دوره و شماره: دوره 23، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 1-162 
پژوهشی

وضعیت و روند امید در جامعۀ ایران براساس داده‌های پیمایش‌های ملی

صفحه 3-28

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.560321.1613

مهربان پارسامهر، حسین امامعلی‌زاده

چکیده بروز وضعیت‌های نامطلوب در مقاطع مختلف، در هر جامعه‌ای محتمل است. اما آنچه مهم بوده، کیفیت مواجۀ جامعه با این وضعیت‌های بغرنج است؛ از جمله این قبیل موارد می‌توان از وضعیت امید در جامعه نام برد: اینکه آیا در بین شهروندان، امیدی به بهبود اوضاع وجود دارد یا خیر. دیدگاه شهروندان درخصوص مقایسۀ حال با گذشته، ارزیابی حال و میزان امید به آینده در حوزه‌های مختلف به دلیل اثرات و پیامدهای متعدد آن، بسیار مهم است. براین اساس، هدف مقالۀ حاضر، ارائه تصویری از وضعیت امید و نگرش نسبت به حال و آینده در جامعۀ ایران و روند تغییرات آن براساس دیدگاه پاسخگویان در پیمایش‌های ملّی است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل ثانویه به گزارش‌های پیمایش‌های ملیِ سنجش «ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان» که تاکنون سه موج آن در سال‌های 1379، 1382 و 1394 اجرا شده، و پیمایش‌های ملیِ «سنجش سرمایة اجتماعی کشور» (موج‌های 1384، 1393 و 1397) که درآنها گویه‌ای برای سنجش امید یا نگرش به حال و ارزیابی از آینده وجود داشت، مراجعه شد. یافته‌ها نشان داد که به صورت کلی، در خصوص ارزیابی وضعیت حال، همواره بیش از 85 درصد پاسخگویان از وضع موجود رضایت نداشته‌ و به ضرورت اصلاح اشاره کرده‌اند. همچنین، بررسی روند تغییر امید یعنی شاخص‌های مقایسۀ وضعیت فعلی جامعه با گذشته و همچنین نگرش نسبت به آیندۀ جامعه و شاخص‌های آنها (همچون شکاف طبقاتی، وضعیت اقتصادی و وضعیت رفاهی، نشاط، میزان رواج ویژگی‌های اخلاقی مثبت) بیانگر آن بود که ارزیابی از وضعیت فعلی و آتی جامعه در شاخص‌های مورد بررسی مطلوب نبود زیرا همواره درصد قابل توجهی از پاسخگویان در گزینه‌های ناامیدانه (بدترشدن وضعیت) جای گرفته‌اند و رهگیری روند تغییرات نشان داد با مرور زمان در برخی  شاخص‌ها روند فرسایشی و در برخی دیگر بهبود نسبی رخ داده است.
 

پژوهشی

تبیین جامعه‌شناختی رشد گروه‌های نوپدید دینی

صفحه 29-55

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.534018.1455

محمدمسعود سعیدی

چکیده در چند دهۀ اخیر، جامعۀ ایران شاهد شکل‌گیری و رشد گروه‌های معنویت‌گرا بوده است. با توجه به اختلاف عقیدتی و رفتاری آشکاری که اکثر این گروه‌ها با فرهنگ سنتی جامعه دارند، فراوان شدن آن‌ها مسائلی را برای جامعه رقم زده است. حفظ نظم اجتماعی در مواجهه با این واقعیت مبتنی بر شناخت علمی و بی‌طرفانۀ آن است. جهانی‌شدن و وجود شباهت‌ بین معنویت‌ها و عرفان‌های نوظهور در ایران با تحولات دینی در دیگر نقاط جهان، پژوهشگران را ملزم می‌کند تا شناسایی تحولات دینی را از چشم‌اندازی جهانی پی‌گیری کنند. یک بُعدِ این شناسایی، شناخت روندهای کلان اجتماعی و عوامل تسهیل­کننده­ای است که بستر مناسب را برای ظهور این تحولات در جهان و ایران فراهم می­کنند. مسألۀ این پژوهش، تبیینِ جامعه‌شناختی رشد گروه‌های نوپدید دینی از منظری جهانی و با هدف ارزیابی مواجهۀ رایج با آن است. در این پژوهش، با استفاده از تحلیل و استنتاج منطقی از پژوهش‌ها و یافته‌های پراکندۀ حوزۀ تخصصی جامعه‌شناسی دین، تبیین‌های مرتبط دسته‌بندی و تشریح می‌شوند. این تبیین‌ها در این جا به سیزده دسته تقسیم شده‌اند و در پایان و بر مبنای ماهیت تحولات و روندهای استنباط‌شده از تبیین‌ها، دربارۀ مواجهۀ رایج و مواجهۀ مناسب با گروه‌های معنویت‌گرا اظهار نظر شده است.
 

پژوهشی

آموزش عالی ایران و محیط‌زیست پایدار از نگاه آگاهان کلیدی

صفحه 57-79

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.553686.1576

صادق جهانبخش گنجه، فاطمه جواهری، صادق صالحی

چکیده در ایران مانند سایر جوامع همراهی با فرایند جهانی‌شدن و همچنین روند توسعه کشور، ضریب بهره‌گیری از طبیعت و احتمال آسیب رساندن به آن را شدت بخشیده است. انتظار می‌رود نهاد تعلیم و تربیت و به‌ویژه آموزش عالی در راستای فرهنگ‌سازی برای استفاده بهینه از طبیعت و تحقق محیط‌زیست سالم و پایدار فعالیت کند. به این دلیل متن حاضر بر این هدف متمرکز است که نشان دهد آموزش عالی ایران چگونه به مقوله محیط‌زیست پرداخته است. این مطالعه از حیث نظری بر آراء جان هانیگن و از جهت اسلوب تحقیق بر روش تحلیل مضمون استوار است. مشارکت‌کنندگان در پژوهش شامل ده تن از مدیران وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین کارگزاران سازمان حفاظت از محیط‌زیست هستند که به‌صورت نمونه‌گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. در وهله اول پاسخگویان به این واقعیت اشاره داشتند که اگر الگوی هانیگن مبنای داوری باشد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مورد پایداری محیط‌زیست فعالیت خاصی انجام نداده است. در مرحله دوم در پاسخ به این پرسش که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در این زمینه اساساً چه نوع فعالیتی می‌تواند انجام دهد نکته و نظرهایی پیشنهاد شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار مک کیودا تجزیه‌وتحلیل شد. در وهله اول از یافته‌های به‌دست‌آمده 99 کد استخراج شد، سپس با طبقه‌بندی کدها 13 مقوله شامل مداخله برنامه‌ریزی‌شده حاکمیت، توجه به اصل پیوستگی فرهنگی، آمایش سرزمینی، آگاهی ­بخشی و آموزش عمومی، گفتمان سازی در دانشگاه‌ها، تقویت تشکل­های مدنی، اولویت بخشیدن به پژوهش درباره محیط‌زیست پایدار، تدوین برنامه ­های آموزشی محیط‌زیست­ محور، تقویت همکاری بین بخشی در راستای محیط‌زیست پایدار، بهره­ گیری از نقش متخصصان، ظرفیت ­سازی از طریق رسانه­ ها و مدیریت سبز شناسایی و برجسته سازی شد.

پژوهشی

روحانیان کُرد اهل سنت و دغدغۀ شناسایی: مطالعۀ کیفی کنش‌ورزی سیاسی روحانیان اهل سنت در کُردستان ایران

صفحه 81-106

https://doi.org/10.22034/jsi.2022.554486.1584

امید قادرزاده، دنیا محمدی

چکیده با وجود پیوند دین و سیاست در دوره جمهوری اسلامی و  مشارکت فعالانه­ ی روحانیان اهل تشیع در سیاست، کنش ­ورزی سیاسی روحانیان اهل سنت در کُردستان وجوه متفاوتی پیدا کرده است. پژوهش حاضر در نظر دارد تا با واکاوی تجربه و درک نمونه ­ای از روحانیان اهل ­سنت سنندج  به شناسایی شکل‌های کنش ­ورزی سیاسی روحانیان، بسترهای موجود موثر و پیامدهای آن بر زندگی فردی و اجتماعی بپردازد. این پژوهش، با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ­ای انجام شده است و طی آن با  27 نفر از روحانیان سنندج مصاحبه بعمل آمده است. نتایج پژوهش مبیّن آن است که بسترهایی چون «محرومیت از شهروندی و حقوق اجتماعی»، «اختلال روابط نهادی»، «زوال مدارای مذهبی و هویتی»، «بی‌اعتمادی سیاسی» و «محدودیت منابع در دسترس» عرصه را برای کنش­ ورزی سیاسی روحانیان و ائمه جماعت در سنندج محدود  ساخته است.از این­رو، تجربه و درک روحانیان با احساس بی­قدرتی سیاسی همراه بوده است و به­رغم دغدغه‌های سیاسی و تأکید بر تشکل ­یابی سیاسی به ­مثابه ضرورت فعالیت سیاسی، آن­ها از مجاری نهادی برای پیگیری مطالبات ناامید بوده و به لحاظ سیاسی منزوی و با ناامیدی از صندوق رأی، به کنش­ های فرهنگی روی آورده ­اند. کنش­ ورزی سیاسی برای روحانیان پیامدهایی چون «محرومیت  اجتماعی»، «وابستگی به مردم» و «زوال اعتماد عمومی» به همراه داشته است که ناظر بر مقوله­ ی هسته ­ی «اختلال و نابرابری در شناسایی» است.
 

پژوهشی

اقتصاد سیاسی سرطان در ایران

صفحه 107-130

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.546410.1521

یوسف سلیمی قلعه، محمد فرهادی، نادر امیری

چکیده مسأله مرکزی این مقاله تحلیل امر اجتماعی در بیماری سرطان است. از این منظر استدلال شده که پزشک‌سازی، بیماری سرطان را به امری زیستی تقلیل می‌دهد و مؤلفه‌های اجتماعی این بیماری را از نظر پنهان می‌کند. این تصویر مخدوش مواجهه با کلیت این بیماری را که تحلیل آن به ساختارهای اجتماعی از جمله مناسبات اقتصادسیاسی راه می‌برد مسدود می‌کند. هدف این پژوهش نشان‌دادن ابعاد اجتماعی-اقتصادی سلامت و بیماری و مشخصاً سرطان است. روش تحقیق انتقادی با رویکرد اقتصادسیاسی است. در این روش اطلاعات موجود با رویکرد نظری ترتیب‌ یافته و تحلیل شده است تا دلالت‌های پنهان آن‌ها و روابط پوشیده‌ی وضع موجود آشکار شوند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که عوامل خطر ابتلا به سرطان از سوی مناسبات اقتصادی و اجتماعی تعیین می‌شوند و ساز و کار توزیع منابع و الگوی برخورداری افراد، میزان خطر ابتلای آن‌ها را توضیح می‌دهد. مصرف دخانیات، عدم‌تحرک و الگوی تغذیه که عوامل خطر سرطان محسوب می‌شوند متناظر با جایگاه طبقاتی افراد توزیع می‌شوند و گروه‌های پایین با خطر بیشتری مواجه هستند. فهم بیماری سرطان در کلیت آن، مسیر مواجهه با این بیماری را از پزشکی محض به سمت راهکارهای سیاسی در توزیع منابع هدایت می‌کند.

پژوهشی

سرمایه اجتماعی و مسئولیت‌پذیری محیط زیستی (مورد مطالعه: کارکنان سازمان‌های دولتی شهر بروجن)

صفحه 131-155

https://doi.org/10.22034/jsi.2023.556954.1599

علیرضا کریمی، کرم حبیب‌پور گتابی، مه گل مالکی بروجنی

چکیده شناخت وضعیت مسئولیت‌پذیری محیط زیستی کارمندان در شهر بروجن و رابطه سرمایه اجتماعی با آن، هدف اصلی این پژوهش است. نظریه پاتنام مبنای نظری پژوهش بوده و روش تحقیق پیمایش با ابزار پرسشنامه محقق ساخته است. یافته­ های پژوهش نشان می­دهد که بُعد نگرش محیط زیستی کارمندان با بُعد رفتاری آنها تفاوت قابل توجهی دارد. به لحاظ نگرشی حدود 96 درصد از کارمندان، وضعیت مسئولیت‌پذیری آنها در سطح متوسط به بالایی است (با میانگین 3/18) در حالیکه در بخش رفتاری وضعیت مسئولیت ­پذیری حدود 95 درصد از آن‌ها در سطح متوسط به پایینی قرار دارد (با میانگین 5/12). سرمایه اجتماعی با مسئولیت‌پذیری محیط زیستی رابطه مثبت و معناداری دارد. رابطه شاخص­های سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد، مشارکت، برهمکنش‌ها و حمایت اجتماعی با مسئولیت ­پذیری محیط زیستی تأیید شد. جهت تقویت مسئولیت ­پذیری محیط زیستی، شکل گیری برهمکنش‌های اجتماعی در قالب انجمن­ ها، روابط دوستانه و روابط با همکاران با محوریت حفظ محیط زیست ضرورت انکارناپذیری دارد.