سنی است.

          در امریکا نیز پس از مطالعات پاتنام 1990، جاکوب 1961، پاکستون 1999 و پورتز 1998 و کلمن 1994، نظرسنجی‌های متعدد انجام شده است. در کانادا نیز همچون بسیاری از کشورها به نقش سرمایه اجتماعی در تعیین وضعیت بهداشتی، اقتصادی و اجتماعی توجه شده است. نوریس با مروری بر پیمایش‌های دولتی و غیردولتی، سرمایه اجتماعی را بر اساس پنج مقوله اصلی مشارکت اجتماعی، اشتغال و تعهد اجتماعی؛ سطح توانمندی؛ درک اجتماع؛ شبکه‌های اجتماعی، حمایت اجتماعی و تعامل اجتماعی و اعتماد، رابطه متقابل و انسجام اجتماعی بررسی کرده‌اند (نوریس،2003)

          مطالعه اوزبرن در باره سرمایه اجتماعی جوانان روستایی در استرالیا از اهمیت خاصی برخوردار است. نتایج مطالعه چهار بخش ظرفیت‌ساز سرمایه اجتماعی شامل اعتماد، عاملیت اجتماعی، قدرت تحمل تفاوت‌ها و ارزش زندگی و چهار عرصه رشد سرمایه اجتماعی مشتمل بر روابط اجتماعی، روابط همسایگی، روابط خانواده و دوستان و روابط شغلی را شناسایی کرده است (اوزبرن،2003). در استرالیا مطالعات مهم دیگر در زمینه سرمایه اجتماعی انجام شده است (نگاه کنید به اونیکس و بولمن،1997؛ استون و هیوز،2002) عوامل تعیین کننده سرمایه اجتماعی در مطالعات یونان عبارتند از: مباهات ملی و هویت، ارتباطات ، اعتماد به نهادها درستکاری و فساد و فعالیت سیاسی(نوریس،2001). در دیگر کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه نظیر هند، تایوان، اندونزی، اوگاندا و ... هم مطالعاتی انجام شده است.

          در ایران هم طی سال‌های اخیر موضوع سرمایه اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. در مطالعه تاجبخش و دیگران (1382) سه مؤلفه اصلی سرمایه اجتماعی آگاهی، اعتماد و مشارکت استفاده شده و در بررسی دیگری، تأثیر سرمایه اجتماعی بر کارایی شوراهای محلی در استان فارس مورد سنجش قرار گرفته است. بررسی تجربی سرمایه اجتماعی جوانان در مازندران نشان می‌دهد، دو نوع گروه و سازمان مدنی در قلمرو خصوصی، اخلاق فردی، ورزش و اوقات فراغت و قلمرو سیاسی و اقتصادی از هم تفکیک شده که درصد قابل توجهی از جوانان عضو نوع اول بوده و سرمایه اجتماعی آنان از نوع پیوند دهنده[1]  است. سطح بالای این نوع در کنار کمبود سرمایه اجتماعی متصل کننده[2] ، تبیین کننده سطح پایین اعتماد اجتماعی در نمونه فرض شده است (شارع پور،‌1383).

          در پژوهش دیگری به مسأله سرمایه اجتماعی و رفتارهای داوطلبانه جوانان پرداخته شده و در آن کیفیت و شدت سرمایه اجتماعی نقش تعیین کننده‌ای در مرزبندی بین عرصه‌های خصوصی و عمومی و رفتار شهروندی داشته است (ذکایی، 1382). در مطالعه ای مشابه، در حالی که بعد هنجاری سرمایه اجتماعی گرایش‌های داوطلبانه را تقویت می‌کند، بعد ساختاری سرمایه اجتماعی بروز این رفتارها را تسهیل می‌نماید (روشنفکر، 1385).

           عملکرد تحصیلی ملاحسنی (1381) سرمایه اجتماعی را در ارتباط با نوع دینداری دانش‌آموزان، موسوی خامنه (1383) سرمایه اجتماعی و سلوک اجتماعی، مرجایی (1383) سرمایه اجتماعی را در بین دانشجویان مورد بررسی قرار داده‌اند. در پژوهش‌های دیگر، سرمایه اجتماعی و ارتباط آن با موضوع‌‌ها و مسایل دیگر مطرح شده است (فیروز‌آبادی، 1384؛ طاهری، 1382؛ برهان، 1383؛ خیراله‌پور، 1383؛ اکبری، 1383؛ فاتحی، 1383).

          نتایج بررسی پژوهش‌ها نشان دهنده آن است که سرمایه اجتماعی به گونه‌های متفاوتی مورد سنجش قرار گرفته و مؤلفه ها و شاخص های متعددی برای آن تعریف شده است. همچنین،‌نسبت کمی از مطالعات مربوط به جوانان بوده است. عدم امکان مقایسه نتایج با یکدیگر به دلیل تفاوت ابزار اندازه گیری و جامعه آماری متفاوت نکته قابل تأملی است که می توان به آن اشاره کرد.

 

چارچوب نظری