مطالعه کیفی مذهب و قومگرایی در میان کُردهای شیعه و سنی
صفحه 3-29
سید حسین سراجزاده، امید قادرزاده، جمیل رحمانی
چکیده پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی به مطالعهی رابطة قومگرایی و مذهب در میان کُردهای ایران بپردازد. روش شناسی پژوهش، کیفی است و دادههای کیفی در این مطالعه با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق گردآوری شدند. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از روش نظریه زمینهای استفاده شده است. بر اساس روش نمونهگیری کیفی/ هدفمند و معیار اشباع نظری 31 نفر از کُردهای شیعه و سنی ساکن شهرستانهای مختلف استان کرمانشاه در این مطالعه شرکت کردند و درک وتفسیر آنها نسبت به پدیدهی قومگرایی و ارتباط آن با مذهب مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. دادههای گردآوری شده در قالب 53 مفهوم اساسی، 14 مقولة عمده و نهایتا دو مقولة هسته کدگذاری و تحلیل شدند. برای کُردهای سنی 28 مفهوم بهدست آمد که به 7 مقوله اصلی شامل، هویت یکپارچة کُردی، نارضایتی از دولت، تلقی سکولار از دین، ارجحیت قومیت بر مذهب، بیگانگی با هویت ایرانی، حق تعیین سرنوشت و نقش نخبگان قومی تقلیل یافته و یک مقولة هسته تحت عنوان «ناسیونالیسم کُردی سکولار» برای آن تعیین شده است. همچنین برای کُردهای شیعه 25 مفهوم بهدست آمد که به 7 مقوله اصلی شامل، هویت قومی کُردی، هویت ملی ایرانی، نارضایتی از دولت، سازگاری مذهب و قومیت، تاکید بر حقوق فرهنگی قوم کُرد،تلقی سکولار از دین و فقدان آگاهی تاریخی تقلیل یافته و یک مقولة هسته تحت عنوان «قومگرایی فرهنگی» برای آن تعیین شد. مقایسة مقولات بهدست آمده از دو گروه مصاحبه شوندگان سنی و شیعه نشان میدهد که در مورد دو مقولة «نارضایتی از دولت» و «تلقی سکولار از دین» دارای تشابه هستند و در سایر موارد همچون طرز تلقی نسبت به هویت کُردی، هویت ایرانی و رابطهی مذهب و قومیت دارای تفاوتهای اساسی میباشند.
قرابت/ غرابت جامعهشناسی مردممدار و حوزۀ عمومی (برداشتی نظری برای طرح روایتی «دیگر» از جامعهشناسی مردممدار و کاربست آن در ایران)
صفحه 30-53
بهرنگ صدیقی
چکیده جامعهشناسی مردممدار در ایران چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ طرح این پرسشِ هنجاری از این بابت اهمیت دارد که جامعهشناسی مردممدار در ایران مراحل اولیۀ صورتبندی را طی میکند. اما پاسخ به این پرسش تا حد زیادی وابسته به ویژگیهای حوزۀ عمومی در ایران است، چرا که به ادعای این مقاله پایه و مایۀ جامعهشناسی مردممدار در حوزۀ عمومی است. اما تلاش برای پرداختن به این پرسش در وهلۀ نخست مستلزم جد و جهدی نظری در چیستیِ حوزۀ عمومی است. پس از آنمیتوان ضمن بررسی ویژگیهای حوزۀ عمومی در ایران طرحی برای شرایط امکان جامعهشناسی مردممدار در ایران درانداخت. در این مقاله، ابتدا به لحاظ نظری، رویکردهای غالب در خصوص چیستی حوزۀ عمومی مرور و نقد میشوند؛ رویکرد هابرماس و آرنت از آن جمله است. در حین این مرور نظری، ویژگیهای روایت غالب از جامعهشناسی مردممدار، یعنی روایتی که بوراووی از آن به دست داده است، نیز بررسی میشود و با تکیه بر روایت آرنت از حوزۀ عمومی تلاش میشود روایتی «دیگر» از جامعهشناسی مردممدار پیش نهاده شود. پس از آن به مرور ویژگیهای حوزۀ عمومی در ایران پرداخته خواهد شد و مصادیق آن، در شکلهای نهادی و غیرنهادیِ آن، پرداخته میشود و نسبتِ هر یک از این مصادیق با روایتهای پیشگفته از حوزۀ عمومی بررسی میشود. این مقاله، از جمله مدعی است که مختصات حوزۀ عمومی در ایران با روایت آرنت همخوانیِ بیشتری دارد تا روایت هابرماسی از آن. از این رو، جامعهشناسی مردممدار در ایران در مسیری که پیشِ رو دارد باید ضمن بررسی مختصات این حوزۀ عمومی به نقد و آسیبشناسیِ آن نیز بپردازد. در انتهای مقاله، با تکیه بر ویژگیهای حوزۀ عمومی در ایران، طرحی اولیه برای صورتبندیِ جامعهشناسی مردممدار در ایران به دست داده میشود و محورهای نظری، روش شناختی و پژوهشیِ آن برشمرده خواهد شد.
گابریل تارد، تغییرات اجتماعی و ایدئولوژی
صفحه 54-70
حامد طاهری کیا
چکیده این مقاله به بررسی مفهوم ایدئولوژی در اندیشه گابریل تارد میپردازد. تارد، در قرن 19، تفکر خود را در سنت فلسفی لایبنیتس و در رقابت با نظریه جامعهشناسی دورکیم دنبال میکرد. برونو لاتور جامعهشناسی تارد را «جامعهشناسی ترجمه» نامگذاری میکند که بر اصل پویایی و تغییرات اجتماعی دلالت دارد. این مفهوم مشخص میسازد که جامعهشناسی تارد تا چه مقدار میتواند با ایدئولوژی مسلط دچار تنش شود. رویکردهای نوین به اندیشه گابریل تارد، در جریانهای متاخر جامعهشناسی، ضرورت شناخت او را با اهمیتتر میکنند. تارد با بررسی تغییرات قدرت در اجتماع بر اساس سه فرایند تقلید، تناقض و تطبیق به فهمی از کنشگر اجتماعی دست پیدا میکند که با کمک خلاقیت میتواند باعث شکلگیری جریانهای نوین اجتماعی شود. از نظر او این نوآوریها از طریق تقلید گسترده شده و به یک پدیده اجتماعی تبدیل میشوند. این پدیده نوین اجتماعی میتواند با ایدئولوژی مسلط دچار رویارویی شود. در نتیجه جریانی در حال تغییر از زندگیروزمره وجود دارد که از کوچکترین ذرات اجتماع برخواسته میشود و بواسطه فرایند تقلید در برابر ایدئولوژی مسلط قرار میگیرد.
نگرش به انگارۀ هنجارین شهروندی "شهروند خوب" کیست؟
صفحه 71-110
ملیحه شیانی، فاطمه صدیقی
چکیده شهروندی علاوه بر منزلت یا پایگاهی اجتماعی، نقشی اجتماعی نیز میباشد که کنشگران برمبنای چگونگی درک و ایفای آن بر منزلتی که بستر عملشان بوده است تأثیر میگذارند. نقش شهروندی، مانند هر نقش اجتماعی دیگر، از هنجارهایی تشکیل شده است که به حقوق و تکالیف مستتر در آن شکل میدهند. نوع نگرش به این هنجارها در تثبیت شکل خاصی از منزلت شهروندی در هر جامعهای مؤثر است. در این کار برای نگاه از دریچهای هنجاری به مفهوم شهروندی، با غور در ادبیات سیاسی و جامعهشناختی موضوع، انگارهای هنجارین از شهروندی پرداخته شده است. به این منظور نقش شهروندی به دو پارۀ حقوق و تکالیف تقسیم شده و سپس سه گروه هنجاریِ اخلاقی، اجتماعی، و قانونی در این نقش شناسایی شدهاند. پس از ساختِ انگارۀ مزبور، به بررسی این پرسش پرداخته شده که «نگرش شهروندان جامعۀ ما به انگارۀ ساخته شده چگونه است؟» و درواقع "شهروند خوب از نظر جامعۀ ما کیست؟" روش کار پیمایش بوده که به کمک ابزار پرسشنامه در جامعۀ آماری شهروندان بالای 18 سال شهر تهران، با حجم نمونهای معادل 401 پاسخگو، انجام یافته است. نتایج حاصل شده حاکی از آن است که در سطح هنجارهای قانونی، به عنوان نخستین سطح هنجاری، شاهد بالاترین اقبال هستیم و در سطح هنجارهای اخلاقی، که ناظر به تثبیت ارزشهای دموکراتیک در اذهان شهروندان است، پایینترین میزان نگرش مثبت را دارا میباشیم. این امر جامعۀ ما را، به لحاظ هنجاری، به الگوی کشورهای اروپای شرقی نزدیک میکند.
زنان و بازتولید پدرسالاری (مطالعه موردی: شهر کرمانشاه)
صفحه 111-152
سیاوش قلی پور، نادر امیری، مهسا تیزچنگ
چکیده مقاله حاضر در نظر دارد نحوة مواجهة زنان شهر کرمانشاه با نظام پدرسالاری را در بستر حوزة خصوصی مورد بررسی قرار دهد. بهاین منظور سِیر زندگی آنان متاثر از آموزههای نخستین خانواده تا تثبیت نقشهای آنان در قالب همسر-مادر، در پنج مرحلهی کلیشههای جنسیتی، ازدواج، زنانگی ایدهآل، حوزة زناشویی و حوزة خصوصی پیگیری میشود. رویکرد نظری مقاله مبتنی بر آراء پیر بوردیو است. روش بررسی مقاله کیفی است. تکنیک گردآوری دادهها بر اساس مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. پاسخگویان بر حسب شاخصهای سرمایة فرهنگی به سه گروه سنتی، مدرن و فرهیخته تقسیم شدند. شاخصهای پدرسالاری شامل هویت مردانه، مردمحوری، سلطة مردانه و نقطة ثقل کنترل در میان گروهها با هم مقایسه و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل دربردارندة تناوبی در کنشهای بازتولیدی و مقاومتی است که بستگی زیادی به سرمایة فرهنگی زنان و تجارب میدانی آنها در گروههای مذکور دارد. اهمیت تمامی عوامل فوق یکسان نبوده و در مواردی فشار ساختاری ناشی از آن موجب نزدیکی دیدگاههای زنان علیرغم تفاوتهایشان بود.
عوامل موثر بر تعاملات و ارتباطات دانشجویان با استادان مطالعه موردی دانشگاههای (آزاد، پیام نور و غیر انتفاعی)
صفحه 153-172
فاطمه باقری حیدری
چکیده تعاملات و روابط بین دانشجویان و استادان یکی از مهمترین عرصههای ساختار اجتماعی علم به شمار میآید. هدف از این مقاله بررسی عوامل جامعه شناختی موثر بر تعاملات و ارتباطات دانشجویان با استادان میباشد. عرصههای مختلف تعاملاتی با توجه به نظریههای جامعهشناسی علم و با چارچوب نظری بوردیو، مورد بررسی قرار گرفتهاند. در این پژوهش که از نوع تحقیقات پیمایشی بوده، جمع آوری دادهها با استفاده از پرسشنامه و انجام گرفته است. واحد تحلیل فرد و جمعیت آماری دانشجویان دانشگاههای پیام نور، غیر انتفاعی و آزاد شهرستان پلدختر است. یافتههای پژوهـش در راستـای تائید نظـریه بوردیو نشان میدهد موقعیت فرد در قلمرواجتماعی علم با توجه به میزان ترکیب سرمایههای فرهنگی او تعیین می شود .تعاملات استادان و دانشجویان با میزان سرمایههای آنها در بیرون و درون فضای آکادمیک رابطه مثبت و معناداری دارد.
معرفی کتاب: تاریخ اجتماعی سینمای ایران
صفحه 173-176
منوچهر دینپرست
چکیده تاریخنویسی امری است سهل و ممتنع. شاید بتوان روایتهایی را پشت سر هم قرار داد و آن را بهعنوان تاریخ به مخاطب قبولاند اما کسانی هم هستند که تاریخ نگاری برای آنها "علم" است و کار خود را بر اساس مستندات و بهطور روشمند انجام میدهند. در ابتدای این نوشتار نیز باید بر این نکته تأکید کرد که کتاب "تاریخ اجتماعی سینمای ایران" (A Social History of Iranian Cinema ) کتابی قابل تأمل و پژوهشی جدی در حوزه سینما در ایران است که دارای زبانی تئوریک و آکادمیک میباشد.
