دوره و شماره: دوره 9، شماره 1، بهار 1387 
علمی

درک معنایی پیامدهای ورود نوسازی به منطقه اورامان کردستان ایران به شیوه پژوهش زمینه‌ای

صفحه 3-33

احمد محمدپور، مهدی رضایی

چکیده بررسی حاضر به بازسازی معنایی پیامدهای نوسازی از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی می‌پردازد. رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی با تأکید بر بینش سازه‌گرایانه اجتماعی  بر این باور است که کنشگران اجتماعی نقش اصلی در ساخت و بازسازی زندگی اجتماعی خود ایفا کرده و به گونه‌ای بازاندیشانه و آگاهانه در برابر محیط و تغییرات آن عمل می‌کنند. این رویکرد، برخلاف رویکرد پوزیتیویستی، که بر اصالت محیط، نظم و قاعده‌مندی در واقعیات اجتماعی و ثبات ماهیت انسان تأکید دارد، به اصالت انسان، سیالیت و بر ساخته شدن مداوم واقعیات اجتماعی و نیز انعطاف‌پذیری ماهیت انسان معتقد است. در این مقاله با به کارگیری این رویکرد سعی شده است به درک و تفسیر پیامدهای نوسازی در قالب مطالعه موردی اورامانات کردستان از منظر ساکنان آن سامان پرداخته شود. اورامان تخت منطقه‌ای است وستایی و کوهستانی که در جنوب غربی شهرستان مریوان واقع شده است. ساکنان این منطقه عمدتآ به فعالیت‌های دامداری، باغداری و کشاورزی محدود می‌پردازند. با این وجود در طی چند سال اخیر، تغییر و تحولاتی مانند پیدایش فعالیت‌های اقتصادی جدید، تکنولوژی و امکانات مدرن، آموزش و بهداشت نوین و دیگر عناصر نوین منطقه پدید آمده‌اند که بر ساختار اجتماعی این جامعه تأثیر گذاشته‌اند. لذا درک و تفسیر مردم از شرایط، فرایند و پیامدهای این تغییرات از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. روش‌شناسی پژوهش حاضر، کیفی است و از روش مردم‌نگاری برای انجام دادن عملیات تحقیق و انجام دادن کلیه مراحل کار میدانی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی از روش نظریه زمینه‌ای استفاده شده است. هدف عمده این مطالعه عبارت است از بررسی درک، تفسیر و ارزیابی پیامدهای نوسازی آن‌طور که توسط مردم تحت مطالعه تجربه می‌شوند، در این مطالعه پیامدهای نوسازی در ابعاد اقتصادی، قشربندی اجتماعی، آموزش مدرن، بهداشت مدرن، اعتقادات، تکنولوژی، ارتباطات و حمل و نقل، زبان، خویشاوندی و تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند. بعد از انجام دادن عملیات کدگذاری باز، محوری و گزینشی، برای هریک از ابعاد فوق یک مقوله هسته و مدل زمینه‌ای ـ پارادایمی ارائه شده. مقولات هسته عبارت بودند از: ارتقای معیشتی، رهایی، توانمندساز/ فشارآور، افزایش امید به زندگی، بقای اصول، رفاه‌آفرین/ چالش‌برانگیز، تسهیل‌بخشی، چالش زبانی، میل به بازگشت و تضعیف شبکه‌ها. مقوله هسته نهایی در این مطالعه درک نوسازی به مثابه ساختار بخش و ساختارشکن است. براساس این مقوله، مردم اورامان پیامدهای نوسازی را به مثابه ساختاربخش و ساختارشکن دریافته‌اند که در آن نوسازی از یک طرف ساختارهای جدیدی به جامعه آنان بخشیده است اما همزمان بسیاری از ساختارهای سنتی آنان را نیز دچار افول کرده است. مقوله هسته مذکور در قالب یک مدل زمینه‌ای ـ پارادایمی شامل شرایط، تعاملات (استراتژی‌ها) و پیامدها ارائه شده است.

علمی

بررسی جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر شادمانی

صفحه 34-57

مسعود چلبی، سیدمحسن موسوی

چکیده پژوهش حاضر کوشش می‌نماید ضمن مرور رویکردهای مختلف در باب شادمانی، با اتخاذ رویکردی جامعه‌شناختی به بررسی شادمانی بپردازد. در این مطالعه دو روش به‌کار گرفته شد. یکی روش پیمایش است که با انتخاب 386 نفر از شهرهای تهران، یزد، اردکان و میبد و با استفاده از پرسشنامه شادمانی آکسفورد انجام شد. دیگری روش تطبیقی کمی است که با استفاده از داده‌های ثانویه صورت گرفت. طبق داده‌های اخیر، رتبه سازمانی ایران در میان 69 کشور، رده 61 است که رده نازلی است. داده‌های پیمایش نیز میانگین شادمانی در چهار شهر مزبور را در سطحی پایین نشان می‌دهند. یافته‌های پژوهش همچنین نشان می‌دهد که روابط اجتماعی توأم با اعتماد اثر تعیین‌کننده بر شادمانی دارند و در این میان خانواده به‌عنوان عمده‌ترین تأمین‌کننده شادمانی افراد محسوب می‌شود.

علمی

نسبت «جامعه‌شناسیِ دین» با الهیات و کلام

صفحه 58-72

علی‌رضا شجاعی‌زند

چکیده در حالی کسب دانشِ الهیاتی ادیان در کنار دیگر علوم دین پژوهی به جامعه‌شناس دین توصیه می‌شود که ملزم است دریافت و اِظهارات خود را از آسیب‌های کلامی صیانت نماید. راه حل پوزیتیویستی تاکنون، اجتناب از الهیات برای مصون ماندنِ از سوگیری کلامی بوده است. اما راه حل این مقال، تمیز و تفکیک الهیات است از کلام در گام نخست و سپس تشریح و تحدید مسیرهای محتمل رسوخ ملاحظات کلامی است در مطالعه دین. با تجویز استمداد از الهیات، هم ضعف‌های جامعه‌شناسی دین در موضوع‌شناسی برطرف می‌شود و هم از برچسب ناروایِ کلامی به جامعه‌شناسانی که واجد دانش الهیاتی ارزشمندی درباره دین مورد مطالعه خویش هستند، جلوگیری می‌گردد.

علمی

مطالعه‌ای پیرامون رابطه قشربندی اجتماعی و مصرف فرهنگی با استفاده از داده‌هایی در زمینه مصرف موسیقایی در شهر تهران

صفحه 80-101

وحید قاسمی، رضا صمیم

چکیده در این مقاله جهت شناخت بیشتر ساز و کار تأثیر دو نظام اجتماعی و فرهنگی به بررسی ارتباط قشربندی اجتماعی و مصرف فرهنگی پرداخته‌ایم. قشربندی اجتماعی را با تاسی از انگاره وبری با دو مؤلفه طبقه و پایگاه و مصرف فرهنگی را بااستفاده از داده‌هایی در زمینه مصرف موسیقایی و با دو مؤلفه نوع و میزان مصرف، سنجیده‌ایم. برای بررسی فرضیات، داده‌هایی در زمینه نوع و میزان مصرف موسیقایی 360 نفر از ساکنان چهار محله اختیاریه، الهیه، پونک و جوادیه (برای گروه تحقیق هر کدام از محلات مذکور نماد طبقات و پایگاه‌های متفاوت بوده است) از محلات شهر تهران با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه جمع‌آوری شده است. یافته‌های حاصل از پیمایش نشان می‌دهد: 1. میان طبقه و پایگاه و میزان مصرف موسیقایی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، 2. پایگاه با هردو مؤلفه کیفی مصرف فرهنگی (موسیقایی) یعنی مصرف نخبه و توده رابطه معنادار دارد، 3. طبقه نیز تنها با یک مؤلفه کیفی مصرف فرهنگی (موسیقایی) یعنی مصرف توده ارتباط معنادار دارد، 4. هرچه پایگاه افراد بالاتر باشد گرایش آن‌ها به مصرف انواع موسیقی متعلق به فرهنگ نخبه بیشتر و گرایش‌شان به مصرف انواع موسیقی متعلق به فرهنگ توده کمتر است، 5. هرچه طبقه افراد بالاتر، گرایش‌شان به مصرف انواع موسیقی متعلق به فرهنگ توده بیشتر است، 6. در مجموع و با توجه به نتایج تحلیل رگرسیون مشخص شد، تفاوت پایگاهی (تفاوت در میزان تحصیلات، منزلت شغلی و اصل و نسب) افراد بیشتر از تفاوت طبقاتی (تفاوت در وضعیت اقتصادی) پیش‌بینی کننده میزان و نوع مصرف فرهنگی (موسیقایی) افراد است.

علمی

تحلیل نشانه‌شناختی نهادهای اجتماعی در سینمای رسول صدر عاملی

صفحه 102-126

فاطمه صفری

چکیده سینما از طریق فیلم به‌نحوی جامعه اطراف خود را به تصویر می‌کشد و در واقع گرایش‌های روحی، روانی و ضمیر ناخودآگاه جمعی را منعکس می‌سازد. فیلم‌ها با افشای نهادهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی یک جامعه روحیات یک دوران را مجسم می‌سازند. در این نوشتار با تکیه بر نظریه کراکائر در عین مدنظر داشتن نظریه ژان دووینیو و با روش نشانه‌شناسی در سطح تحلیل همنشینی و تحلیل جانشینی و بهره‌گیری از استعاره‌ها، نمادها و برخی رمزهای فنی به آشکارسازی نهادهای اجتماعی پرداخته شده است. بنابر یافته‌های تحقیق این نهادها مخدوش و بیمار بوده و گرفتار تعارضات هنجاری و بیماری‌هایی چون دورویی، ریاکاری و فریبکاری هستند و صفات ناپسند، ناهنجاری‌ها و کژرفتاری‌های بسیاری را باعث می‌شوند و بستر مناسبی برای اجتماعی شدن و هویت یافتن نوجوانان و جوانان نیستند. تعارضات هنجاری و ریاکاری ناشی از آن در بزرگسالان، در نوجوانان و جوانان سرکشی و سر باز زدن از هنجارهای اجتماعی را به‌دنبال دارد.

علمی

جامعه‌شناسی انزوای روشنفکران (نقد کنش‌های روشنفکران عصر مشروطه تا پایان سلطنت پهلوی اول)

صفحه 127-141

محمدجواد زاهدی، محمد حیدرپور

چکیده پیدایش گروه روشنفکران در ایران و به‌دنبال آن آغاز جنبش روشنفکری با هدف نوسازی جامعه، به آستانه مشروطیت بازمی‌گردد .روشنفکران عصر مشروطیت تا پایان دوره پهلوی اول نقش تاریخی دوران‌سازی را به‌عهدهداشتند. آنان پیشگامان مدرنیته و نوسازی بودند. خاستگاه اجتماعی و اندیشگی این روشنفکران و مفاهیم و مسائلی که به آن می‌پرداختند از زمینه‌های موضوعی جامعه‌شناسی تاریخی و از مباحث اصلی جامعه‌شناسی روشنفکران ایران است. چگونگی ایفای نقش اجتماعی و تاریخی توسط این روشنفکران، پایگاه اجتماعی آنان و نیز نحوه ارتباط‌شان با مردم و حکومت موضوع اصلی این پژوهش است. رویکرد روش‌شناختی تحقیق، رویکردی تحلیلی و انتقادی با استفاده از روش فرا تحلیل و اسلوب جامعه‌شناسی تاریخی است و در این راه از دیدگاه وبر و پارسونز و دیگر صاحبنظران در زمینه نقش اجتماعی روشنفکران استفاده شده است. هدف اصلی تحقیق، تبیین جامعه‌شناختی نقش اجتماعی و سیاسی روشنفکران در عصر مشروطیت و پهلوی اول و یافتن پاسخ برای این پرسش اساسی است که: « چرا روشنفکران پس از انقلاب مشروطیت نتوانستند مواضع اجتماعی و سیاسی تأثیرگذار خود را حفظ کنند؟». برای پاسخگویی به این پرسش چند پیش‌فرض تاریخی مطرح و سپس با استفاده از مطالعات تاریخی انجام شده در این زمینه به بررسی این پیش‌فرض‌ها پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که برخی روشنفکران ایران در عصر مشروطیت با در پیش گرفتن روش فرو کاستن معانی و مفاهیم مدرن به مفهوم‌های سنتی و برخی دیگر با تأسی به الگوی روشنگری فرانسوی که راهبرد خشونت‌آمیز را سرمشق خود قرار می‌دهد، موجب از دست رفتن مواضع اجتماعی و سیاسی تأثیرگذار اولیه خود شدند. البته در این فرایند ، ساختار فرسوده جامعه و فرهنگ سنتی حاکم بر آن و نقش مخرب محافظان فرهنگ سنتی و در اقلیت مطلق بودن اقشار تحصیلکرده و متوسط نیز در افول نقش روشنفکران مؤثر بوده است. علاوه‌بر این ، در دوره پهلوی اول اتخاذ استراتژی «توسعه آمرانه» به‌عنوان راهبرد اصلی ترقی جامعه و انسداد سیاسی که رضاشاه بر جامعه ایران تحمیل کرد، نیز از زمره عوامل مهم دیگری است که سبب از دست رفتن مواضع اجتماعی و سیاسی تأثیرگذار روشنفکران در جامعه ایران شد.

علمی

بررسی گروه‌های هدف در تبلیغات هشتمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در شهر تهران

صفحه 142-150

مهدی طالب، سیداحمد فیروزآبادی، حسین ایمانی جاجرمی، علیرضا صادقی

چکیده عمده‌ترین سؤال این پژوهش این است که توجه به گروه‌های هدف در بین تبلیغات کاندیداهای منفرد، تشکل‌ها، گروه‌های اصلی سیاسی و منتخبین در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در شهر تهران به چه صورت بوده است؟ در این تحقیق جمعیت آماری تمامی کاندیداها، احزاب و تشکل‌های شرکت‌کننده در انتخابات شهر تهران بوده که به تبلیغات پرداخته‌اند. تعداد کاندیداها در نمونه مورد بررسی 329 نفر و تعداد تشکل‌ها نیز 44 تشکل بوده است. داده‌های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل محتوای شعارهای انتخاباتی از منظر گروه‌های هدف در اقلام تبلیغی کاندیداهای منفرد و جمعی و مباحث نظری مربوط به گروه‌های هدف در نظریه‌های مربوط به سیاست‌های اجتماعی و رفاهی، تحلیل شده‌اند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که در بین هشت گروه هدف ــ کودکان، زنان، جوانان، سال‌خوردگان، فقرا، اقلیت‌های قومی و دینی، بازنشستگان، و معلولان ــ بیشترین توجه کاندیداهای منفرد و احزاب، به جوانان و زنان و سپس با اهمیتی کمتر از این دو گروه، فقرا بوده است. بازنشستگان، اقلیت‌های قومی و دینی و سپس کودکان، معلولان و سال‌خوردگان، نیز به ترتیب از اهمیتی به مراتب پایین‌تر برخوردار بوده و مورد کم‌توجهی و حتی بی‌توجهی کاندیداها و احزاب قرار گرفته‌اند؛ به‌گونه‌ای که دو گروه اخیر در بین تبلیغات احزاب اساسآ به چشم نمی‌خورند. کمیت بالا و در نتیجه حجم آرای تأثیرگذار گروه‌های جوان و زنان از یک طرف و نیز نفوذپذیری و امکان جلب آرای آنان در مقایسه با سایر گروه‌های هدف، از جمله دلایلی است که براساس آن می‌توان توجه بیشتر کاندیداها و احزاب به جوانان و زنان را نسبت به سایر گروه‌های هدف تبیین نمود.

علمی

مشکلات اجتماعی در اولویت ایران

صفحه 151-160

حسن رفیعی، سعید مدنی قهفرخی، مروئه وامقی

چکیده به دلیل گستردگی، تنوع و فقدان طبقه‌بندی مشخص و مورد توافق درباره مشکلات اجتماعی برای تدوین هر برنامه مداخله اولویت‌بندی آن‌ها امری اجتناب‌ناپذیر می‌باشد. این مقاله نتایج حاصل از طرح پژوهشی در این زمینه را ارائه می‌دهد. این پژوهش با استفاده از روش دلفی انجام شده و در آن نظرات 41 نفر از مدیران، کارشناسان و صاحبنظران درباره مشکلات اجتماعی در اولویت در چهار مرحله جمع‌بندی شده است. براساس نتایج حاصله از دیدگاه اعضای دلفی پانزده مشکل در اولویت مشکلات اجتماعی ایران قرار دارند که عبارت‌اند از اعتیاد، بیکاری، خشونت، بی‌اعتمادی اجتماعی، فقر اقتصادی، فساد، تبعیض اجتماعی، بی‌عدالتی در برخورداری از قدرت، نزول ارزش‌ها، افزایش میزان جرایم، سیاست‌های اقتصادی، معضل ترافیک، مسائل آموزش و پرورش، عدم رعایت حقوق شهروندی و نابرابری در اجرای قانون. در میان این مشکلات نیز اعتیاد، بیکاری، خشونت، بی‌اعتمادی، فقر و فساد در اولویت بالاتری در مقایسه با دیگر مشکلات قرار دارند مقایسه یافته‌های این پژوهش و مطالعات مشابه حاکی از در اولویت قرار داشتن اعتیاد و بیکاری نسبت به دیگر مشکلات است.