دوره و شماره: دوره 10، شماره 1، بهار 1388 
علمی

بررسی جامعه شناختی تاثیر سرمایه اجتماعی بر دانش آفرینی

صفحه 3-28

محمد عباس زاده، لیلا مقتدایی

چکیده در هزاره سوم میلادی، از متولیان دانش، انتظار می رود با برخورداری از سرمایه اجتماعی مخصوصا در عرصه دانشگاهی، ضمن خلق دانش های جدید به عنوان سرمایه های پنهان، در جهت ترفیع مشکلات جامعه، نقش فعالی را ایفا  نمایند. بر این اساس، مقاله حاضر با هدف تعیین میزان دانش آفرینی در دانشگاه اصفهان، در نظر دارد از منظر جامعه شناختی، تاثیر سرمایه اجتماعی بر دانش آفرینی را تحلیل نماید. روش تحقیق، پیمایشی بوده و جامعة آماری پژوهش حاضر در برگیرنده  اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان به تعداد476 (سال1387) نفر می باشد که از این تعداد، 142 نفر بر اساس فرمول کوکران  و به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب گشته اند.  روش آماری مورد استفاده،  شامل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر بوده و برای محاسبه ضرایب مسیر، از برآوردهای روش لیزرل استفاده گردیده است. کلیه آمارها و اطلاعات تحقیق حاضر(بدست آمده از پرسشنامه) ، از طریق نرم افزار Spss17 ، صورت پذیرفته است.  نتایج تحقیق، حاکی از آن است که بین دانش آفرینی و سرمایه اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد. این امر نشان می دهد که اگر بر سرمایه اجتماعی استادان افزوده شود، در این صورت، سطح دانش آفرینی نیز ارتقا خواهد یافت. نهایت امر اینکه، توان متغیرهای مستقل مورد استفاده در تبیین واریانس متغیر وابسته(دانش آفرینی)، 19 درصد بوده است. مابقی، مربوط به تاثیر سایر متغیرها بوده که در تحقیق حاضر به آنها پرداخت نگردیده است.

علمی

روند تحول و موانع ساختاری توسعة سیاسی در ایران(1382-1304)

صفحه 29-63

محمد عبداللهی، فیروز راد

چکیده هدف مقالة حاضر پاسخ به این پرسش هاست که اولاً، توسعة سیاسی در مفهوم توسعة مشارکت و رقابت سیاسی، در دورة پس از روی کار آمدن رضاشاه تاکنون(1382-1304) – طی شش مقطع زمانی متوالی-  چه روندی را در ایران طی کرده  و چه فراز و فرودی را پشت سر گذاشته است؟ و ثانیاً، در این مدت نسبتاً طولانی، توسعة سیاسی در کشور با چه موانع و چالش های جدی مواجه بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش ها، که در حوزة جامعه شناسی سیاسی مطرح است، از نظریه های چاندوک، مور، هانتینگتون، اسکاچپول و لوسیانی در باب ضعف جامعة مدنی و حاکمیت دولت تحصیلدار- به عنوان موانع و چالش های جدّی توسعة سیاسی- بهره گرفتیم و نهایتاً این فرضیه مطرح گردید که هرچه تمرکز و اتکاء انحصاری دولت بردرآمد نفت، بیشتر و بنیة جامعة مدنی،ضعیفتر باشد، احتمال تحقق توسعة سیاسی در جامعه، کمتر می شود. بررسی و آزمون این فرضیه به کمک اسناد و مدارک معتبر تاریخی و شواهد و قراین آماری دقیق، نشان داد در هر دوره ای که دولت، خصلت تحصیلدارپیدا کرده و مستقل و بی نیاز از مالیات مردم گشته و از تمرکز قدرت برخوردار گردیده،عرصه را برای مشارکت و رقابت سیاسی تنگ تر کرده و مانع استقرار توسعة سیاسی شده است. برعکس، هرگاه قدری از خصلت و ظرفیت تحصیلداری دولت کاسته شده و یا دولت، ضعیف و دچار بحران مالی گردیده، به سمت مالیات ستانی از مردم گرایش یافته و نتیجتاً، فرصت مغتنمی برای رشد و بالندگی جامعة مدنی و توسعة سیاسی در کشور فراهم شده است. به این ترتیب، ملاحظه می شود توسعه سیاسی در ایران معاصر، به سبب وجود موانع ساختاری مورد اشاره، روندی ناهموار و زیگزاگی داشته و در ادوار شش گانة مورد بحث ، متناوباً  دچار قبض و بسط گردیده است.

علمی

بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با مدارا در بین دانشجویان دانشکده‌های علوم اجتماعی دانشگاه‌های تهران و علامه طباطبایی

صفحه 64-98

محمود شارع‌پور، تقی آزادارمکی، علی عسکری

چکیده امروزه حضور انسان‌های متفاوت در محل زندگی، کار و عرصه اجتماع از حساسیت ویژه‌ای برخوردار است. از آن‌جا که وجود چنین تنوعی ممکن است باعث ایجاد درگیری در صحنه اجتماع گردد لازم است تا با اجرای پژوهش‌های علمی زمینه همزیستی افراد متفاوت فراهم شود. تحقیق حاضر با استفاده از نظریه سرمایه اجتماعی پاتنام به دنبال بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و مولفه‌های آن با مدارا می‌باشد. روش تحقیق پیمایشی بوده و تعداد 220 نفر از دانشجویان دانشکده‌های علوم اجتماعی دانشگاه تهران و علامه‌طباطبایی که در نیمسال اول سال تحصیلی 88-1387 مشغول به تحصیل بوده‌اند به طور خود اجرا به پرسش‌نامه پاسخ داده‌اند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که از میان متغیرهای سرمایه اجتماعی، اعتماد نهادی با تمامی ابعاد مدارا رابطه معکوس و معناداری داشته است. همچنین رابطه مستقیم و معناداری بین مشارکت در شبکه‌های غیر رسمی سیاسی و شبکه‌های رسمی با ابعاد مدارا مشاهده شده است. نتایج تحلیل رگرسیونی حاکی از آن است که از میان متغیرهای سرمایه اجتماعی و متغیرهای زمینه‌ای چهار متغیر اعتماد نهادی، سن، شبکه‌های غیر رسمی سیاسی و سرمایه اجتماعی انحصاری و ارتباطی مهم‌ترین تبیین‌کننده‌های مدارا می‌باشند.

علمی

زمینه های فرهنگی و ادبی کشف حجاب در ایران؛ شعر مخالفان و موافقان

صفحه 100-137

محمدرضا جوادی یگانه، فاطمه عزیزی

چکیده  یکی از پرچالش ترین اقدامات رضاشاه، کشف حجاب است، که با مخالفت های فراوان در جامعه ایران روبرو شد. این مقاله، با نگاهی متفاوت به مساله کشف حجاب، تلاش دارد تا آن در زمینه فرهنگی و ادبی جامعه ایران در دهه آخر سده گذشته و دو دهه ابتدایی سده حاضر قرار دهد و بر این مبنا، با مقایسه شعر موافقان کشف حجاب با استدلال های دولتی در زمان کشف حجاب، و نیز مقایسه شعر موافقان کشف حجاب و شعر مخالفان، هم تفاوت بیان و استدلال موافقان و مخالفان را نشان دهد و هم ابتنای استدلال های دولتی کشف حجاب بر مدعیات مطرح شده در شعر موافقان کشف حجاب. تحلیل محتوای شعر شاعران کشف حجاب نشان می دهد که محتوای این اشعار پنج زمینه کلی زیر را داشته است: بهبود وضعیت عمومی زندگی و فرهنگی زنان با آزادی زنان و حضور آنان در اجتماع، تحصیل علم و هنر و معرفت، انکار رابطه دین و حجاب، عدم تاثیر حجاب بر عفت زنان، و باستان گرایی و مخالفت با اسلام. بررسی استدلال های دولتی کشف حجاب وجود این پنج عنصر را در آن نشان می دهد و بعلاوه دو استدلال اشتغال زنان و نیز عدم تاثیرپذیری از بیگانگان نیز وجود دارد که دلایل اضافه شدن این دو دلیل به دلایل گذشته نیز در این مقاله تبیین شده است.

علمی

انسجام درشبکه‌های همسایگی شهرمشهد

صفحه 138-161

علی یوسفی، محسن نوغانی، مهلا حجازی

چکیده همسایگی بخش مهمی از فضای عمومی شهراست که فرصت ارتباط اجتماعی را برای ساکنین فراهم می آورد و از این جهت در تقویت انسجام شهر سهم مهمی دارد. تحلیل ثانویه داده های همسایگی بر روی 30 شبکه همسایگی در سه منطقه برگزیده شهرمشهد به روشنی نشان می دهد که انسجام رابطه ای شبکه همسایگی این شهر کمتر از حد متوسط و بیشتر نیز متکی بر پیوندهای ضعیف همسایگی است و انسجام ارزشی شبکه نیز از لحاظ شدت علائق ارتباطی و تعهدات محلی ضعیف  اما از نظر اشتراک علائق و تعهدات نسبتا بالاست. تحلیل چندگانه انسجام رابطه ای و ارزشی شبکه همسایگی نیز حاکی از این است که متغیرهای ثبات مسکونی ، تراکم مسکونی ، تنوع پایگاهی ، تنوع قومی ، مذهبی و محلی در تغییرات انسجامی شبکه دخیل هستند و در این میان دو متغیرنخست یعنی ثبات مسکونی و تنوع پایگاهی سهم بیشتری در این تغییرات دارند.  

علمی

بررسی عوامل برانگیزنده گرایش به مهاجرت های بین المللی جوانان 30-18 ساله شهرهای شیراز و ارسنجان

صفحه 162-190

علی اصغر مقدس، زکیه شرفی

چکیده جریان مهاجرت‌های بین المللی به دلایل مختلفی مثل فروریختن مواضع سیاسی در امر جابه جایی، توسعه سیستم‌های ارتباطی، ارزان تر شدن هزینه‌های حمل و نقل، نابرابری در سطح دستمزدها در کشورهای مختلف و نیاز به نیروی کار و ... براساس آمار و اطلاعات دقیق درحال افزایش است. مطالعه حاضر با استفاده از نظریه‌های جاذبه و دافعه لی و جهانی شدن به بررسی عوامل براگیزنده مهاجرت770 نفر از جوانان 30-18 ساله شهرهای شیراز و ارسنجان پرداخته‌است. نتایج پژوهش نشان داد که گرایش به مهاجرت در بین جوانان ایران مانند سایر کشورهای جهان رواج یافته است، به طوریکه تنها 9درصد از افراد نمونه گرایش به مهاجرت داشته‌اند. نتیجه بررسی متغیرهای جمعیت شناختی، حاکی از آن است که گرایش به مهاجرت در بین پاسخگویان مرد، مجرد، درآمد پایین، تحصیلات لیسانس، سن25-22 و افراد ساکن در شیراز بیش از گروه‌های مقابل آنهاست و از بین عوامل زمینه ساز گرایش به مهاجرت؛ نگرش(منفی) افراد نسبت به اوضاع اجتماعی- فرهنگی و آموزشی، اقتصادی و سیاسی کشور، به ترتیب بیشترین تأثیر را داشته‌اند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در جامعه‌ای مثل ایران، عوامل اجتماعی_فرهنگی و آموزشی مانند عوامل اقتصادی و شاید بیشتر بر تمایلات و انگیزه های افراد نفوذ دارند. 

علمی

‌جنسیت و سیاست اجتماعی در اوضاع و احوال جهانی (تأملاتی پیرامون ساختار جنسیتی شدة امر اجتماعی)

صفحه 191-196

مهدی ابراهیمی

چکیده کتاب جنسیت و سیاست اجتماعی در اوضاع و احوال جهانی، ‌بخشی از برنامه پژوهشی نهاد تحقیقاتی سازمان ملل در زمینه توسعه اجتماعی (UNRISD) است و با ارائه تحقیقاتی مقایسه‌ای که توسط گروهی از متخصصان مسائل جنسیتی ( عمدتاً متعلق به کشورهای در حال توسعه) به انجام رسیده است، به کاوش در ابعاد جنسیتی سیاست اجتماعی می‌پردازد. این کتاب ضمن مطرح ساختن این بحث که دیدگاه جنسیتی به سیاست اجتماعی در کشورهای با درآمد پایین و متوسط همچنان امری حاشیه‌ای تلقی می‌شود، نشان می‌دهد که چگونه مسئله جنسیت بر نهادهای اجتماعی درگیر در سیاست اجتماعی همچون خانواده، بازار، سیستم آموزشی و بهداشتی و بخش دولتی تأثیر می‌گذارد. هدف کتاب نیز وارد ساختن چارچوب تحلیل جنسیتی به بطن تفکراتی است که پیرامون سیاست اجتماعی وجود دارد. به زعم نویسندگان این کتاب، حقوق اجتماعی و اقتصادی توسط ساختارها و اصلاحات اقتصادی، ‌طراحی‌ها و ظرفیتهای نهادی و آن دسته از فرایندهای سیاسی شکل می‌گیرد که عمیقاً آغشته به مسائل جنسیتی‌اند. آنها معتقدند اندیشیدن پیرامون ارائه خدمات اجتماعی می‌بایست عرصه‌ای فراتر از دولتها و بازارها را در بر گیرد.