دوره و شماره: دوره 19، شماره 1، بهار 1397 
علمی

تحلیلی بر احساس تعلق مردم به جامعه در حال تغییر ایران و عوامل موثر بر آن (موردمطالعه: شهر تهران)

صفحه 3-26

https://doi.org/10.22034/jsi.2018.36646

جواد صادقی جعفری، بهجت یزدخواستی، مصطفی اجتهادی

چکیده موضوع این مقاله سنجش میزان احساس تعلق به جامعه ایران و عوامل مؤثر بر آن است. تعلق اجتماعی در دو بعد تعلق عاطفی و تعلق عملی تعریف و با بهره­گیری از روش پیمایش و استفاده از پرسش‌نامه محقق­ساخته در طیف لیکرت و تکنیک نمونه‌گیری خوشه‌ای از مناطق 22 گانه تهران، 1016 پرسش‌نامه صحیح از ساکنین ۱۸ تا 65 سال به‌دست آمد. یافته‌ها نشان داد که تعلق به جامعه ایران در سطح متوسط قرار دارد و متغیرهای تعلق دینی، اعتماد اجتماعی، خِردگرایی و پایگاه اقتصادی- اجتماعی با میزان احساس تعلق رابطه دارد. همچنین متغیرهای زمینه‌ای تحصیلات، سن، وضع تأهل، با متغیر وابسته رابطه دارد. مدل‌های رگرسیونی چندگانه نشان داد که مجموع متغیرهای مزبور 325/0 تغییرات تعلق عاطفی و 321/0 تغییرات تعلق عملی را تبیین می‌کند. خِردگرایی و تعلق دینی الگوهای متفاوتی را از تأثیر بر ابعاد تعلق اجتماعی نشان داد.
 

علمی

طبقه اجتماعی و رتبة کنکور: مطالعه‌ای انتقادی در دانشگاه بوعلی سینای همدان

صفحه 27-67

https://doi.org/10.22034/jsi.2018.36647

احمد کریمی بهروزیان، نـادر افقـی، حمید عباداللهی چنذانق

چکیده پژوهش حاضر، با رویکردی انتقادی و با الهام از نظریة بازتولید فرهنگی بوردیو به‌ بررسی رابطه طبقه اجتماعی و موفقیت در کنکور در میان دانشجویان کارشناسی دانشگاه بوعلی سینای همدان می‌پردازد. پژوهش حاضر از نوع پیمایش و ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه است. جمعیت آماری شامل  (12500نفر) و حجم نمونه تعداد 370 دانشجو است که با استفاده از فرمول کوکران برای داده‌های کمی و روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. بنابر یافته‌های به‌دست آمده، بین سرمایۀ اجتماعیِ شبکه‌ای و هوش شناختی از یک سو و رتبة کنکور از سوی دیگر رابطة معنادار وجود داشت. یافته‌های حاصل از آزمون‌های تفاوت  بیانگر عدم وجود تفاوت بین اخلاق کار طبقات بالا و پایین، عدم وجود تفاوت طبقاتی بین دانشجویان رشته‌های محبوب و کمتر محبوب و  نیز عدم وجود تفاوت در میزان امیدواری به‌ آینده بین این دو دسته از دانشجویان، و همچنین وجود تفاوت هوشی بین انان و رابطة معکوس ناامنی غذایی با هوش شناختی بود.
 

علمی

بازخوانی شعر احمد شاملو در چارچوب رویکرد ساختارگرایی

صفحه 68-90

https://doi.org/10.22034/jsi.2018.36648

رشید هاشمی، فرهنگ ارشاد، سیف اله سیف اللهی، فیروز راد

چکیده  این مقاله تحلیلی بینا رشته‌ای بین جامعه‌شناسی و ادبیات است و سعی دارد شعر احمد شاملو را از منظری جامعه‌شناختی بررسی نماید. برای این منظور ضمن استفاده از نظریه های مختلف جامعه‌شناختی مربوط حوزه ساختارگرایی، از روش شناسی تحلیل گفتمان فوکو و تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف نیز استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می‌دهد که شعر شاملو دارای تعین معنایی و خطی است که در آن ارتباط دال و مدلول یک به یک است. این امر امکان تولید معنی و خوانش های مختلف در آثار وی را کاهش می‌دهد و از این رو بافتی ساختارگرایانه به آثار و اندیشه های وی داده است. این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که ادبیات ایران همپای ادبیات جهانی از ظرفیت بالایی در پرداختن به مسائل انسانی و اجتماعی برخوردار است و دارای رویکردهای متفاوتی در تفسیر این مسائل است که روایت شاملو تنها یکی از آن­هاست. این تحقیق و کارهای مشابه ضمن کشف چنین توانمندی­هایی، از مهجوریت این آثار کاسته، اهمیت تحقیقات بینارشته‌ای را روشن نموده و ضرورت آموزش توأمان آن­ها را در رشته­های دانشگاهی مربوطه یادآور می‌شود.  
 

علمی

تصویر مخدوش واقعیت اجتماعی در پوزیتیویسمِ استقراییِ نظریة زمینه‌ای

صفحه 91-125

https://doi.org/10.22034/jsi.2018.36649

زهرا آقاجانی، فرهاد سلیمان‌نژاد

چکیده در این مقاله می‌کوشیم تا با تکیه بر رئوس انتقادات کارل پوپر از پوزیتیویسم و استقراگرایی، این دو مبنایِ پوزیتیویستی و استقراییِ نظریة زمینه‌ای را مورد انتقاد قرار دهیم: اول، تهی کردن ذهن از هرگونه پیشداوری و ارزشگ‌ذاریِ اخلاقی در فرآیند تحقیق؛ و دوم، تقدم مشاهده بر نظریه، گرد‌آوریِ اطلاعات از طریق آن، مقایسة این اطلاعات بر مبنای تفاوت‌ها و شباهت‌هایشان، و نهایتاً استنتاج نتیجه‌ای کلی از این قیاس در قالب مفاهیمی انتزاعی. طبق ادعای نظریة زمینه‌ای، می‌توان با عمل به این مبانی واقعیت اجتماعی را «همان‌گونه که هست» اظهار کرد. استدلال می‌کنیم که در عمل این ادعا نه‌تنها محقق نمی‌شود، بلکه تصویری مخدوش و ای‌بسا تحریف‌شده از واقعیت اجتماعی اظهار می‌شود. همچنین عمل به این دو مبنا، محقق را به‌جای اینکه تبیین‌گر منتقد واقعیت اجتماعی باشد، به توصیف‌گری خنثی، یا به تعبیر ما به «کارگر اطلاعات» و «عملة داده‌ها» بدل می‌کند، و این به معنی از بین رفتن خصیصة ذاتیِ علم جامعه‌شناسی، یعنی جنبة نقادانة آن است.
 

علمی

تنظیمات ایرانی: حکومت‌مندی و برآمدن دولت مدرن در ایران

صفحه 126-148

https://doi.org/10.22034/jsi.2018.36650

آرش حیدری

چکیده بسترهای گفتمانیِ برآمدن دولت مدرن در ایران به دوران سال­های 1268 الی 1305 ه.ق برمی­گردد. در این دوران، وقایع و رویدادهای عمده­ای رخ دادند که روند رایجِ تاریخ سیاسی در ایران را تشکیل می­دهند و شاکله­ای مدرن به خود گرفته و اندیشۀ دولت فراگیر و هویت ملیِ واحد پروبلماتیک گردید. مسئلۀ اصلیِ مقاله حاضر از سویی تعیین تکلیف نظری با جریان­های رایجِ تئوریزه کردن تاریخ دولت در ایران است واز دیگر سو قرار دادنِ اندیشۀ دولت مدرن و پروژه ملت­سازی در بستر رویدادهای واقعی و فراموش شده. با ارجاع به وبا و قحطی به عنوان دو رویداد بزرگ و درهم­کوبنده در تاریخِ معاصر ایران (اما فراموش شده ذیل روایت­های غالب) نسبت گفتمان تنظیمات ایرانی و برآمدن دولت مدرن با این دو رویداد بررسی خواهد شد. با مفهومِ حکومت­مندی تلاش خواهد شد برآمدن تنظیمات ایرانی تشریح گردد؛ بدین ترتیب حکومت بر فقر که از دل وبا بیرون می­زند و در پزشکیِ مدرن نهادمند می­گردد و حکومت بر ثروت که از دل قحطی بیرون می­زند و در قالب تنظیم مالیه نهادمند می­گردد به عنوان دو روند اساسیِ حکومت­مندی و انضباط ایرانی بررسی خواهند شد و نسبت آن­ها با اندیشه­ی دولتِ فراگیر مورد بحث قرار خواهد گرفت.
 

علمی

بررسی رابطة بین باروری، مشارکت نیروی‎کار زنان و رشد اقتصادی (مطالعة تطبیقی ایران و کشورهای عضو گروه 7)

صفحه 149-171

https://doi.org/10.22034/jsi.2018.36651

محمد شریف کریمی، آزاد خانزادی، مسعود چشم‎اغیل

چکیده بررسی میزان تأثیر باروری و مشارکت اقتصادی زنان بر رشد اقتصادی از اهمیت زیادی برخوردار است. لذا در این مقاله به بررسی رابطة بین باروری‌، مشارکت نیروی‎کار زنان و رشد اقتصادی به صورت یک مطالعة تطبیقی بین ایران و کشور‌‎های گروه 7 پرداخته‎ شده است. در این راستا از داده‏های نرخ باروری کلی‌،  نرخ مشارکت نیروی‎کار زنان و  نرخ رشد اقتصادی طی دورة ۲۰۱۵-۱۹۹۰ که از بانک جهانی اخذ شده است برای تخمین مدل‎‌‎ها بهره گرفته شده است. به منظور برآورد مدل مربوط به کشور ایران از روش ARDL Bounds استفاده شده است و مدل برآورد شده برای کشور‌‎های گروه 7 را به روش اثرات ثابت پانلی برآورد شده است. نتایج نشان‎دهنده‏ی تأثیر منفی و معنادار باروری بر روی رشد اقتصادی در ایران و کشور‌‎های گروه 7 می‎باشد؛ به طوری‏که با یک درصد افزایش در باروری‌، رشد اقتصادی در ایران در کوتاه‎مدت و بلندمدت به ترتیب به میزان ۱۷۷/۰ درصد و ۱۶۶/۰ درصد کاهش می‎یابد و در کشور‌‎های گروه 7 به میزان ۰۱۲/۰ درصد کاهش خواهد یافت. همچنین یافته‎‌‎ها حاکی از آن است که بین نرخ مشارکت نیروی‎کار زنان و رشد اقتصادی در ایران و کشور‌‎های گروه 7 یک رابطة مثبت و معنادار وجود دارد؛ به نحوی که یک درصد افزایش در نرخ مشارکت نیروی‎کار زنان در ایران‌،  موجب ۰۳۶/۰ درصد افزایش در کوتاه‏مدت و ۶۳۵/۰ درصد افزایش در بلند‎مدت در رشد اقتصادی می‎شود و چنین تغییری رشد اقتصادی در کشور‌‎های گروه 7را به میزان ۰۵۹/۰ درصد در جهت مثبت تحت تأثیر قرار خواهد داد.