هستیشناسی معتاد (نظریه شبکه روابط اجتماعی در اعتیاد)
صفحه 5-28
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2037291.1736
مهین شیخ انصاری
چکیده این مقاله سعی دارد به این پرسشها پاسخ بدهدکه معتاد چیست؟و چه عاملی باعث میشود که معتادان بهبودیافته، دربهبودی بمانند؟روش مطالعه پدیدارشناسانه و نظری است. دادهها با روشهای کیفی و اسنادی-مطالعاتی جمعآوری شدهاند. نمونهها در مشاهدهمستقیم جلسههای معتادان درحال بهبودیNA وکنگره60، جلسههای خانوادههای معتادان در همسفران، نارانان و سیمانان، جلسههای گروهدرمانی کلینیک تخصصی ترک اعتیاد ثامن بودند. نمونهها در مصاحبهعمیق معتادان بهبودیافته، روانشناسانبالینی، روانپزشکان ومددکاران اجتماعی فعال در کمپهای چیتگر، ندایآرامش و وردیج و کلینیکهای تخصصی ترک اعتیاد بودند. نتایج تحقیق نشان میدهند که معتاد قبل از معتاد شدن «بیماریذهنیاعتیاد» دارد و از رویارویی با زندگی میگریزد، به عبارتی او «کاهل» لویناس است. بر اساس نتایج تحقیق «نظریه شبکه روابطاجتماعی در اعتیاد» را طرح کردیم. بر اساس این نظریه معتاد «بیماریذهنیاعتیاد» را از شبکه روابط اجتماعی معیوبی که در آن قرار داشته، کسب کردهاست و برای ماندن دربهبودی باید در شبکه روابط اجتماعی جایگزینی از معتادان بهبودیافته قرار بگیرد.
نحوة مواجهة جامعهشناسی با اقتصاد: اقتباس، انتقاد، نوآوری
صفحه 29-50
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2037706.1738
حمزه نوذری
چکیده متون بنیانگذاران جامعهشناسی بینامتنیتی است که در گفتگو و مجادله با متون دیگر ساخته شده است. متون علم اقتصاد کلاسیک و نوکلاسیک یکی از مهمترین متونی است که در شکلگیری علم جامعهشناسی نقش مهمی داشته است. گفتگوی متون جامعهشناسی با متون علم اقتصاد گاهی به شکل اقتباس و گاهی انتقادی بوده است اما این بینا متنیت پس از جامعهشناسان کلاسیک چندان مود بحث قرار نگرفته است. این مقاله با روش بینامتنیت نشان میدهد که متون جامعهشناسی کلاسیک از حیث دو مؤلفة انسانشناسی و اسلوب تحلیل چه داد و ستدی با متون علم اقتصاد داشتهاند. گاهی بینا متنیت و گفتگوی متون آشکار و روشن و گاه پنهان و اعلام نشده است اما بر اساس نشانههای درون متن میتوان طرف گفتگو را تشخیص داد. این گفتگو ساده و گذری نبوده بلکه بنیادهای علم جامعهشناسی را ساخته است. گفتگوی اقتباسی و انتقادی بنیانگذاران جامعهشناسی با بنیان گذاران اقتصاد کلاسیک و نوکلاسیک تفاوتها را در نوع نگاه به انسان و اسلوب تحلیل در متون جامعهشناسان کلاسیک نشان میدهد.
جامعهشناسی برنامه درسی سایه
صفحه 51-73
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2019228.1691
مرتضی بازدار قمچی قیه
چکیده هدف پژوهش حاضر این است تا ضمن بررسی آثار و ادبیات پژوهشی، مهم ترین نظریههای جامعهشناسی در ارتباط با برنامه درسی سایه را شناسایی و بررسی کند و ماهیت آن در چشم انداز نظریههای جامعهشناسی بررسی شود. چارچوب نظری این مقاله بر نظریه انتقادی مبتنی است و از نظر روش شناختی یک پژوهش کیفی است که در آن دادهها به شیوه اسنادی گرداوری و بررسی شدهاند.، برنامه درسی سایه از یک طرف به عنوان ابزاری است برای رسیدن اهدافی که از طریق برنامه درسی رسمی قابل تحقق نیست و طراحان و سیاست گذاران به واسطه آن به این اهداف دست مییابند. از طرف دیگر، زبانی است که دانش اموزان و معلمان از آن برای شکستن تابوها، برای بیان معضلات زندگی مدرسهای و اجتماعی بهره میگیرند. آنها میخواهند دغدغههای زندگی خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی را برجسته سازند. برنامه درسی سایه از زبان، ذهن، فکر و دل دانش آموزان و معلمان نشات میگیرد. بر اساس نتایج این پژوهش، مهم ترین نظریههای جامعهشناسی که برنامه درسی سایه را تبیین کردهاند عبارتند از: مارکسیسم، نظریه انتقادی، نظریه مقاومت، نظریه نیچه و روانکاوی.
گروههای نوپدید معنوی در جهان معاصر ریشههای فکری و مسیر احتمالی
صفحه 75-98
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2019341.1692
محمدمسعود سعیدی
چکیده مواجهۀ مناسب با گروههای نوپدید معنوی در جامعۀ معاصر به طوری که بتواند نظم اجتماعی را تضمین کند، مبتنی بر شناخت علمی این پدیدۀ اجتماعی و تشخیص مسیر تحولات احتمالی آنها است. متأثر از روند فزایندۀ جهانیشدن، تحولات نوظهور دینی در حالی که در هر جامعهای عناصری از فرهنگ غالبِ آن جامعه را بازتاب میدهند، دارای ریشههای مشترکی هستند که به تشخیص مسیر تحولات آینده کمک میکنند. در این مقاله، کوشش شده است با بررسی جنبشهای فکری که بر گروههای نوپدید معنوی تأثیرهای تعیینکنندهای داشتهاند، ریشههای تحولات معاصر شناسایی و دربارۀ مسیر آیندۀ آنها گمانهپردازی شود. برای این مقصود، از روش تحلیل و استنتاج منطقی از مهمترین پژوهشهای اجتماعی دربارۀ این موضوع استفاده شده است (فراتحلیل). درمان معنوی، تأکید بر استعدادهای درونی و رویگردانی از یک منبع بیرونی برای رستگاری، به خود انسانی، از مهمترین میراثهای جنبشهای پیشگام بر رشد گروههای نوپدید معنوی بوده است.
اعتبار در پژوهشهای پدیدارشناختی
صفحه 99-120
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2012197.1678
مهوش لطفی، کرم حبیب پور گتابی، صلاح الدین قادری
چکیده دغدغهی این مقاله مسائل مربوط به «اعتبار» در پژوهش پدیدارشناختی است. پدیدارشناسی کوششی برای غنابخشیدن به جهانِ تجربه است و در طول سالیان از تأکید صرف بر «توصیف محض» به تمرکز بر تفسیرِ تجربه گذر کرده است. پدیدارشناسی توصیفی تضمین میکند که شناخت به دست آمده میتواند پدیده را به همان شکلی منعکس کند که مشارکتکنندگان اولین بار تجربهاش کردهاند. در مقابل، هدف پدیدارشناسیِ تفسیری مشخصکردن آن دسته ازمعناهای پدیده است که مشارکتکنندگان در ذهن دارند. پدیدارشناسان توصیفی مسئلهی اعتبار را به شکلهای متفاوتی نگریستهاند: (۱) اینکه توصیف اساسیِ پدیده بتواند ذات شهودشده را بهدرستی ثبت کند؛ (۲) برای بررسی تحلیلهای پدیدارشناختی بتوان از وارسیخبرگان بهره برد؛ (۳) بازگشت به مشارکتکنندگان. از سوی دیگر، در پدیدارشناسی تفسیری مسئله این است که آیا تفسیرهای پدیدارشناختیِ مرتبط با ساختارهای معناییِ زیربناییِ توصیفها معتبرند و مضمونها و بینشهای برآمده از توصیفها مناسب و بدیعهستند؟
کودک - برده مجازی؛ مطالعهای در پدیده نوظهور کودکان کار مجازی
صفحه 121-146
https://doi.org/10.22034/jsi.2024.2010196.1730
رضا کردبچه، پروین سوادیان، عالیه شکربیگی
چکیده ظهور شبکههای اجتماعی فراگیرودرآمدزا نظیر اینستاگرام در عصر حاضر که قابلیت به نمایش وبه اشتراک گذاشتن وقایع زندگی روزانه را برای کاربران خود فراهم ساخته است ؛ سبب شده که امروزه با پدیده بدیع و نوین "کودکان کار مجازی" یا " کودکان کار اینستاگرامی" مواجه شویم کودکانی که در واقع به مثابه کارگران مجازی تحت فرمان کارفرماهای خود، از جمله والدین و یا بستگان درجه یک خود در این شبکههای اجتماعی مجازی فعالیت میکنند. لذا تحلیل جامعه شناختی زمینههای اجتماعی شکلگیری و پیدایش این پدیده درجامعه هدف اصلی این تحقیق بوده است. روش تحقیق این پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد بوده و افراد مورد مطالعه از طریق نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. مشارکتکنندگان درحقیقت والدین کودکانی هستند که بعنوان کارفرماهای آنها، فعالیتهای کاری-تبلیغی شان را درشبکه مجازی اینستاگرام مدیریت میکنند.از این رو تعداد 20 والد از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به سوالات محقق پاسخ دادند. نوع فعالیت و کارهای انجام شده توسط کودکان در شبکه اجتماعی اینستاگرام در سه دسته طبقه بندی میشوند. الف:کارهای تبلیغاتی، ب:کارهای نمایشی و ج: کارهای خدماتی. دادههای حاصل ازاین پژوهش پس ازمراحل سه گانه کدگذاری شامل باز، محوری و انتخابی در مجموع 255مفهوم، 22مقوله فرعی و4مقوله اصلی استخراج شد. مقولهها عبارتند از:"زیست-تجارت مجازی، کودک نمایشی مجازی، هویت سیال ومطلوبیت نهایی والدمحور"و در نهایت با تلفیق مدلهای بدست آمده مقوله هسته”کودک برده مجازی“معرفی گردید. یک نوع بردگی مدرن و استثمار مجازی که این بارنه در خیابانها توسط کودکان کارخیابانی برای تامین حداقلی معیشت و زنده ماندن، بلکه در فضای مجازی با هدف کسب درآمدهای میلیونی، سلبریتی شدن و به نمایش گذاشتن تمام جوانب زندگی خود توسط والد-کارفرماهای کودکان کارمجازی قابل مشاهده است.
